پیامبر اکرم (ص) :
داناترین مردم کسی است که دانش دیگران را به دانش خود بیفزاید..../..... به راستی من مبعوث گردیدم تا مکارم اخلاق را کامل کنم
Friday, 3 December , 2021
امروز : جمعه, ۱۲ قوس , ۱۴۰۰ - 28 ربيع ثاني 1443
شناسه خبر : 32846
  پرینتخانه » اخبار جهان, سرمقاله تاریخ انتشار : 22 نوامبر 2021 - 10:12 |

شش درس از یک پاندیمی

شش درس از یک پاندیمی

پاندیمی عفونت جدید ویروس کرونا COVID-19 به بزرگترین طلاتم در تاریخ دهه های اخیر تبدیل گردیده است. با توجه به پیامد های مخرب ناشی از شیوع این مریضی نهایت خطرناک، تصادفی نیست که این پاندیمی را با “جنگ سوم جهانی” مقایسه مینمایند. این پاندیمی خسارات بزرگی را به عرصه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور های زیادی در تمام قاره ها به بار آورده است. رقم قربانیان و آسیب دیدگان از این مرض به ده ها میلیون نفر میرسد. تنها تقریباً ۵ میلیون نفر مستقیماً از اثر این مریضی جان های خود را از دست داده اند.

مبارزه در برابر اولین و شدیدترین حملۀ ویروس با موفقیت همراه بوده است. علاوه بر این، بخش قابل ملاحظۀ از انسان ها با زندگی کردن در شرایط پاندیمی و همچنان با مشکلات و محدودیت های ناشی از آن و افسوس، حتی با خودِ مرض و عواقب فاجعه بار آن عادت کرده اند. تا پیروزی نهایی بر این مریضی راه درازی را در پیش داریم. خطر بزرگ است و دشمن فوق العاده خطرناک. کارشناسان همچنان از “اثرات اندوخته شده معجل” در مشکلات امروزی یادآوری مینمایند. فرجام این جنگ بی سابقه باز هم بروز کرده و به آن موضوع وابسته است که اقدامات کلیه کشور های جهان در مبارزه با این عفونت جدید تا چه اندازه همآهنگ خواهند بود. آیا ما میتوانیم از آن رویداد های تراژدیک درس بگیریم که بر ما تحمیل گردیده اند؟ آیا آماده هستیم تا برخورد های استراتیژیک خود را نسبت به مشکلات جدی جهانی و همچنان نسبت به تاکتیک اتخاذ اقدامات در شرایط سخت و غیرقابل پیشبینی مورد تجدید نظر قرار بدهیم، آنهم در زمانی که به واکنش فوری و دقیق نیاز است؟ این ها مهمترین سوالاتی اند که حالا از سوی انسان های دارای عقل سلیم در جهان مطرح میشوند. لیکن در قدم اول، حکومت های تمام دولت ها، اعضای سازمان ها و اتحادیه های بین المللی و “گروپ های تأثیر” مختلف باید باین سوالات پاسخ بدهند که اتخاذ تصامیم مهم و فوری در سطح جهان به آنها بستگی دارد.

کمی بیشتر از یکسال، در مقالۀ خود تحت عنوان “همکاری در عرصۀ امنیت در دوران پاندیمی ویروس جدید کرونا” برای مجلۀ “روسیه در سیاست جهانی” (شمارۀ ۴، ماه های جولای/اگست ۲۰۲۰) روی این موضوعات مفصلاً اشاره کرده بودم. در آنزمان واضح گردیده بود که خطرات ایجاد شده توسط ویروس کرونا قطعاً بالا اند. واکنش باین خطرات میتواند و باید جامع باشند. این مطلب مستلزم برقراری همکاری دایمی و پرارزش بین دولت ها، حکومت ها و شرکت ها میباشد. با تأسف، بسیاری از مفکوره های سازنده همچنان در سطح آرزو های خیرخواهانه باقی مانده اند: نتوانستند و یا (بیشتر از همه) نخواستند از این آرزو ها استفاده ببرند.

بنابر این، مانند گذشته مهم است تا فرصت های موجود از دست نروند. برای اینکه از فاجعۀ با چنین ابعاد، مانند پاندیمی جهانی ناشی از ویروس از قبل ناشناخته جلوگیری بعمل آید، لازم است تا از ارادۀ سیاسی، تلاش های دیپلوماتیک و استعداد ها در سطح برابر با تکنالوژی پیشرفته و واکسین کار گرفته و مواظبت از زندگی، صحت و امنیت میلیون ها انسان را بعنوان مهمترین اصل مافوق همه قرار داد. البته بدون وابستگی به تحصیلات، وضع اقتصادی، ملیت، سن، جنسیت و شغل. بدون این موارد، پیروزی نهایی بر ویروس غیرممکن میباشد.

میخواهم روی این موضوع مفصلاً بحث نمایم که تقریباً این دو سال کدام درس ها را به ما آموخته اند. ما کدام درس ها را فرا گرفته ایم و در آینده چی باید کرد.

درس اول: تهدیدات را باید جدی تلقی کرد. و برای جلو بودن اقدام کرد، و واقعه را قبل از وقوع آن علاج کرد
در دور اول شیوع ویروس کرونا، از ماه دسمبر سال ۲۰۱۹ میلادی الی اوایل ماه مارچ سال ۲۰۲۰ میلادی، در بسیاری کشور ها با این مریضی بقدر کافی با سهل انگاری و غفلت برخورد کردند. نخستین گزارشات پیرامون این مرض جدید بی نهایت با خونسردی درک گردیده بودند. در بسیاری موارد، مردم فکر میکردند که این ویروس خطرناک در “یک جایی دور” است و با کشور های توسعه یافته سر و کاری ندارد. عادت کردن با گزارشات روزانه در مورد فاجعه ها در بخش های مختلف سیاره نیز معلوم بودند. این گزارشات خبری معمولاً در صدر خبر ها قرار داشتند، ولی واکنش ها به چنین موضوعات مدت ها پیش ضعیف شده اند، زیرا که واکنش بی نهایت زیاد بودند. اما برای رهبری دولت ها برخلاف تنگنظران لازم بود تا آنزمان “زنگ خطر” را بصدا در میآورند.

این تأخیر گران تمام شد. این مصیبت الی اواسط ماه فبروری سال ۲۰۲۰ میلادی ابعاد هر چه بیشتر جدی تر را بخود پیدا کرد. در جهان امروزی با سرحدات شفاف و اقتصاد جهانی آن، اپیدمی ها نیز موانعی را نمیشناسند. تعداد مبتلایان و قربانیان این مریضی جدید افزایش پیدا کرد. ضرورت آوردن اصلاحات فوری در سیستم صحی، در ایجاد بستر های جدید در شفاخانه ها، در تجهیز نهاد های معالجوی با وسایل و تجهیزات طبی و همچنان در فراهم آوری وسایل حفاظت فردی برای مردم در برابر حکومت های بسیاری کشور ها قرار داشت. در روسیه در همان لحظه به تدوین پلان ها و برنامه های عمل در صورت شیوع کتلوی مریضی با سرعت عمل اقدام کردند. تمام ساختار ها و ادارات مسلکی به حالت آماده باش فوق العاده قرار داده شدند.
از اواسط الی آخر ماه مارچ و تقریباً تا اواسط ماه جون سال ۲۰۲۰ میلادی پاندیمی به فاز بعدی “حاد” داخل شد. خطر به واقعیت تبدیل گردید. مرض از چین دیگر کشور ها را با هجوم بدست گرفت. اپیدمی را به پاندیمی تغییر نام دادند.

