پیامبر اکرم (ص) :
داناترین مردم کسی است که دانش دیگران را به دانش خود بیفزاید..../..... به راستی من مبعوث گردیدم تا مکارم اخلاق را کامل کنم
Monday, 17 January , 2022
امروز : دوشنبه, ۲۷ جدی , ۱۴۰۰ - 14 جماد ثاني 1443
شناسه خبر : 33819
  پرینتخانه » اخبار جهان تاریخ انتشار : 04 ژانویه 2022 - 8:27 |

بنیان‌های قرآنی ره‌آوردهای شهید سلیمانی برای امت اسلامی

بنیان‌های قرآنی ره‌آوردهای شهید سلیمانی برای امت اسلامی

«مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلً (احزاب/۲۳)؛  برخی از آن مؤمنان، بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملا وفا کردند، پس برخی پیمان خویش گزاردند (و بر آن عهد ایستادگی کردند تا به راه خدا شهید شدند مانند عبیده و حمزه و جعفر) و برخی به انتظار (فیض شهادت) مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییر ندادند (مانند علی علیه السّلام که در کوفه به محراب عبادت شهید گشت).

یک تکه جواهرید، نورید شما

اسطورۀ غیرت و غرورید شما

رفتید اگر چه، زود برمی‌گردید

زیرا که ذخیرۀ ظهورید شما

شهید سلیمانی آنقدر مجد و عظمت برای جهان اسلام و مسلمانان آفرید که بحث و بررسی سیره و سنت ایشان بسیار فراتر از آن است که در این مختصر به آنها پرداخته شود. با این وجود می‌توان در دو حوزه بنیان‌های قرآنی رهآوردهای این شهید عزت آفرین برای امت اسلامی را مورد بحث و بررسی قرار داد.

  1. یکی آنچه که مربوط به شهادت سردار است و آن فوز عظیمی که ایشان به آن دست یافت.
  2. و مورد دیگر آنچه که مربوط به جامعه و امت اسلامی بعد از شهادت سردار رشید اسلام می شود. در این دو گستره می توان آیاتی را در قرآن کریم از نظر گذراند. از قسمت اول فعلا می گذریم، اما راجع به مطلب دوم مباحثی تقدیم میشود.

درباره شهید سرافراز اسلام؛ سردار دلها مطالب فراوانی در قالب‌های مختلف گفته شده است. مثل روحیه شهادت طلبی، اخلاص، اردات و تمسک به اهل بیت، ولایت مداری، تعبد و معنویت، فرامرزی بودن، سخت‌کوشی، نظم و انظباط و دقت در امور، سرعت عمل و به هنگام بودن، روحیه انقلاب‌گری، اعتدال، سنجیدگی و تدبیر در امور، سادگی و صفا، مردمی بودن، آرامش و طمأنینه، ارتباط عمیق با خانواده، درک عمیق از دنیا و آخرت، توجه به اصل کمال طلب، و…  اما متناسب با موضوع با توجه فرصت محفل به دو ویژگی خاص ایشان با توجه به آیات قرآن کریم اشاره می‌شود که در واقع رهاورد بسیار مهم و راهبردی ایشان برای امت اسلامی است و با بازخوانی سیره قرآنی ایشان می‌توان به عمق و حقیقت مطلب دست یازید.

  1. رمز محبوبیت سردار دلها (اخلاص)

در فراز و فرود تاریخ بشر، رهبران و فرماندهان زیادی قامت برافراشتند، اما مثل مالک و سردار دلها نشدند؟ علت آن چیست؟

آیه‌ای از قرآن که رمز محبوبیت سردار سلیمانی بود. فردی که خالص باشد، خداوند محبت او را در دل‌ها می‌اندازد.

یکی از اخلاق‌های اجتماعی، مسئلۀ حب است، در روایتی داریم دین جز حب و بغض نیست «هَلِ الدّین إلّا الحُبِّ و البُغض؟» انسان مؤمن نسبت به ارزش‌ها محبت دارد و از ضد ارزش‌ها دوری می‌کند.

در زندگی به چیز‌هایی علاقه و از مسائلی تنفر داریم؛ این امری طبیعی است. قرآن می‌فرماید «حَبَّبَ‏ إِلَیْکُمُ الْإیمانَ وَ زَیَّنَهُ فی‏ قُلُوبِکُمْ وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ»؛ خدا ایمان را براى شما دوست‌‏داشتنى کرد و آن را در دل‌هاى شما بیاراست و کفر و پلیدکارى و سرکشى را در نظرتان ناخوشایند ساخت.» یعنی انسان‌های مؤمن نسبت به مسائل ارزشی و مثبت محبت دارند و نسبت به کفر و گناه و فسق، کراهت دارد.

در واقع نشانۀ قلب و روح سالم انسان، این است که نزد او ارزش‌ها محبوب و ضد ارزش‌ها مغضوب باشد. اگر کسی صداقت و احترام به دیگران را دوست داشت، اگر کسی والدین، مؤمنان و همسایه‌گان خود را دوست داشت و اگر از خیانت، ناامنی و ظلم به دیگران تنفر داشت، این حب، حب منطقی است و روح چنین فردی سالم است.

