استخراج گسترده طلا در شمال افغانستان: فرصت اقتصادی یا تاراج منابع ملی؟
پیشینه تاریخی معادن طلا در شمال افغانستان
افغانستان از جمله کشورهای غنی از منابع معدنی است و ذخایر طلای شمال شرق، به ویژه در بدخشان و تخار، سابقهای بیش از یک قرن دارند. معدن یفتل در شهر بزرگ بدخشان، یکی از قدیمیترین معادن جهان است که استخراج سنتی با بیل، کلنگ و روشهای رودخانهای انجام میشده است. معادن سمتی چاهآب، راغستان و بلسفالی در تخار نیز پتانسیل تولید صدها کیلوگرم طلا در سال را دارند.
قبل از ۲۰۲۱، استخراج عمدتاً توسط مردم محلی و به شکل سنتی انجام میشد. پس از بازگشت طالبان، فرآیند استخراج صنعتیتر شد و قراردادهایی با شرکتهای داخلی و خارجی منعقد گردید. به عنوان مثال، قرارداد ۳۱۰ میلیون دلاری معدن سمتی چاهآب با یک شرکت چینی در تخار امضا شد، اما جزئیات مالی و نحوه شفافیت درآمدها در ابهام باقی مانده است.

قراردادهای استخراج و ابعاد اقتصادی
یکی از مهمترین جنبهها، همکاری طالبان با شرکتهای خارجی، به ویژه چینیها است. وزارت معادن طالبان اعلام کرده بیش از ۲۱ معدن بزرگ فعال هستند. تصاویر ماهوارهای و گزارشهای رسانهای ورود تجهیزات سنگین صنعتی را به مناطق دورافتاده نشان میدهند، اما سهم محلیها از اشتغال محدود است.
در بدخشان و تخار، شبکهای از فرماندهان طالبان مدیریت معادن را در دست دارند و گزارشها حاکی از قاچاق طلا به بازارهای خارجی بدون پرداخت مالیات است. سازمان ملل تخمین زده که استخراج غیرقانونی طلا سالانه حدود ۱ میلیارد دلار درآمد دارد، در حالی که بیش از ۷۰ درصد این درآمد به جیب فرماندهان و قاچاقچیان میرود.
کارشناسان اقتصادی پیشنهاد میکنند مدلهای موفق بینالمللی مانند نروژ یا بوتسوانا با صندوق ذخیره ملی و سهم ۳۰–۴۰ درصدی برای جوامع محلی، میتوانست ثروت ملی را مدیریت کند و فقر را کاهش دهد.

درگیریهای مردمی و مسائل اجتماعی
درگیریهای اخیر در چاهآب تخار و راغستان بدخشان نمونهای از تنشهای اجتماعی ناشی از استخراج صنعتی طلاست. ساکنان محلی به دلیل عدم سهم از درآمدها و تخریب منابع طبیعی، دست به اعتراض زدند که منجر به خشونت و تلفات جانی شد.
اخیراً، درگیریهای خونین در ولسوالی چاهآب تخار و راغستان بدخشان، استخراج را به خبر اول رسانهها تبدیل کرده است. روز جمعه ۱۲ جدی، ساکنان چاهآب با ورود موترهای حامل تجهیزات شرکت وابسته به طالبان، با پرتاب سنگ اعتراض کردند. طالبان با تیراندازی پاسخ داد و حداقل ۳ نفر زخمی شدند. ویدیوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، صحنههای فرار مردم و دود ناشی از شلیک گاز اشکآور را نشان میدهد.
در ماه گذشته، تنش میان طالبان هلمندی و بدخشانی بر سر معادن یفتل بالا گرفت و باعث درگیری شدید میان نیروهای طالبان جنوبی و مردم محلی در ولایت بدخشان شد.
این اعتراضات ریشه در حس محرومیت دارد؛ مردم محلی که سالها استخراج سنتی میکردند، حالا از معادن خود رانده شدهاند و هیچ سهمی از درآمد ندارند. کارشناسان هشدار میدهند این تنشها میتواند به بیثباتی قومی دامن بزند، چرا که استخراج توسط “غیرمحلیها” تلقی میشود.

پیامدهای زیستمحیطی
استخراج صنعتی بدون رعایت استانداردهای محیطزیستی، منجر به تخریب شدید منابع طبیعی شده است:
- رودخانهها و منابع آبی با مواد شیمیایی مانند جیوه و سیانور آلوده شدهاند.
- فرسایش خاک و تخریب جنگلها افزایش یافته و محصولات کشاورزی و دامداری آسیب دیدهاند.
- حوادث معدنی مانند ریزش معادن، جان چندین کارگر را گرفته و تهدید ایمنی را افزایش داده است.
- این بحران زیستمحیطی علاوه بر سلامت مردم، مهاجرت اجباری را نیز تشدید کرده است.

چشمانداز آینده و راهکارها
استخراج طلا در شمال افغانستان دو روی سکه دارد: پتانسیل ایجاد اشتغال برای بیش از ۱۰۰ هزار نفر و درآمد سالانه نزدیک به ۲ میلیارد دلار، در مقابل خطر جنگ داخلی، فساد و تخریب محیطی.
برای مدیریت پایدار منابع، اقدامات زیر ضروری است:
۱. شفافیت در قراردادها و افشای مالی
۲. سهم حداقل ۳۰ درصدی برای جوامع محلی
۳. رعایت استانداردهای محیطزیستی و ایجاد کارخانههای فرآوری محلی
۴. بازرسی مستقل توسط سازمانهای بینالمللی
۵. بهرهگیری از سرمایهگذاری افغانستانیهای مقیم خارج برای اجرای مدلهای موفق توسعه اقتصادی
در غیر این صورت، معادن طلا به جای فرصت اقتصادی، به «نفرین منابع» تبدیل خواهند شد.

نتیجهگیری:
استخراج گسترده طلا در بدخشان و تخار، چهرهای دوگانه از افغانستان نشان میدهد: از یک طرف، فرصت عظیم اقتصادی برای ایجاد شغل و تولید درآمد میلیاردی وجود دارد؛ اما از سوی دیگر، این فعالیتها باعث تنشهای اجتماعی، تخریب محیط زیست و گسترش فساد شده است. قراردادهای محرمانه، کنترل معادن توسط گروههای غیرمحلی و نبود شفافیت، فرصتهای اقتصادی را به بحرانی انسانی و زیستمحیطی تبدیل کرده است.
برای بهرهبرداری پایدار از این منابع، لازم است سهم مردم محلی تضمین شود، استانداردهای محیط زیستی رعایت گردد و نظارت مستقل بینالمللی برقرار شود. بدون این اقدامات، ثروت طبیعی شمال افغانستان نه تنها به نفع مردم نخواهد بود، بلکه ممکن است همانند نمونههای تاریخی در دیگر کشورها، به «نفرین منابع» تبدیل شود.
در نهایت، معادن طلا تنها یک منبع اقتصادی نیستند؛ بلکه معیار عدالت اجتماعی و نمادی از توانایی دولت و جامعه در مدیریت منابع ملیاند. تصمیمهایی که امروز گرفته میشوند، سرنوشت اقتصادی و اجتماعی نسلهای آینده را شکل خواهند داد.
حامد عرفانی | تحلیلگر سیاسی آژانس خبری صدای پامیر