این زمان را خوب بیاد داریم، زمانیکه سرحدات مسدود شدند، مراکز عملیاتی ایجاد گردیدند، دوره های طولانی رخصتی اعلان شدند، محدودیت ها بر تردد مردم وضع گردیدند. رهبری هر کشور بر سر دو راهی موهوم قرار گرفتند، نخست کی و یا چی نجات داده شود، اقتصاد و یا انسان ها؟ دقیقتر، پیشتر از همه پول ها را به کدام راه باید مصرف کرد، در بخش کمک های اجتماعی و یا در حمایت از تجارت؟ اکثریت کشور ها و روسیه که نیز شامل آنها میشود، راه مختلط را انتخاب کردند. پس از وضع مقررات سخت انزوا، یک توازن منطقی پدید آمده بود – دولت هم شهروندان و هم بخش های بیشتر آسیب دیده را نیز مورد حمایت قرار داده، در برابر وضعیت با انعطاف از خود واکنش نشان داده و همچنان از بروز سناریو های فاجعه بار جلوگیری کرده است. در همان اوایل سال گذشته پروتوکول های مؤثر برای تداوی مریضان در روسیه تهیه گردیده بودند، تولید و خریداری وسایل برای حفاظت انفرادی و تجهیزات طبی مورد نیاز به حالت عادی برگشته بودند. هیچکس از تدابیر قرنطین قطعاً به وجد نیامده بود. اما این موارد مؤثریت خود را به اثبات رسانیدند. در عین حال، لازم است آشکارا پذیرفت، به هر اندازۀ که مقررات “قرنطین” سختر باشد، به همان اندازه مبارزه در برابر اپیدمی مؤثر تر میباشد. بطور مثال در چین. موضوع دیگر اینکه هر کشور و باشندگان آن ویژگی ها، عادت های ملی و طرز های رفتار خود را دارد. واضح است، طرح های زیادی است که در اروپا پذیرفته نمیشوند، لیکن در شرق امکان پذیر اند. اما نتیجه در هر جایی بوده است. و موج پاندیمی کاهش یافت.

ما در تابستان – اوایل خزان سال گذشته به مرحلۀ سوم پاندیمی داخل شدیم. تا این موقع، اکثریت شرکت ها و فوق العاده مهم اینکه تمام سیستم تعلیم و تربیه فعالیت های خود را به سیستم کار از راه دور تغییر دادند. فضای خوشبینی در دستگاه های اداری در روسیه ایجاد گردیده بود، کانال های تشریک مساعی بین شهروندان و دولت مؤثرتر شدند. مردم توانستند مهمترین خدمات دولتی را از راه دور بدست بیاورند، پرداخت های اجتماعی در رژیم خود کار تحقق یافتند. واضح بود که اپیدمی با قوت جدید خود برمیگردد و دولت برای جلوگیری از آن، منابع قابل ملاحظه را اختصاص داد. آزمایشات واکسین ها در برابر ویروس پایان یافتند و اولین های این واکسین ها ثبت و راجستر گردیدند.

این کار هم زمان در بسیاری کشور ها جریان داشت. در عین زمان، نگرانی ها و نارضایتی ها در اجتماع رشد نمودند: مردم از قرنطین های طولانی و بیم دایمی از صحت شان خسته شده بودند. نقض حقوق بشر در زمان “قرنطین” اکثراً به موضوعات بحث ها در قاره های مختلف تبدیل گردیده بود.

مرحلۀ چهارم پاندمی که از خزان الی زمستان سال های ۲۰۲۰-۲۰۲۱ میلادی آغاز شده بود، بعنوان شاهد رشد جدید ابتلاء به مرض تلقی گردید. اشکال جدید ویروس پیدا شدند، ویروس کرونا همه جا گسترش یافت، اما نه در منابع محلی آن، طوریکه قبلاً جریان داشت. آنهایکه آرزوی غلبۀ فوری بر مرض و بازگشت به زندگی عادی را در سر داشتند، مجبور بودند با رویا های خود وداع نمایند. بسیاری از شهروندان با برقراری تدابیر جدید محدود کننده و “قرنطین” شدیداً منفی برخورد کردند. شعله ورشدن اعتراضات را در هالند، ایالات متحدۀ امریکا، ایتالیا، آلمان و سایر کشور ها شاهد بودیم. و حتی در روسیه، اگر چه در سطح بسیار پایین.

در بهار این سال به مرحلۀ پنجم پاندیمی داخل شدیم و این دوره الی اکنون ادامه دارد. حالا ما افزایش بیشتر سطح ابتلاء به مرض را مشاهده مینماییم که این افزایش با توجه به حجم بزرگ تست ها، به حد اکثر در تاریخ خود رسیده است. سطح ابتلاء به مرض در یک سطح بسیار بالای تقریباً بحرانی در نوسان است و واکسیناسیون جریان دارد. در عین حال، زندگی در واقعیت جدید مستلزم تصمیمات حساب شده، سنجیده و یک جنگ طولانی باصطلاح “سنگر به سنگر” در برابر پاندیمی میباشد. و این جنگ را باید با نیرو های مشترک همه کشور ها بپیش برد. صرف نظر از مشکلات واقعی و بویژه بلند پروازی های کسی.
درس دوم: مبارزه با پاندیمی صرف با تشریک مساعی جامعۀ بین المللی ممکن میباشد. بتنهایی همه محکوم به شکست اند.

اکنون در اقتصاد جهان چه جریان دارد؟ با یک کلمه میتوان به این سوال پاسخ داد – افت. و این افت نسبت به دوران بحران مالی سال های ۲۰۰۸-۲۰۰۹ نهایت جدی است. نهاد های بین المللی ابعاد آنرا در حدود از ۳،۳٪ (آمار صندوق بین المللی پول) الی ۳،۶٪ (بانک جهانی) ارزیابی میکنند. این مورد در کشور های خاص بیشتر محسوس میباشد. اقتصاد انگلستان در سال ۲۰۲۰ میلادی تا ۹،۸٪ متراکم شده است، فرانسه تا ۸،۱٪، آلمان تا ۴،۹٪، کانادا تا ۵،۴٪ ، افریقای جنوبی تا ۷٪ و هند تا ۸٪ (برویت آمار بانک جهانی). در مجموع، بحران بیشتر کشور های توسعه یافته دارای بالا ترین سطح جهانی سازی را ضربه زده است. صندوق بین المللی پول شکست اقتصاد کشور های پیشرفته در سال ۲۰۲۰ میلادی را به ۴،۷٪ تخمین میزنند، در حالیکه از کشور های رو به انکشاف به ۲،۲٪ میرسد. لیکن در عین زمان، اقتصاد های کشور های بیشتر پیشرفته قدرت خود را برای احیای مجدد پرتحرک به نمایش میگذارند. همینطور، بر اساس پیشبینی های سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه، اکثریت کشور های مترقی اقتصاد خود را الی اواخر سال ۲۰۲۲ میلادی تا سطح پیش از بحران (از نظر تولید ناخالص داخلی) دوباره برقرار خواهند ساخت. برخی از کشور های روبه انکشاف قبل از سال ۲۰۲۴ میلادی نمیتوانند به شاخصه های قبل از پاندیمی برگشت نمایند. هویداست که بحران مواد غذایی در جهان بمیان میاید. نرخ مواد غذایی در هر جایی رشد نموده و تورم آذوقه تند تر میگردد.

