• امروز : سه شنبه, ۲۱ میزان ۱۴۰۵
  • برابر با : Tuesday - 13 October - 2026
کل 12025 امروز 16

اخبار ویژه

طالبان قیمت زمین در پارک‌ های صنعتی را تعیین کرد؛ از ۵۰ تا ۱۵۰ افغانی در هر متر مربع فرماندار خیبرپختونخوا: تصمیم‌ها از کابل و قتدهار گرفته می‌شد قراردادهای تجارتی به ارزش بیش از ۹۳۴ میلیون دالر در نمایشگاه ابوحنیفه امضا شد والی‌های هفت ولایت افغانستان درباره مسائل امنیتی و اقتصادی گفت‌وگو کردند ملا برادر خواستار کمک‌های مالی و فنی جهان برای مقابله با تغییرات اقلیمی در افغانستان شد طالبان پخش رادیو بی‌بی‌سی روی موج اف‌ام در افغانستان را متوقف کردند هیأت ۵۰ نفری بازرگانان افغانستان در نمایشگاه بین‌المللی اندونزیا اشتراک می‌کند وزیر آب و انرژی طالبان از نمایشگاه بین‌المللی انرژی در ریاض دیدار کرد ۱۳ کارگر در پروان از سوی طالبان بازداشت شده‌اند؛ سرنوشت آنان پس از ۲۷ روز نامعلوم است روزانه تا ۳۰۰ واگن باری از مسیر خط آهن حیرتان وارد افغانستان می‌شود متقی: جامعه جهانی برای تأمین معیشت بدیل کشاورزان افغانستان اقدام کافی نکرده است ​انتقاد تند مولوی حبیب‌الله حسام از پادشاهان عرب: شما مایه شرم و ذلت امت اسلامی هستید درانی: ادامه دشمنی طالبان با پاکستان به زیان افغانستان تمام می‌شود مهاجر فراهی: تلاش برای کشاندن افغانستان به جنگ با پاکستان پروژه خارجی‌ها است مقام امنیتی روسیه: بازگشت پایگاه‌های نظامی امریکا به افغانستان تهدیدی برای منطقه است

♥16
مقاله اختصاصی:

تنگه هرمز؛ اهرم ژئوپولیتیکی یا تنگنای روایت‌ها؟

  • کد خبر : 89143
  • 28 حمل 1405 - 12:44
تنگه هرمز؛ اهرم ژئوپولیتیکی یا تنگنای روایت‌ها؟
تنگه هرمز به‌عنوان یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های ژئوپولیتیکی جهان، همواره در کانون رقابت قدرت‌های بزرگ قرار داشته است؛ اما تحلیل‌های اخیر نشان می‌دهد که این گذرگاه استراتژیک، بیش از آن‌که نماد «شکست قطعی» یک قدرت یا «ظهور نهایی» قدرتی دیگر باشد، بازتابی از پیچیدگی‌های نظم چندقطبی و میدان روایت‌سازی‌های سیاسی در سطح بین‌المللی است.

تنگه هرمز؛ اهرم ژئوپولیتیکی یا تنگنای روایت‌ها؟

شهزاده دروازی

 

عنوان «تنگه هرمز، تنگنای شکست امریکا» و اصطلاحاتی چون «تنگنای شکست ابرقدرت غرب» و «تنگنای شکست ژئو‌انرژی جهان»، عنوان‌هایی هستند که امریکایی‌ها چندان برنمی‌تابند. آنان معتقدند این گزاره‌ها بیش از آن‌که توصیفی عینی از واقعیت باشند، بازتاب یک روایت سیاسی با بار ایدئولوژیک سنگین‌اند. برای تبدیل این گزاره به تحلیلی قابل اتکا، ضروری است لایه‌های مختلف واقعیت از یکدیگر تفکیک شده و از ساده‌سازی‌های دوگانه‌ساز پرهیز شود. بحث تنگه هرمز لایه‌های گوناگون دارد، اما پیش از هر چیز باید این تنگه دریایی را به‌خوبی شناخت.

نخست؛ تنگه هرمز بی‌تردید یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های نظام جهانی است؛ نه فقط از منظر انتقال انرژی، بلکه به‌عنوان نقطه‌ای حساس در توازن روانی و ژئوپولیتیکی قدرت‌ها. هرگونه تنش در این منطقه، به‌سرعت به بازارهای جهانی، امنیت دریایی و محاسبات راهبردی قدرت‌های بزرگ سرایت می‌کند. از این منظر، «تنگنا» بودن هرمز امری واقعی است؛ اما تعبیر آن به‌عنوان «نقطه شکست دیکتاتوری جهان»، بیشتر در چارچوب روایت‌سازی سیاسی قرار می‌گیرد تا یک نتیجه تحلیلی قطعی.

