دروازها: جغرافیای بازگشت آزادی
شهزاده دروازی
مطالعات تاریخی و برخی گزارشات نویسندگان گذشته نشان میدهد که حلقه های حاکمیت قومی ( پشتون محور) در افغانستان به واقعیت اجتماعی و ساختار مردمی دراین کشور همیشه بی اعتنایی نموده اند و زمینه ی تشکیل ملت و ساختن یک دولت همه شمول را از میان برده اند. همین اکنون نیز با روشنی تمام در این جهت روانند و با خیره سری کم پیشینه ای با مردم و طوایف و اقوام گوناگون شوخی مسخره ای دارند.
کسی نمی تواند درپنجمین سالگرد سقوط کابل، از وضعیت مناطق شمال و شمال شرق افغانستان، به ویژه بدخشان و دروازها، چشم بپوشد. این مناطق در سالهای اخیرشاهد فشارهای امنیتی، محدودیت های اجتماعی، محرومیت اقتصادی، نگرانیهای ناشی از سیاست های تقابلی و منازعات محلی و نیز شکلگیری مقاومت های مسلحانه بودهاند.
ما تأکید میکنیم که بدخشان و دروازها نباید به میدان مجازات جمعی، مهندسی جمعیتی، رقابت های استخباراتی یا استخراج بی ضابطه منابع طبیعی تبدیل شوند. مردم این مناطق حق دارند درسرزمین خویش از امنیت، عدالت، مالکیت مشروع، آموزش، کار، مشارکت سیاسی و توسعه متوازن برخوردار باشند.
بررسی وضعیت کنونی بدخشان و بویژه دروازها، از نظر تحلیل سیاسی و جامعه شناختی بسیار مهم است؛ زیرا وضعیت درواز را نمیتوان صرفاً یک درگیری طالبان با یک فرمانده ناراضی دانست. اگر اطلاعات میدانی و خبر رویدادها درست باشد، اینجا با یک وضعیت چندلایه روبه و اندکی پیچیده تر رو هستیم. رقابت درونی طالبانی، حساسیت قومی، منافع اقتصادی ناشی از معادن و تغییر رابطه مردم محل با یک فرمانده سابقاً مسئله دار. با این حال، برای اینکه در گزارشات سیاسی منابع مختلف ادعاهای میدانیِ تأیید نشده به عنوان واقعیت قطعی مطرح نشود، درجایگاه تحلیل از آن سخن می گویم.
وضعیت دروازه هشداری برای یک بحران تازه طیف های سیاسی و نیروهای فکری گوناگونی در دروازها نسبت به وضعیت موجود حساس شده اند. کارشناسان و باخبران با نگرانی عمیق، تحولات امنیتی در درواز، به ویژه ولسوالی نسی و شُکَی را دنبال میکنند. گزارش های رسیده از این مناطق از تشدید درگیری میان نیروهای وابسته به ملا جمعه فاتح، فرمانده ناراضی و اعتراضی طالبان و نیروهای ویژه ی عملیاتی طالبان حکایت دارد. درگیری ای که اگرگسترش یابد، میتواند وضعیت شکننده امنیتی و اجتماعی درواز را بیش از پیش متشنج سازد. این وضعیت به شکل گیری همراستایی در میان مجموعه ای از نیروهای سیاسی در منطقه خواهد انجامید.
پیداست که به مسئله درواز نباید تنها از منظریک اختلاف نظامی میان دو طرف دید. حضور نیروهای نظامی غیربومی، بویژه نیروهایی که مردم محل آنان را از نظرقومی و اجتماعی بیگانه با منطقه تلقی میکنند، درکنار اختلافات موجود برسرمنابع طبیعی، معادن و به خصوص استخراج طلا در شُکی، زمینه ای برای افزایش بی اعتمادی و تنش اجتماعی فراهم کرده است. طالبان دروازی و حتی بدخشانی در برابر طالبان غیر بومی مخصوصا قندهاری ـ هلمندی درمقام تحقیر اند.
میدانیم هنگامی که یک قدرت مسلط، نیروهای بیرونی را برای اعمال اقتدار بریک منطقه اعزام میکند، ممکن است حتی چهره هایی که پیشتر نزد مردم محل محبوبیت یا مشروعیت نداشته اند، در اثر واکنش طبیعی جامعه به حضور نیروی بیگانه، به تدریج در جایگاه نیروی محلی در برابر نیروی بیرونی قرار گیرند. این تحول، یک هشدار جدی است!