بمنظور کنترول پیامد های ناشی از افت، ایجاب مینماید تا یک سیاست مؤثر در راستای بازسازی بیشتر اقتصاد و حفظ ثبات نرخ ها روی دست گرفته شود. همین اکنون سطح بدهی ها در بعضی کشور ها و سرعت بی نظیر تورم به چالش های جدید در برابر این اهداف تبدیل گردیده اند. مواردی زیادی به آهنگ احیای مجدد دوران تجارت خارجی بستگی دارد، بخصوص از لحاظ صادرات و واردات خدمات.

حالا هیچکس دقیق پیشبینی کرده نمیتواند. عوامل متعدد غیراقتصادی اند که وضعیت در اقتصاد جهانی را تحت تأثیر خود قرار داده اند، بطور نمونه: سرعت واکسین زنی مردم، تهدید پیدایش اشکال بیشتر خطرناک ویروس کرونا. و بویژه بسیار مؤثر – عوامل دارای جنبۀ سیاسی. از جمله، مثلاً ارادۀ سیاسی برای همکاری های بین المللی در امر مبارزه با ویروس کرونا. اما تمام دولت ها آماده نیستند این مبارزه را از خود نشان بدهند. و این مورد امروز یکی از جدی ترین مشکلات پنداشته میشود.
هر بحران منجر به تغییرات زیادی در جهان میشود. و همچنان در صف آرایی نیرو ها در صحنه های بین المللی. “بحران ویروس کرونا” مستثنی نمیباشد. این ویروس پیشتر از همه با این ویژگی خود منحصر به فرد است که با تمام کشور های از لحاظ اقتصادی چه قوی و چه کاملاً فقیر در حقیقت برخورد یکسان دارد. بهرصورت به همه آسیب رساند و همه را مجبور کرد تا به بسیج منابع بپردازند. جدی ترین فشار طاقت فرسا بعضی اوقات بر دوش سیسم حفظ الصحه و بخش های اجتماعی سنگینی میکرد. هر کشور در مبارزه با اپیدمی مجبور بود نه با یک شر، بلکه با شر های متعدد میجنگید. در عین حال، کشور های نیز از امواج جدید اپیدمی در امان نبودند که در این کار معجزه مؤثریت از خود نشان داده اند. پروسه های جهانی سازی، انکشاف تکنالوژی ها و سرعت مبادلۀ ترانسپورتی باعث گردیده اند تا سیارۀ ما به محیط مناسب برای گسترش ویروس تبدیل گردد. هیچ دولتی نمیتواند “پردۀ آهنی” باندازد. دیر یا زود بهر ترتیبی که هست آن دولت مجبور است دوران تجارتی خود را از سر بگیرد، برای سیاحان و تاجران ویزه صادر کند و یا به شهروندان خود اجازۀ مسافرت به خارج از کشور بدهد. این بدین معنی است، (طوریکه در زمان نوشتن مقالۀ اول واضح گردیده بود) که مصونیت ویژه در کدام کشور خاص بوده نمیتواند. صرف مصونیت کتلوی با ابعاد جهانی ممکن میباشد که رسیدن به آن لازم است بصورت مشترک صورت گیرد.

داکتران و یا دانشمندان و همچنان نماینده های سازمان های معتبر بین المللی بشری این واقعیت ساده را بخوبی درک میکنند. لیکن، طوریکه تجربۀ ویروس کرونا نشان داده است، حکومت های تمام کشور ها حاضر نیستند این واقعیت را قبول کنند. فراخوانی ها برای تأمین همبستگی سراسری و عرضۀ کمک ها به یکدیگر در مبارزه با مرض، رفع تحریمات که موانعی را در سر راه کار سیستم های حفظ الصحه ایجاد میکنند و حتی فراخوانی برای برقراری آتش بس در “نقاط داغ” در گرما گرم شیوع پاندیمی در حقیقت با شکست مواجه شده اند. خود خواهی ملی، منطق دوران جنگ سرد، ترس و بیم های واهی و بی اساس، تلاش ها برای حفاظت از منافع محدود جیوپولیتیکی شخصی در بسیار موارد قوی تر از ارزش های کلی بشری مطرح بودند.

دولت ها بدون هشدار و یا مشوره با کشور های همسایه، سرحدات خود را بستند. به شریک ساختن معلومات (از جمله معلومات مهم حیاتی برای کار دانشمندان و داکتران) و یا کمک کردن ادویه و وسایل طبی به یکدیگر عجله نکردند. کسی ترجیح داد تا مشکلات خود را مستقلانه مرفوع سازد و کسی به کمک دیگران.

سیاست تحریماتی حتی در زمان پاندیمی نیز تغییر نکرد. برعکس، مثلاً مبارزه در برابر پروژۀ تجارتی مسالمت آمیز “Nord Strem-2” فقط تشدید گردید. جنگ ها ادامه داشتند و بعضاً با قوت جدید شعله ور میشوند، بطور مثال: جنگ در ناگورنو قره باغ، برخورد ها در سوریه، لبنان و افغانستان که همیشه جریان دارند، برخورد های وقفه یی در سرحد بین چین و هند و سلسلۀ اختلافات در افریقا. جنگ تجارتی بین ایالات متحدۀ امریکا و جمهوری خلق چین در محور رویارویی ایدئولوژیکی مغلقتر شده است و قطعاً به یک شبهِ جنگ سرد تبدیل گردیده است. تحرکات آشکار اکنون بیشتر شده اند، بویژه در اروپا. طی سال گذشته به یک امر معمول تبدیل شده بود که کشتی های ناتو همیشه به سرحدات روسیه در بحیره های سیاه و بالتیک به کشتی های روسیه نزدیک میشدند و حتی در بعضی موارد به نقض سرحدات میپرداختند.