دوم؛ در موضوع مذاکرات و نقش بازیگران بین‌المللی، تجربه نشان داده است که فقدان انسجام یا برنامه‌ریزی روشن، پدیده‌ای منحصر به یک کشور خاص نیست. در بسیاری از پایتخت‌ها، از جمله واشنگتن، شکاف میان نهادهای تصمیم‌گیر، تغییر دولت‌ها و فشارهای داخلی می‌تواند به ارسال پیام‌های متناقض منجر شود. آنچه از یک زاویه «بی‌جدیتی» تلقی می‌شود، از زاویه‌ای دیگر می‌تواند ناشی از پیچیدگی‌های ساختاری و تداخل اولویت‌ها باشد.

سوم؛ ایده «ظهور یک مرکز جدید قدرت جهانی» قابل تأمل است، اما نیازمند تعریف دقیق‌تری است. در نظم بین‌الملل معاصر، قدرت صرفاً به توان نظامی محدود نمی‌شود، بلکه ترکیبی از اقتصاد، فناوری، شبکه‌های ائتلافی و مشروعیت بین‌المللی است. هر کشور، با برخورداری از نفوذ منطقه‌ای و توان بازدارندگی، برای تبدیل شدن به یک قطب جهانی نیازمند مجموعه‌ای گسترده‌تر از این مؤلفه‌هاست.

چهارم؛ تحلیل رفتار، ولو زورگویانه و دیوانه‌وار، قدرت‌هایی مانند ایالات متحده نیازمند نگاهی چندسطحی است. تصمیمات سیاست خارجی در این کشور در تقاطع سه سطح ذیل شکل می‌گیرند: یک) سطح فردی (سبک رهبری و تصمیم‌گیری)، دو) سطح نهادی (نقش نهادهایی مانند کنگره و دستگاه‌های امنیتی)، سه) سطح ساختاری (رقابت‌های ژئوپولیتیکی و فشار متحدان). این سطوح لزوماً همسو نیستند و همین امر به پیچیدگی رفتار سیاسی امریکا می‌افزاید.

پنجم؛ در تحلیل وضعیت امریکا در جنگ، فرضیه‌هایی مانند «تمایل به جنگ از سر غرور یا بی‌خردی» یا نسبت دادن تصمیمات کلان به انگیزه‌های شخصی و حاشیه‌ای، از سوی برخی تحلیلگران، موضوع را شعاری و عصیانگرانه وانمود می‌سازد. این‌گونه بیان‌ها، اگرچه در فضای رسانه‌ای جذاب‌اند، اما برای یک تحلیل جدی نیازمند شواهد مستند هستند. در چارچوب نظریه‌های روابط بین‌الملل، به‌ویژه واقع‌گرایی، تهدید نظامی اغلب به‌عنوان ابزار بازدارندگی یا چانه‌زنی در نظر گرفته می‌شود، نه الزاماً مقدمه‌ای برای جنگ.

در نهایت، آنچه امروز در نظام جهانی مشاهده می‌شود، نه «شکست قطعی» یک قدرت و نه «پیروزی نهایی» قدرتی دیگر، بلکه گذار به نظمی چندقطبی و پیچیده است. در این میان، نقاط حساسی مانند تنگه هرمز می‌توانند به‌عنوان اهرم‌های فشار عمل کنند، اما در تحلیل ریزبینانه، لزوماً تعیین‌کننده نهایی سرنوشت نظم جهانی نیستند.

جمع‌بندی: تنگه هرمز یک متغیر مهم در معادلات ژئوپولیتیک انرژی است، اما احتمالاً نه نقطه پایان نظم جهانی و نه آغاز یک هژمونی کاملاً جدید. واقعیت، چندلایه‌تر از روایت‌هایی است که بر «شکست نهایی» یا «ظهور قطعی» تأکید دارند؛ روایت‌هایی که بیش از آن‌که بازتاب واقعیت باشند، ابزار شکل‌دهی به ادراکات عمومی‌اند. در همین پیوند، تحلیل پروفیسور جفری ساکس، مدیر مرکز توسعه پایدار در دانشگاه کلمبیا، درباره نقش تنگه هرمز در کاهش اقتدار امریکا بر جهانداری را مرور می‌کنیم.