بر اساس قرآن، یک نوع قلب مریض و یک نوع قلب سلیم داریم. قلب سلیم ارزش‌ها را دوست و نسبت به ضد ارزش‌ها برائت دارد؛ «أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُم‏» نسبت به کفار غیض و شدت و نسبت به خودی‌ها رحم دارند. مثل فردی که اگر ذائقه‌اش سالم باشد، تلخی و شوری و شیرینی را احساس می‌کند؛ امام سجاد (علیه‌السلام) در مناجاتی فرمود «إلهی أذِقْنی حَلاوَةَ عبادَتِک»؛ یعنی خدایا حلاوت و شیرینی عبادتت را بر من بچشان. پس عبادت، شیرین و معصیت، تلخ است. اگر گناه برای کسی تلخ و عبادت شیرین شد، روح چنین فردی سالم است و برعکس آن، یعنی مریضیِ قلب.

چه‌کار کنیم محبوب شویم؟ محبوبیت میلی طبیعی است که همه به دنبال آنیم. یکی از راهکار‌های کسب محبوبیت، خداباوری است. انسان‌های مؤمن و معتقد به خداوند، نزد افراد محبوبیت دارند. حضرت امام (ره) نزد مردم محبوب شد. به قدری محبوب شد که مردم حول او جمع شدند و دشمن را از خاک وطن بیرون کردند. عشق امام را چه کسی در دل‌های مجاهدان انداخت؟ باید گفت خداوند این محبت را ایجاد کرد. این نوع محبوبیت، خدادادی است. خداوند می‌فرماید «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا»؛ کسانى که ایمان آورده و اعمال صالح کرده‏‌اند، به زودى [خداى‏]رحمان براى آنان محبتى [در دلها] قرار مى‏‌دهد.» پس رمز محبوبیت سپهبد شهید سلیمانی همین آیه است. فردی که خالص باشد، خداوند محبت او را در دل‌ها می‌اندازد.

«قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (آل عمران/۳۱)؛ بگو (ای پیغمبر): اگر خدا را دوست می‌دارید مرا پیروی کنید تا خدا شما را دوست دارد و گناه شما را ببخشد، و خدا آمرزنده و مهربان است.

رهبری و فرماندهی یک مجموعه یک رابطه خاصی است که در آن فردی توانایی نفوذ بر دیگران را می‌یابد. به شرطی که دیگران نیز نفوذ را بپذیرند. وقتی نفوذ و نفوذپذیری اتفاق افتاد، رهبری ایجاد شده است. از این رو، رهبری سه جزء دارد: رهبر، پیرو، موقعیتی که رهبری (نفوذ) در آن اتفاق می‌افتد. تمام تئوری‌ها و مدل‌های رهبری که تاکنون ارائه شده است بدنبال پاسخ به این پرسش است که چرا افراد به رغم همه شرایطی که وجود دارد از فردی پیروی می‌کنند؟ به عبارت دیگر چرا نفوذ اتفاق می‌افتد؟

از منظر آیه یاد شده آنچه باعث نفوذ در دلها شده و پذیرش عمیق و پیروی از رهبر را بدنبال دارد، خلق و خویی ارزشمندی به نام محبت است، در واقع آنچه باعث شکل‌گیری نفوذ رهبر بر پیروان می‌شود رابطه‌ای دو سویه‌ای است که بر اساس محبت ساختار یافته است. پیروی از پیامبر (ص) به عنوان رهبر از یکسو معلول محبت امت به خدا و از جانب دیگر عامل محبت خدا و مغفرت خدا به امت قرار گرفته است.

در واقع «محبت» رابط مشترك خداوند متعال و بندگان اوست؛ يعني هم عبد مي‏تواند مُحب باشد و خداوند محبوب او و هم خداي متعالي مُحب است و عبد محبوب وي و انسان براي پيمودن راه محبت راهنما مي‏خواهد، از اين‏رو پیروی از پيامبر اكرم ‏(ص) به عنوان رهبر و مرشد نقطه کانونی و اتصال این دو محبت است. در واقع محبت است که باعث پذیرش پیروی می‌شود، نه قدرت و کاریزما بودن و… حب است که تبعیت آورده و در آن اختیار کامل وجود دارد: «قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ …» (آل عمران.۳۱).

در پذیرش تبعیت می‌گوید اگر دوست داشتید. یعنی امر و نهی در آن نیست، بلکه محبت لاجرم پذیرش و پیروی را بدنبال دارد و نتیجه قهری حب، تبعیت و پیروی  است و رمز نفوذ همین است نه قدرت، زور و اجبار.