پاندیمی ضرباتی را به پروسه های همگرایی نیز وارد کرده است. بخصوص این گرایشات را میتوان با مثال اتحادیۀ اروپا بصورت بارز دنبال کرد که در گذشته ها یکی از مستحکمترین اتحادیه ها حساب میشد. COVID-19 نشان داد که با توجه به مصیبت مشترک، اروپا اصلاً متحد نیست. کشور های اروپایی در گرما گرم پاندیمی حتی از یکدیگر حمایت نکردند. کمک ها به ایتالیا، کشوریکه وضعیت ابتلاء به مرض در آن به سطح بحرانی رسیده بود، نه از طرف دیگر اعضای اتحادیه رسید که از پذیرفتن مریضان ایتالیایی به شفاخانه های خود خودداری کرده بودند، بلکه روسیه و چین بودند که کمک ها را در اختیار ایتالیا قرار دادند. افزون بر این، جمهوری چک هنگام پروسیجر های گمرکی، حتی ماسک ها و ماسک های فلتردار اختصاص یافته برای ایتالیایی ها را ضبط میکردند. تنها پولند، رومانیا، و آلمان با یک تأخیر کلان از ایتالیا حمایت کردند. بالآخره اتریش، آلمان و لیوکزمبورگ حاضر شدند بستر های را در شفاخانه های خود در دسترس مریضان از کشور های همسایه چون بلژیک، هالند، فرانسه و ایتالیا قرار بدهند.

پس از آنکه اولین اوج پاندیمی سپری گردید، نهاد های اروپایی به آغاز یک نوع کار روی اشتباهات خود اقدام کردند، برای سازگاری با وضعیت و طرح ریزی تدابیر پیشگیرانه برای آینده ها کوشیدند. برای اینکه پیامد های منفی ویروس کرونا به حد اقل رسانده شود و نتنها از جان مردم، بلکه هم از عواید مردم حفاظت شود، اتحادیۀ اروپا طی سال ۲۰۲۰ میلادی، به اصدار بیشتر از هزار فیصله پرداخت. بودجۀ توسعه یافته صندوق NextGenerationEU منظور گردیده که در مجموع فرصت داد تا شاید هم یک بستۀ تشویقی نه چندان هنگفت به مبلغ عمومی ۱،۸ تریلیون یورو را در اختیار قرار بدهد.

درس سوم: اعتماد متقابل بین دولت ها مهمتر از تجارت، آیدئولوژی و رقابت

گسترش ویروس کرونا یک مشکل دیگر یعنی بحران جهانی اعتماد را نیز برملاء ساخته است. این بحران در نادیده گرفتن سازمان های بین المللی، “مقابله بین واکسین ها”، سوءظن های دایمی متقابل و جستجوی مقصرین در شیوع ویروس ظاهر شد. اعتبار سازمان صحی جهان شدیداً سست شده است. بسیاری کشور ها از همکاری با سازمان صحی جهان شانه خالی کردند، و تمویل این سازمان از سوی ایالات متحدۀ امریکا عملاً متوقف گردید. سپس همکاری در چهارچوب سازمان صحی جهان یک طوری عادی گردید. اما مشکلات تا امروز باقی مانده اند. مشکل اساسی از این قرار است که سازمان، آن اهرم را در اختیار ندارد تا متکی به آن، دولت ها را برای پیشبرد یک سیاست واحد و همآهنگ در همه سطوح مجبور سازد. حکومت های ملی حق دارند به توصیه های سازمان صحی جهان تسلیم نشوند و یا حق دارند به اصدار فیصله های خود، بعضاً در مخالفت با فیصله های جهانی بپردازند. بنابراین، ایجاب مینماید تا در مورد دادن صلاحیت ها به سازمان صحی جهان برای اتخاذ فیصله های با اهمیت تجهیزی بنفع کلیه جامعۀ جهانی در شرایط فوق العاده (مثلاً شرایط پاندیمی) فکر کرد. بعید نیست که تفویض چنین صلاحیت ها به سازمان نیازمند تصویب یک کنوانسیون بین المللی همکاری در این عرصه از طرف اعضای سازمان ملل متحد میباشد.

با تأسف که سیستم ضمانت ها تا فی الحال ایجاد نشده است که از انکشاف خطرناک اوضاع هنگام بروز پاندیمی جدید جلوگیری میکرد. تاریخ نمونه هایرا شاهد است، زمانیکه بخصوص همکاری های بین المللی و امتناع از دُگم های ایدئولوژیکی برای داکتران و دانشمندان از کشور های مختلف فرصت داد تا امکانات مؤثر را برای مبارزه با شیوع امراض حاد، مانند فلج اطفال، سرخکان و آبله تهیه نمایند. اکنون منافع جیوپولیتیک دولت ها حتی با موضوع واکسین زنی برخورد میکند. تقریباً ده نوع واکسین در جهان موجود است. لیکن یکی از این واکسین ها در همۀ کشور ها ثبت و راجستر نگردیده اند.

چرا چنین وضعیت جریان دارد؟ جواب واضح است. تمام کشور ها در قدم اول میکوشند از تولیدات خود حمایت کنند. علاوه برآن، موضوعات واکسین زنی رنگ و بوی ایدئولوژیکی را بخود گرفته است، باین مفهوم که “تولید داخلی بهترین است!”، حتی اگر مورد تأیید هم قرار نگرفته باشد. منافع اقتصادی نیز تأثیر گذار اند، زمانیکه کشور ها تلاش دارند واکسین های خود را با مفاد در بازار جهانی بفروش رسانیده و بر رقیبان شان پیروزی حاصل کنند. در این صورت، یک “اما” بدست فراموشی سپرده میشود: یکی از چنین امپول ها نجات و یا از دست دادن زندگی انسان پنداشته میشود. باصطلاح “ملی گرایی تزریقی” و جنگ های تجارتی دیگر به عوامل قربانیان متعدد تبدیل شده اند که با هیچ موردی قابل توجیه نمیباشند. ضعف سازمان صحی جهان و عدم موجودیت یک ارگان فوق ملی تأثیرگذار بر اقدامات اپیدمیولوژیکی دولت های مختلف در مفهوم واقعی کلمه به مرگ مشابه تبدیل میشود.

کاملاً هویداست: تمام کشور های جهان نتنها باید، بلکه مکلف اند از منافع جیوپولیتیک خود بخاطر نجات انسان ها بگذرند. واکسین های تولید شده در دیگر کشور ها را بپذیرند. اما مهمتر از همه، مقدار کافی از چنین ادویه ها را در دسترس سازمان ملل متحد و یا سازمان صحی جهان قرار بدهند تا به کشور های بفرستند که مستقلانه توان خریداری دوا ها را ندارند.
یک بعد دیگر در سیاست خارجی یعنی باصطلاح آن پاسپورت های COVID-19 (و یا طوریکه در بعضی کشور ها کنایه آمیز بنام “پاسپورت های امکانات” یاد میشوند) هستند که با موضوع پذیرفتن متقابل واکسین ها ارتباط تنگاتنگ دارد. این موضوع ساده ترین و منطقی ترین راه و روش برای احیای یکی از حقوق بنیادی شهروندان منحیث حق آزادی برای جابجایی میباشد که فرصت را برای “بازگشایی سرحدات” و در عین حال برای تأمین امنیت مردم میسر میسازد. لیکن چنین سیستم میتواند بصورت مؤثر کارایی داشته باشد، فقط در صورتیکه واکسین های مختلف از طرف تعداد بزرگی از کشور ها پذیرفته شوند. و بخصوص این موضوع مهم است که سیستم واحد برای تبادلۀ معلومات در مورد افراد مریض و واکسین شده، بطور مثال تحت سرپرستی سازمان صحی جهان و یا یک نهاد ذیصلاح سازمان ملل متحد ایجاد گردد.