پروفیسور جفری ساکس (اقتصاددان برجسته، تحلیلگر سیاست عمومی، مدیر «مرکز توسعه پایدار» در دانشگاه کلمبیا و رئیس «شبکه راهکارهای توسعه پایدار» در سازمان ملل متحد):

محاصره دریایی و تنگه هرمز در بستر منازعه ایران با امریکا و اسرائیل

(بر پایه دیدگاه‌ها و تحلیل‌های برخی کارشناسان ارشد دانشگاهی و نهادهای بین‌المللی)

در سال‌های اخیر، موضوع کنترل یا محاصره دریایی در منطقه خلیج فارس، به‌ویژه تنگه هرمز، به یکی از حساس‌ترین محورهای تنش میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل تبدیل شده است. این تنگه، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان، اهمیت راهبردی فوق‌العاده‌ای دارد و هرگونه اختلال در آن می‌تواند پیامدهای گسترده اقتصادی و امنیتی در سطح جهانی ایجاد کند.

در این چارچوب، پروفیسور جفری ساکس، از چهره‌های شناخته‌شده در حوزه اقتصاد و سیاست عمومی، به تحلیل رویکرد ایالات متحده—به‌ویژه در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ—پرداخته است. به باور او، سیاست‌های اتخاذشده در قبال ایران، بیش از آن‌که مبتنی بر یک راهبرد نهادی و چندلایه باشد، بازتابی از تصمیم‌گیری‌های فردمحور و شخصی ترامپ بوده است.

ساکس معتقد است که ترامپ تلاش داشته با استفاده از فشار حداکثری، تهدید و نمایش قدرت، ایران را به تسلیم وادار کند؛ اما این رویکرد، به‌دلیل نادیده گرفتن پیچیدگی‌های ژئوپولیتیکی و ساختار تصمیم‌گیری در ایران، از اساس با چالش مواجه بوده است. او تأکید می‌کند که برخلاف رؤسای جمهور پیشین امریکا که با نهادهایی چون کنگره، سازمان‌های اطلاعاتی، پنتاگون و مشاوران باتجربه مشورت‌های گسترده انجام می‌دادند، ترامپ تمایل کمتری به بهره‌گیری از سازوکارهای مشورتی داشته و بیشتر به تصمیمات فردی تکیه می‌کرده است.

در ادامه این تحلیل، به نقش اسرائیل نیز اشاره می‌شود. از این منظر، اهداف راهبردی اسرائیل در قبال ایران روشن‌تر و رادیکال‌تر ارزیابی می‌شود؛ به‌گونه‌ای که نه‌تنها تمایلی به مصالحه یا کاهش تنش ندارد، بلکه در برخی موارد تلاش کرده مسیر مذاکرات را نیز مختل سازد. در این چارچوب، ادعا می‌شود که برخی تماس‌ها و هماهنگی‌های پشت‌پرده میان مقامات امریکایی و اسرائیلی، بر روند مذاکرات تأثیرگذار بوده و حتی موجب توقف یا تضعیف آن شده است.

ساکس همچنین به وضعیت داخلی ساختار سیاسی ایالات متحده در این دوره اشاره کرده و آن را دچار نوعی اختلال در کارکرد نهادها می‌داند؛ به‌گونه‌ای که نقش لابی‌ها، ضعف نظارت کنگره و حضور افراد کم‌تجربه یا صرفاً همسو با رئیس‌جمهور، به کاهش کیفیت تصمیم‌گیری‌ها انجامیده است. از نگاه او، این شرایط می‌تواند خطر اتخاذ تصمیمات پرهزینه و بدون ارزیابی دقیق پیامدها را افزایش دهد.

در کنار این موارد، به ادبیات تند و تهدیدآمیز مورد استفاده در برخی اظهارات سیاسی نیز اشاره می‌شود که، از دید این تحلیل، نه‌تنها کمکی به حل بحران نمی‌کند، بلکه می‌تواند به تشدید تنش‌ها و افزایش احتمال درگیری نظامی منجر شود.

جمع‌بندی

در مجموع، این دیدگاه تحلیلی بر این نکته تأکید دارد که بحران پیرامون تنگه هرمز و منازعه ایران با امریکا و اسرائیل، بیش از آن‌که صرفاً یک تقابل نظامی یا منطقه‌ای باشد، ریشه در شیوه‌های متفاوت حکمرانی، تصمیم‌گیری و اهداف راهبردی بازیگران اصلی دارد. تصمیم‌گیری‌های فردمحور، نبود هماهنگی نهادی و تأثیرگذاری بازیگران خارجی می‌تواند به پیچیده‌تر شدن بحران و افزایش ریسک درگیری منجر شود. از این منظر، کاهش تنش و حرکت به‌سوی ثبات، مستلزم بازگشت به دیپلماسی چندجانبه، تقویت سازوکارهای مشورتی و پرهیز از رویکردهای مبتنی بر تهدید و فشار یک‌جانبه است.

 

شهزاده دروازی | تحلیل‌گر سیاسی آژانس خبری صدای پامیر

لینک کوتاه : https://pamiragency.com/?p=89143

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.