آگاهان سیاسی دروازها و بدخشان نه از عملکرد گذشته ی فرمانده ملا جمعه خان فاتح چشم پوشی میکنند و نه رفتارهای مجرمانه و موزیانه نیروهای غیر بومی در منطقه را که بر بنیاد فساد، زورگویی یا بهره برداری غیرقانونی از منابع طبیعی با استفاده از قدرت غیر مشروع و با بهانه ی درگیری با ملا جمعه خان پا در حریم مردم نهاده اند را توجیه پذیر میدانند. همزمان، استقرار نیروهای غیربومی و استفاده از زور برای تحمیل سیاست های امنیتی و اقتصادی بر مردم یک منطقه نیز راه حل منطقی و پایدار نیست.
تبدیل درواز به میدان جنگ نیروهای محلی و نیروهای اعزامی طالبان، میتواند پیامدهایی بسیار فراتر از یک درگیری نظامی داشته باشد و شکاف های قومی و منطقه ای را که علت روشن دشمنی مردم با طالبان است، عمیق تر، زمینه مقاومت مسلحانه را گسترده تر و زندگی مردم غیرنظامی را با خطر پذیر تر سازد.
بحران و تنش از حالت نارضایتی و سکوت نیروهای محلی در دروازها به فرصت دیگری جهش یافته است. جنگ در مرحله ی آغاز و آزمون قرار دارد. روستاهای نسی، زغر، رادوج، در دهنه ی دره و دریای جوی همین اکنون بسیار التهابی و دردم رستاخیز قرار گرفته اند. تولی جابجا شده ی نیروهای تهاجمی طالبان غیر بومی( امارتی) در ریگ باشه ازطرف سربازان ملاجمعه خان دستگیر و خلع صسلاح شدند. در همان استقامت درگیری سخت تری نیز صورت گرفته که تلفات و پیامد خونین تری هم دارد.
طالبان منسوب نیروهای ویژه که بر بلندای نسی جابجا شده اند و نقاط کناره دریای آمورا بخوبی نظارت می نمایند، هنوز مانعی بر آن هستند که ملاجمعه خان بتواند نسی را فتح کند و نیروهای مهاجم علیه خودرا عقب بزند. هرچندکه تا کنون دست برتری دارد و دها تن را اسیر گرفته و چند تن دیگر را کشته است. منابع غیر رسمی در محل گفته اندکه نیروهای آقای فاتح ۱۵ عراده رینجر، دوعراده تانک و ۲۱ سرباز را گرفته اند. تا هنوز تأیید رسمی ازاین خبر دردست نیست.
قرار است قوماندان فاتح هیئاتی از بزرگان درواز هارا به بدخشان و شاید کابل و قندهار بفرستد، تا بسته ی پیشنهادی او را مبتنی بر خروج بلاقید و شرط طالبان غیر بومی از دروازها و کل بدخشان خواستار شوند. درعوض او تضمین نماید که تحت حاکمیت امارت طالبان بماند و رهبری دروازهارا خودش ساماندهی و ترتیب نماید. بحث معادن فعلا در اولویت او قرار ندارد.
*پیشبینی سیاسی:*
فعلا مذاکرات غیر مستقیم میان نیروهای مختلف و طیف های فکری در سطح تماس های ابتدایی با ملا جمعه خان فاتح آغاز شده است، سپاهیان میهن، آزادی خواهان میهن، حزب کنگره ملی، جبهه ی متحد، حزب عدالت و آزادی و برخی هسته های دیگر، درپی آن اند که اتحادیه سیاسی بدخشان را در پلاتفرم واحد پی ریزی نمایند و نگذارند که ملاجمعه خان و نیروهای تحت امر او در میدان بمانند و سرکوب شوند.
علت تشکیل احتمالی این اتحادیه و یا ائتلاف سیاسی خشونت و برخورد طالبان قندهاری و هلمندی با بی اعتنایی نسبت به مردم گوناگون افغانستان از جمله هزاره ها، ازبیک ها و پیروان مذاهب در افغانستان و بخصوص در شمال کشور است.
شهزاده دروازی: تحلیلگر سیاسی آژانس خبری صدای پامیر













News