باز هم مانند سال قبل، ناگزیر تکرار کرد: هر دوی این سازمان مکلف اند زمینۀ مورد نیاز را برای طرح ریزی ابتکاراتی میسر سازند که در فایق آمدن بر عفونت خطرناک در تمام قاره های سیاره کمک میکنند. این تنها یک نقش نیست، بلکه یک ماموریت است که باید بر عهدۀ ساختار های با نفوذ و معتبر بین المللی گذاشته شود. بویژه این نهاد ها قادر خواهند بود بالاتر از نظرات مغرضانه و منافع سیاسی قرار بگیرند که در حال حاضر از همکاری در مقیاس جهانی جلوگیری میکنند.

“ملی گرایی واکسین” هم باعث بروز سوءظن های جدی متقابل بین کشور ها میشود که گویا این ویروس مرگبار ساختۀ دست انسان ها میباشد. خود واقعیت موجودیت لابراتوار ها که مصروف پژوهش روی ویروس های مرگبار در ایالات متحدۀ امریکا میباشند و هم آنچه که برای روسیه در قلمرو شرکای ما در چهارچوب اتحادیۀ کشور های مستقل مشترک المنافع نگران کننده است، در حکم مهر تأیید بر چنین ادعا ها تلقی میگردند. فعالیت های چنین مراکز قطعاً شفاف نیستند. کنترول بین المللی بر تحقیقات مشابه وجود ندارد. خطر “سرایت” عفونت که جهان دیگر تحمل آنرا ندارد، باندازۀ کافی واقعی میباشد. موجودیت یک سیستم کنترول بر چنین لابراتوار ها مبتنی بر اصول شفافیت متقابل بدون قید و شرط لازم میباشد. ولی مهمتر از همه، ایجاد یک سیستم بین دولت ها برای ضمانت های متقابل و مسئولیت کامل در قبال عواقب احتمالی ناشی از گسترش مواد و ادویه های خطرناک. در شرایطی که دنیا در حال جهانی سازی شدن است، انتشار این مواد در کوتاه ترین وقت قادر به بروز فاجعه میباشند. علاوه بر آن، جامعۀ جهانی باید بتوافق برسد که دولت ها در اوضاع غیررسمی یکدیگر را از تهدیدات بمیان آمده – بیولوژیکی و غیره فوراً با خبر میسازند.

در مقالۀ قبلی نوشته بودم اینکه کنوانسیون منع سلاح بیولوژیکی منحیث یکی از اسناد بنیادی بین المللی در بخش امنیت باید به حجم کامل آن تطبیق گردد. پس از ختم پاندیمی مهم خواهد بود تا روی اصول همکاری های بین المللی در عرصۀ تحقیقات بیولوژیکی بصورت بنیادی تجدید نظر صورت گیرد. با تأسف که همه شرکای ما برای همکاری در این جهت اظهار آمادگی نمیکنند که این امر باعث بروز تشنج و عدم اعتماد متقابل میگردد.

بحران یک مشکل دیگر را نیز وخیم تر ساخته است: جرایم سازمان یافته، ساختار های تروریستی و افراطی در فضای احتمالی فعالتر شده اند. این موضوع تهدید جدی را در برابر امنیت بسیاری از دولت ها در پی خواهد داشت. روی این موضوعات چون مبارزۀ مشترک با جرایم سایبری، همکاری بین ارگان های تنفیذ قانون در کشور های مختلف و انکشاف سیستم هایکه امنیت جهانی را در جهان دیجیتالی تأمین میکنند، اشاره کرده بودم. به قوانین و کنوانسیون های بین المللی جدید پیرامون مبارزه با تروریزم و جرایم در فضای احتمالی احساس ضرورت میشود. با تأسف ناچار باید پذیرفت که کار در این بخش بسیار کند جریان دارد. طی سال گذشته، پیشرفت واقعی همچنان صورت نگرفته است.

درس چهارم: واکسین جبری چندان مؤثر نیست، روشن گری باید کرد

تهدید تا چه اندازه بحرانی است که ویروس کرونا موجب آن شده است؟ آیا حالا واکسیناسیون عمومی منحیث اقدام پیشگیرانه بر ضد امواج جدید پاندیمی ضروری پنداشته میشود؟ با وضاحت تمام جواب، نظریات مختلف در این زمینه در اجتماع وجود دارند. گروه های باصطلاح مرتد کوویدی نیز وجود دارند که به نادیده گرفتن توصیه های دانشمندان و داکتر فعالانه فرا میخوانند.

بنابراین، دولت ها با مسایلی روبرو اند که از نقطۀ نظر اخلاق، مفاهیم بسیار مختلف دارند. منافع شخصی شهروندان تا چه اندازه میتوانند در مغایرت با منافع اجتماع قرار گرفته و برخلاف موازین امنیت سایر مردم باشند؟ آیا یک دولت حق دارد مردم را به واکسیناسیون حتمی مجبور سازد؟
از آغاز پاندیمی، کار روشن گری در تمام کشور ها جریان دارد. به شهروندان تشریح میکنند و نشان میدهند که برای خیر عمومی، گاه گاهی ایجاب میکند تا از منافع، راحت و یا حتی از حقوق بنیادی شخصی گذشت، مثلاً از آزادی برای گشت و گذار. چیزیکه تداوی میشود، بدون بستگی به آن که تو میخواهی و یا نمیخواهی باید انجام شود، زیرا خطر ابتلای اطرافیان بزرگ است. باید تمام تجویزات مقامات را حتماً تطبیق کرد. همچنان مانند واکسین کردن، اگر به گروپ افرادی شامل شوی که با خطر بالای شیوع بیشتر ویروس مواجه اند. در جواب اتهامات کاملاً قابل پیشبینی در “اقتدار گرایی واکسین” و “نقض حقوق بشر” بگوش میرسند.

آیا چنین امر جبری همیشه موجه دانسته شده است؟ سوال، سوال مورد بحث و مغلق است. از یک طرف حقوق بشر که پایدار است. از سوی دیگر، شهروندان اند که با ویروس مسقیماً در تعامل میباشند و یا با تعدادی بزرگی از انسان ها در تماس میباشند و همچنان در بخش های صحی، تحصیلی، در موسسات تغذیۀ اجتماعی و در نهاد های دولتی همیشه پر جمعیت کار مینمایند. ابتلای آنها به ویروس صحت و زندگی دیگران را با خطر مواجه کرده و حقوق سایرین را نقض میکنند. مهم است به جستجوی توازن مورد نیاز پرداخته شود.