  1. اتحاد بین امت اسلام

سردار سپهبد حاج «قاسم سلیمانی»، مردی که او را در خارج از ایران بیشتر به نام ژنرال سلیمانی می‌شناختند، صرفاً فردی نظامی نبود. اساسا مسلک او مبتنی بر یک تفکر و اندیشه‌ای مستقل برای اعتلای امت اسلام و البته وحدت میان مسلمانان بود. شاید همین نگرش جسورانه هم سبب شد تا آمریکا جنایتکار به خود اجازه دهد که او را این چنین مظلومانه از می‌دان بردارد و به شهادت برساند، غافل از آنکه شهادت هنر مردان خدا است.

خداوند دو نوع فعل تکوینی دارد:

  1. ایجاد رُعب: اخوتی بر اساس رعب بین منافقین شکل می‌گیرد، این هم اخوت را شکل می‌دهد؛ اما خاستگاه آن الفت نیست، بلکه رعب است، و خداوند می‌فرماید: در دل کفار و منافقین رعب ایجاد می‌کنیم و آنها به ناچار در ظاهر پیوند بین خود ایجاد می‌کند و الا آنها: «لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ» (حشر/۱۳۹؛ این مردم منافق در دلشان از شما بیشتر ترس دارند تا از خدا، زیرا آنها مردمی هستند که هیچ فهم و شعوری ندارند.

.  اینها از خودشان هم وحشت دارند.

  1. ایجاد الفت: اخوتی بر اساس الفت بین مؤمنین شکل می‌گیرد که به تبع آنها برادر می‌شوند و این الفت را خداوند در دل مؤمنین ایجاد می‌کند.

پس دو نوع اخوت و دو نوع پارادیم داریم:

الف) پارادایم اخوت طبیعی (متناسب با طبیعت انسان) که بین مؤمنین برقرار است و منتهی می‌شود به پارادیم الفت.

ب) پارادایم اخوت اضطراری: که بین منافقین و کفار برقرار است و منتهی می‌شود به پارادایم رعب و وحشت؛ لذا اگر امروز اسرائیل و کفار شرق و غرب ترس و وحشت دارند، بدلیل آنست که انسجام و اخوتی که بین آنها برقرار شده است، بر اساس این پارادایم شکل گرفته است.

اینگونه نیست که شهید سردار قاسم سلیمانی، یک شخصیت متمایز از یک فرهنگ باشد. وی در سالیان اخیر تبدیل به نماد فرهنگ مقاومت شد و عملاً توانست یک رویکرد جدی در مورد فرهنگ مقاومت ایجاد کند. به بیان دیگر آن شهید بزرگوار جبهه متمایزی را در جهان ایجاد کرد به گونه‌ای که از ۱۰ تا ۱۵ سال قبل، همه جبهه مقاومت اعم از شیعه و سنی و بلکه غیرمسلمان را در یک مسیر قرار داد.

اینکه همه این افراد بر مشترکات تأکید دارند عملاً موجب شد که در غرب آسیا و خاورمیانه و بلکه فراتر از آن، جبهه مقاومت شکل بگیرد، شهید سلیمانی فارغ از اینکه سرداری نظامی بود؛ توانست تفکر مقاومت را در منطقه وسیع جغرافیایی ایجاد و آن را تبدیل به باوری نهادینه کند.

تأثیر این مسئله را بر سایر کشورها هم می‌توان دید. سردار سلیمانی به گونه‌ای عمل کرد که نه تنها مسلمانان‌ بلکه مسیحیان نیز با جبهه مقاومت هم‌فکر شدند. عملاً افرادی چون پوتین، رئیس جمهوری روسیه که مسلمانان نیستند مصلحت کشور خود را در تقابل با نظام غرب دیدند.

اینکه فردی بتواند تفکری را ایجاد و خط واحدی را ترسیم کند که فارغ از جنبه نظامی، رویکرد اندیشه‌ای داشته باشد، چیزی نیست که از بین برود.

اگر این منطق جا بیفتد که در جهان اسلام سیاست ما سیاست تقابل با جهان سلطه باشد و نه شیعه و سنی، سبب می‌شود که جبهه مقاومت مستحکم‌تر شود، البته سیاست گذاران باید وجوه اختلاف میان مذاهب را بشناسند و فارغ از آن سیاست گذاری کنند؛ تا جبهه واحد شکل بگیرد همچنان که داخل یک خانه نیز افراد متفاوت‌اند و اندیشه‌های مختلفی دارند؛ اما اختلافات مانع از خانواده شدن نیست.

بنابراین در جهان اسلام نیز باوجو همه مشکلاتی که هست و از آن گریزی نیست، اما وحدت در این میان به مثابه ایجاد جبهه مقاومت در قبال نظام سلطه است. این راهی بود که شهید سردار سلیمانی رفت و از آن جایی که این مسیر مستند به یک مبنای عینی اسلامی و البته سیاست گذاری و هدایت و راهبری است، طبیعتا مستدام خواهد ماند به شرطی که لوازم‌اش در عرصه عمل مراقبت شود.

دکتر عبد المؤمن حکیمی

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا دروغ باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.