البته بخاطر نجات میلیون ها انسان، میتوان بر آزادی ده و حتی هزاران انسان محدودیت وضع کرد. چنین موارد بار ها در جریان جنگ ها، هنگام تهدیدات تروریستی و در زمان اپیدیمی ها رخ داده است. ولی “امکان دارد” مفهوم “حتمی” را ارائه نکند. و اگر چه هستند برخی کشور ها که اتباع خود را برای گرفتن واکسین عملاً مجبور میسازند، روسیه این روش را اختیار نکرده است. واکسیناسیون در کشور ما در مجموع داوطلبانه انجام میشود. صرف نظر از اینکه مصوبه های مبنی بر واکسیناسیون حتمی برای کتگوری های خاصی از شهروندان الی اواخر ماه اکتبر سال جاری میلادی در همه مناطق روسیه تصویب گردیده اند. در عین حال، بحث روی موضوع واکسیناسیون عمومی حتمی همچنان در سطح کارشناسان ادامه دارد و هم در محیط خانه.

کمی مفصلتر به این موضوع میپردازیم که من هم ناگزیر بودم تا پیرامون آن قبلاً ابراز نظر نمایم. تمام کشور ها در تطبیق واکسیناسیون حتمی به سه گروپ تقسیم گردیده اند: الف) کشور هایکه واکسیناسیون در آنها حتمی میباشد؛ ب) کشور هایکه واسیناسیون برای کتگوری های خاصی از شهروندان حتمی میباشد؛ ج) کشور هایکه واکسیناسیون در آنها کاملاً داوطلبانه میباشد. روسیه، طوریکه قبلاً اشاره شده است، در کتگوری “ب” قرار دارد.

در عین زمان، در روسیه از تدابیر محدود کنندۀ حقوق نسبت به افراد واکسین نشده استفاده میشود که این تدابیر عبارت اند از ممنوعیت بر رفتن به دیگر کشور ها، خود داری از پذیرش آنها در نهاد های تحصیلی و صحی، برکناری آنها از کار و یا امتناع از استخدام به کار. دریافت واکسین کرونا تا فعلاً در تقویم ملی واکسین ها درج نگردیده است. مسئولیت های اداری و جرمی در قبال عدم تطبیق تعهدات در رابطه به واکسیناسیون از طرف شهروندان نیز مشخص نشده است. این در حالی است که مسئولیت های شخصیت های حکمی در قبال عدم تطبیق تجویزات ادارات مربوطه مشخص شده است. با کلمات دیگر میتوان گفت که قوانین در عین عرصه در کشور الی اکنون بسیار آزاد است.

برعکس در بعضی کشور ها (تاجیکستان، اندونیزیا، عربستان سعودی و همچنان با قید و شرط های مشهور خود، ایتالیا و بعضی کشور های دیگر) واکسیناسیون حتمی است. در ایالات متحدۀ امریکا، واکسیناسیون حتمی و/یا دادن تست حتمی در سازمان های با تشکیل بیشتر از ۱۰۰ نفر وضع گردیده است. در بعضی کشور های اروپایی جریمه های بسیار بزرگی از بابت خود داری از دریافت واکسین تعیین گردیده اند، در ایتالیا نتنها جریمه، بلکه سایر مجبوری های اداری نیز تعیین گردیده اند، عدم دریافت واکسین در فرانسه حتی مسئولیت جرمی در قبال دارد. مشروعیت تطبیق مدل حتمی واکسیناسیون توسط محکمۀ اروپا در امور حقوق بشر طی فیصلۀ مورخ ۲۰۲۱.۰۴.۰۸ (در رابطه به قضیۀ “واورژیچکه و دیگران بعنوان مدعیان دولت جمهوری چک”) تأیید گردیده است. چنین تدابیر جبری برای واکسیناسیون حتمی، مانند جریمۀ اداری و عدم دسترسی اطفال واکسین نشده به کودکستان در فیصلۀ متذکره پذیرفته شده اند و خود واکسیناسیون در جامعۀ دموکراتیک حتمی و ضروری میباشد. محکمۀ اروپا در امور حقوق بشر در حالات اضطراری بدون لفاظی های مختص بخود دست به اقدام زده و افراد مشخصی را عملاً برای دریافت واکسین مجبور کرد. زیرا، زمانیکه موضوع زندگی و صحت میلیون ها انسان مطرح است، بازی های سیاسی و سوءاستفاده ها از حقوق شخصی باید متوقف شوند.

خاطر نشان میسازم که واکسیناسیون برای اولین بار در کشور ما مبتنی بر فرمان سال ۱۷۹۶ میلادی ملکه اِکاترینای دوم در مورد واکسیناسیون حتمی بر ضد مریضی آبله پا به عرصۀ وجود گذاشته بود. این روش در چین قدیم اختراع گردیده بود. در اتحاد شوروی تقویم وقایه برای واکسین ها ایجاد گردیده بود و واکسیناسیون حتمی در برابر امراض چون آبله، تیفوس، ملاریا، توبرکلوز و فلج اطفال انجام شده بود. با تأسف که این سیستم همزمان با فروپاشی اتحاد شوروی از بین رفته است، اما برخورد با واکسیناسیون تحت تأثیر تبلیغات جاهلانه برضد واکسین شکل گرفته است. این تبلیغات براساس فاکتور های متناقض و غیرموثق جریان داشته و دارد که در بعضی موارد با آن اقدامات عمدی و غیرقانونی محدود میشوند که امنیت اجتماع را در معرض تهدید آشکار قرار میدهند. همانا بهمین دلیل است که کشور ما هنگام تطبیق واکسیناسیون با چنین مشکلات برخورد میکند. و اگر ما به جستجوی راه برای قناعت دادن مردم مبنی بر اینکه چنین رفتار غیرمسئولانه بوده و حتی به ضرر اجتماع میانجامد، موفق نشویم، پس در آنصورت، زمان های دشوارتری در انتظار ما خواهد بود.

شیوه های بسیاری وجود دارند تا که بدبینی ها و کم باوری ها را تحت کنترول قرار داده و ترس مردم را از بین برد. مخالفت های مردم باین خلاصه میشود که واکسین های ضد کرونایی، ادویه های جدیدی اند و تا حال تحقیق درست روی آنها صورت نگرفته است، با سرعت اختراع و تولید گردیده و عوارض جانبی دارند. و موضوع اصلی اینست که افراد زیادی را میترسانند که خطر ابتلاء به مرض بعد از دریافت واکسین همچنان باقی میماند. کارشناسان بار ها هم جوابات مستدل و مفصل به چنین شکایات ارائه کرده اند. توضیح داده اند که تمام واکسین ها پروسیجر های ثبت و راجستر را کاملاً سپری کرده اند، بعضی مراحل تحقیقات موازی و همزمان انجام شده اند یعنی اینکه در شرایط اپیدمی یک کار نورمال پنداشته میشود. عوارض جانبی واکسین معلوم بوده و در یک ادبیات خاص تشریح گردیده اند. گروه های از مریضان تفکیک گردیده اند که برای واکسین کردن مناسب نمیباشند. ولی مهمتر از همه اینست که افراد واکسین شده، اگر همچنان مریض شوند، پس بدون پیامد های سنگین مریض خواهند شد. این موضوع علاوه بر دیگر موضوعات فرصت میدهد تا فشار بر شفاخانه ها را کم کرده، توجه زیاد روی مریضان با دیگر امراض مبذول داشته و طبق برنامه، دیگر تداوی ها و عملیات ها را انجام داد. بخصوص این وضعیت در خزان همین سال شدیداً بمیان آمد، زمانیکه با وجود مصونیت کتلوی ۴۵٪، هر روز واقعات مرگ ناشی از کرونا در روسیه به بیشتر از ۱۰۰۰ مورد ثبت میگردد. برای اینکه مردم به دریافت واکسین ترغیب شوند، کارفرمایان از سیستم تشویق ها مانند رخصتی ها، پرداخت های یکباره، جدول کاری انفرادی مناسب و فارمت کار استفاده میکنند. همان شیوه ها همچنین در سطح دولت “فعال میباشند”، زمانیکه مردم با تصدیق واکسین بدون موانع به اقدامات عمومی و محلات اجتماعی دسترسی پیدا کرده و بدون محدودیت میتوانند به سیاحت، کار و یا تحصیل نه از راه دور، بلکه بشکل حضوری آن بپردازند. از این نگاه، سرمشق قرار گرفتن شخصیت های مشهور و رهبران افکار عمومی تا نخستین فرد دولت در واکسیناسیون نیز از اهمیت کم برخوردار نمیباشد.

جریان های کاملاً مارکیتنگی، تبلیغات در مورد ادویه های ضد کرونایی و فرصت ها برای انتخاب بین انواع مختلف واکسین ها را نباید از حساب دور انداخت. لازم است تا دسترسی به واکسین افزایش داده شود تا که مردم بتوانند واکسین رایگان را در مناسب ترین محل برای خود فوراً دریافت کنند. و البته که نقش مهم را در اینجا همکاری بین المللی هم برای توسعۀ تنوع واکسین های قابل استفاده و هم در برقراری کووید – پاسپورت های عمومی بازی میکند. اگرچه تجارب زمان های اخیر همچنان نشان میدهد که همه این موارد برای ایجاد رفتار مسئولانۀ اجتماعی در دوران بحران کافی نمیباشد.

همچنان روش های “معکوس” ممکن میباشند، یعنی نقض حقوق افرادیکه واکسین نشده اند. منظور از کار از راه دور، برکناری از کار با مردم، کاهش پرداخت ها بدلیل آنکه باصطلاح مرتدین کووید باعث بروز تهدید برای اجتماع میشوند. چنین شیوه ها قسمیکه از آنها قبلاً نام برده شده است، در کشور های زیادی فعالانه مورد استفاده قرار میگیرند. مسلم است که این موارد منجر به ایجاد جدایی معین براساس علایم واکسین میشود. اما چنین تدابیر بصورت کافی مؤثر اند و این تدابیر نزد اکثریت با حسن نظر تلقی گردیده و مورد حمایت قرار میگیرند. زیرا افراد واکسین نشده نتنها بخود، بلکه هم به اطرافیان خود، بویژه به اطفالی ضرر میرسانند که تا فعلاً در اکثر کشور ها واکسین نمیشوند. بنابراین، تکمیل قوانین در این عرصه منحیث چالش های پنداشته میشود که مشکل پیدا کردن جواب به این چالش ها هنوز در برابر کشور ما قرار دارد. وآشکارا میگوییم، چنین جواب باید به سطح تهدید علیه امنیت اجتماعی بستگی داشته باشد که پاندیمی منجر به ایجاد آن میشود. امنیت و رفاه اجتماعی تمام مردم در اوضاع معین مهمتر از رعایت حقوق بشر و آزادی های یک شهروند خاص میباشد. حفاظت از اکثریت بعنوان اصل بینادی در دموکراسی دانسته میشود. این مطلب خوش کسی میاید و یا خیر…

درس پنجم: پایان شب سیاه سفید است

در مورد اضرار گسترش ویروس کرونا قبلاً بسیار گفته شده است. ولی بشریت در بعضی موارد توانست حتی از سخت ترین چنین آزمایش بنفع خود استفاده نماید و آن کاری را انجام بدهد که در گذشته ها در مورد آن چندان فکر هم نمیکرد. نکات مثبت در تجارب دو سال گذشته نیز وجود دارند که بصورت باورنکردنی مدیون همانا پاندیمی میباشیم.

نکتۀ عمده اینست، ما آموختیم در برابر سخت ترین چالش های غیرقابل پیشبینی فوراً از خود واکنش نشان بدهیم. در ماه فبروری سال ۲۰۲۰ میلادی، هیچکس در روسیه حتی تصور آنرا کرده نمیتوانست که انجام کار های باین بزرگی طی یک مدت کوتاه ممکن میباشد. بسیج مؤثر سیستم های حفظ الصحه عملی شد، اصول جدید برای کار ارگان های حکومت وضع گردیدند، تولید مواد مورد نیاز برای حفاظت از حیات چون ادویه ها، واکسین ها، وسایل حفاظتی بحالت عادی برگشت، شفاخانه های جدید آباد گردیده و به بهره برداری سپرده شدند، یک دستگاه مطمئن هشدار دهنده و اطلاع رسانی شهروندان با کمک خدمات برقی ایجاد گردید. این کار با تحمل زحمات زیاد و منابع هنگفت انجام شده است، ولی اهداف بدست آمدند. چنین تجربه برای آینده ها نهایت با اهمیت است.

COVID-19 به چهارمین انقلاب صنعتی سرعت بخشیده است. از ماه مارچ سال ۲۰۲۰ میلادی باین طرف، کمیت و کیفیت خدمات متنوع آن لاین انفجار آمیز رشد نموده است، مانند رساندن مواد غذایی، دسترسی به خدمات دولتی، اقدامات احتمالی فرهنگی، تادیات بانکی و یا آموزش از راه دور. ضرورت عاجل برای جلوگیری از تماس های فزیکی بین مردم این زمینه را فراهم کرده است. لیکن ابزار آن لاینی دیگر جای پای خود را در زندگی ما محکم کرده است، نهایت خواسته میشوند، به عادت تبدیل گردیده و هر روز ضروری اند.

از سوی دیگر، یک مشکل جدید بمیان آمده است که در گذشته توجه بسیار کم به آن مبذول داشته اند: عدم مساوات دیجیتالی بین شهروندان خاص، و همچنان بین مناطق و دولت ها. همینطور، در حال حاضر محاسبات به پول نقد به فراموشی سپرده میشوند، گذار عمومی به اشکال پرداخت های غیرنقدی جریان دارد. اما، براساس ارزیابی های مختلف، ۱،۷ میلیارد نفر یعنی ۲۲٪ جمعیت زمین هنوز هم به تکنالوژی های بانکی دسترسی ندارند. مردم از خدمات دیجیتالی و اینترنت ثابت دور نگه داشته شده اند و از امکانات مهم حیاتی محروم میشوند.

پاندیمی تحولات اساسی را نسبت به کارمندان و کارفرمایان با خود ببار آورده است. بسیاری از پروسیجر های یکنواخت، از جمله همچنان دوران اسناد “دیجیتالی” شده است. شکل نوین کار برقرار شده است، یعنی کار از راه دور که در گذشته بیشتر استثناء دانسته میشد. یک کارمند ضمن داشتن اینترنت ثابت، دیگر به ادارۀ کارفرما و حتی به شهر معین دل بسته نبوده و در هر نقطۀ از کرۀ زمین بسر برده میتواند. در نتیجه، روند جابجایی مردم به راحت ترین محلات برای شان و همچنان خواست ها برای دسترسی به منابع اینترنتی در سطح منطقه افزایش یافته است.

در عین حال، ضرورت تنظیم کار از راه دور از لحاظ حقوقی و طی مراحل قانونی آن در برابر دولت ها قرار دارد. اختلافات زیادی به جواب ها به این سوالات بستگی دارد: آیا به کارمندانی که از راه دور کار میکنند، ممکن است معاش کم پرداخت شود، حقوق کاری آنها را چگونه فراهم کرد و کدام محدودیت ها و امتیازات را برایشان تعیین کرد. برای اینچننین شکل کار، ایجاب میکند تا یک پلان دقیق حقوقی تدوین گردد که یک پروسۀ طولانی و مغلق میباشد. تعدیلات در قانون کار از راه دور در کشور ما در کوتاه ترین فرصت تصویب گردید. و این امر فرصت داد تا از رقم بزرگی کارمندانی حفاظت شود که از راه دور کار میکنند. اکنون روند اندوختن تجارب در رابطه به چنین قرارداد های کار جریان دارد. واضح است که اختلافات در هرصورت زیاد خواهند بود.

برداشت های مختلف در اجتماع همچنان نسبت به شیوه تعلیم و تربیه از راه دور، از جمله در سطح مکتب ها و دانشگاه ها باقی میمانند. از یک طرف، این سیستم را با حق کامل میتوان قدمی به پیش – به فضای دیجیتالی هزارۀ جدید نامید. تحصیلات از راه دور فرصت های مساوی را در اختیار مردم که در نقاط مختلفی از زمین زندگی مینمایند، قرار داده و دسترسی یکسان به برنامه های تحصیلی را برای آنها فراهم میکند. از سوی دیگر، در مواردی زیادی دانش با کیفیت را میتوان در فارمت تحصیل حضوری با تماس مستقیم با استادان حاصل کرد. در اینجا هم لازم است تا به توازن منطقی دست یافته و به حل کلیه موضوعات اداری، قانونی و مالی پرداخته شود.

یک اثر دیگر ناشی از پاندیمی نیز وجود دارد که با عرصه های اطلاعات، رسانه های گروهی و بخش های بزرگی از ارقام احصائیوی برخورد میکند. افزون بر مبارزه در برابر خودِ ویروس، ناگزیر همچنان بر علیه حملات قوی اطلاعاتی و سیل از خبر ها مقابله کرد که قادر به راه اندازی هرج و مرج، ترس و دهشت در اجتماع میباشند. بنابر ارزیابی های مختلف، تقریباً پنجم حصۀ گزارشات در مورد COVID-19 از جملۀ اخبار جعلی میباشند. و این ارزیابی ها هنوز خوشبینانه اند… دولت های زیادی با تلاش های مواجه اند که افکار عامه را ببازی گرفته و اوضاع نچندان آرام را بی ثبات میسازند. به ایجاد روش های جدید نسبت به جمع آوری و پروسس احصائیه های دقیق و همه جانبه و همچنان نسبت به طرح های روشنگری و اطلاعاتی سنجیده شده برای مخاطبین عمومی احساس ضرورت میشد. در روسیه و سایر دولت ها همچنان قانون های تصویب شده اند که تدابیر جدی را برای مسئولیت پذیری در قبال گسترش اطلاعات غیرموثق و تحریک کننده وضع کرده اند. لازم نیست این مورد را محدودیت بر آزادی بیان و یا سانسور نامید. اینجا موضوع اطلاعات محض جعلی (که عمداً منتشر میشوند) در شرایطی مطرح است که هر کلمۀ بی پروا قادر است به بازتاب انتقادی خطرناک منجر گردیده و به ابزار تشنج در اجتماع و حتی جرایم تبدیل شود.
درس ششم: ویروسیکه مدت ها با ما خواهد بود

میخواهیم و یا خیر، ویروس کرونا به زندگی ما داخل شده و مدت های زیادی در زندگی ما باقی میماند. حتی در شرایطی که بشریت پس از واکسیناسیون مصونیت کتلوی را در برابر این مریضی ایجاد میکند و فرصت برای امواج جدید عفونت در محلات باقی خواهد ماند. همه اساسات موجود اند، تصور کرد که در مجموع در ماه های آینده موفق خواهیم شد تا وضعیت را تحت کنترول گرفت. لیکن یک موضوع دیگر هم واضح است: باید آمادگی های دایمی خود را برای دفع چنین تهدیدات در آینده حفظ کرد. این امر از دولت های کل جهان میخواهد تا جدی ترین توجه را نسبت به تمام سیستم های مسئول در قبال زندگی، صحت و رفاه شهروندان مبذول بدارند . تعمیم تکنالوژی ها و ابزار ها در همه عرصه های اقتصاد و زندگی ضرورت است. لازم است تا حد اکثر نیرو ها و منابع را برای از میان برداشتن نقاط کلیدی در عدم مساوات در اجتماع، برای حمایت از آسیب پذیرترین کتگوری های مردم و همچنان برای ایجاد باصطلاح “Airbag” در صورت بروز حالات اضطراری بکار برد. دسترسی به کمک های صحی با کیفیت، چه عاجل و چه طبق برنامه، دسترسی به ادویه جات، واکسین ها و وسایل حفاظتی باید برای هر شهروند تضمین گردد. علاوه براین، امکانات دیگر که نتنها فرصت زنده ماندن را برای مردم میدهد، بلکه فرصت زندگی کردن در هر روز را.

رویداد های این دو سال اثر محونشدنی را در تاریخ مدنیت ما بجا گذاشته است. فیُدر دستایوفسکی، نویسندۀ روسی نوشته که “هر انسان در قبال تمام انسان ها در برابر مردم مسئولیت دارد”. حالا برای هر یکی از ما لازم است تا اندازۀ مسئولیت فردی خود را در قبال صحت شخصی خود و امنیت دیگر انسان ها مورد ارزیابی مجدد قرار بدهیم. مسئولیت هر آنچه با جهان ما رخ میدهد، بعهدۀ ماست و در مجموع همچنان در برابر سرنوشت تمام بشریت مسئول هستیم.

آژانس خبری صدای پامیر-کابل

نویسنده : دمیتری میدویدیف، معاون شورای امنیت فدراسیون روسیه
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا دروغ باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.