۲۰۰ شب حضور در خیابان: روایت یک استقامت تاریخی از ایران
دکتر سید روح الله موسوی
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در افغانستان
تاریخ معاصر ایران را نمی توان صرفاً با فراز و فرودهای سیاسی، جنگها، تحریمها و منازعات بینالمللی توضیح داد. در ورای همه این رخدادها، یک عنصر مهم و تعیینکننده وجود دارد که در بسیاری از مقاطع تاریخ چهار دهه اخیر ایران خود را نشان داده است: مسئله استقلال، هویت ملی و نسبت میان مردم و نظام سیاسی.
جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ در شرایطی شکل گرفت که جامعه ایران شاهد یک تحول بزرگ سیاسی و اجتماعی بود. انقلاب اسلامی، با رهبری حضرت امام خمینی(ره) و مشارکت گسترده اقشار مختلف جامعه، ساختار سیاسی پیشین را دگرگون کرد و نظام جمهوری اسلامی را در سال ۱۳۵۷ بنیان نهاد. از همان سالهای نخست، نظام جدید با مجموعهای از بحرانها، منازعات داخلی، فشارهای خارجی و سپس جنگ ایران و عراق مواجه شد.
مجموعه این رخدادها بخشی از یک تاریخ طولانی از فشار خارجی و تلاش برای محدود کردن استقلال ایران تلقی میشود. با این همه، یک واقعیت تاریخی قابل انکار نیست و همه کارشناسان به این نظر هستند که جمهوری اسلامی طی نزدیک به پنج دهه با بحرانهای متعدد مواجه شده و همچنان به حیات سیاسی خود ادامه داده است.
امروز، هنگامی که از «استقامت ایران» سخن گفته میشود، مقصود تنها مقاومت نظامی نیست. استقامت را میتوان در توانایی جامعه برای تحمل بحران، حفظ نهادهای علمی و آموزشی، توسعه زیرساختها، استمرار فعالیت اقتصادی، تولید دانش و بازسازی پس از جنگ و همچنین در استمرار بحث عمومی درباره آینده کشور مشاهده کرد.
در چنین زمینهای، یادآوری حضور شبانه مردم در خیابانها که به رکورد تاریخی «دویستمین» شب میرسد، برگزاری مانور نظامی صدو ده گردان جانفدایان و نیز فرارسیدن ۴۶ امین سالگرد آغاز دفاع مقدس، فرصت مناسبی برای بازخوانی مفهوم «ایران» در حافظه تاریخی جامعه ایرانی فراهم میکند.
انقلاب اسلامی و شکلگیری جمهوری اسلامی
انقلاب اسلامی ایران یکی از مهمترین تحولات سیاسی قرن بیستم در خاورمیانه بود. حضرت امام خمینی(ره) به عنوان رهبر انقلاب، توانست بخش بزرگی از نیروهای اجتماعی مخالف حکومت پهلوی را حول شعارهایی همچون استقلال، مبارزه با سلطه خارجی، عدالت و ایجاد نظامی مبتنی بر ارزشهای اسلامی بسیج کند.
پیروزی انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ به پایان نظام سلطنتی انجامید و در فروردین ۱۳۵۸ جمهوری اسلامی در همهپرسی به رأی گذاشته شد. پس از آن، ساختار سیاسی جدید به تدریج نهادهای خود را ایجاد کرد و قانون اساسی جمهوری اسلامی در همان سال به تصویب رسید.
از منظر حامیان انقلاب، این تحول را باید نتیجه تلاش تاریخی مردم ایران برای دستیابی به استقلال سیاسی و رهایی از وابستگی دانست. آنان معتقدند انقلاب، مناسبات قدرت در ایران و منطقه را تغییر داد و ایران را از یک متحد مهم غرب در دوران پهلوی به کشوری با سیاست خارجی مستقل تبدیل کرد که شعار «نه شرقی و نه غربی» سرلوحه کار سران نظام، قرار گرفت. در ادامه انقلاب اسلامی ایران به یکی از ماندگارترین تحولات سیاسی منطقه تبدیل شد و نظامی سیاسی را ایجاد کرد که پس از آن با مجموعهای از بحرانهای داخلی و خارجی روبهرو شد.
یکی از مهمترین آزمونهای جمهوری اسلامی، جنگ ایران و عراق بود. در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، عراق حمله گستردهای را علیه ایران آغاز کرد و جنگی شکل گرفت که نزدیک به هشت سال ادامه یافت. بنابراین، ۳۱ شهریور در تقویم ایران بیش از آنکه روز «پیروزی» باشد، یادآور آغاز جنگ و آغاز دورهای است که در ادبیات رسمی ایران «دفاع مقدس» نامیده میشود. جنگ آثار بسیار گستردهای بر ایران گذاشت. هزاران نظامی و غیرنظامی ایرانی شهید شدند؛ شهرها و زیرساختهای اقتصادی آسیب دیدند و بخشهایی از کشور با پیامدهای مستقیم جنگ مواجه شد. با وجود این، ساختار سیاسی ایران توانست در طول جنگ پابرجا بماند. بسیج اجتماعی، نیروهای نظامی، گروههای داوطلب و نهادهای دولتی درگیر جنگ شدند و جامعه ایران تجربهای گسترده از بسیج منابع انسانی و اقتصادی برای دفاع از سرزمین را پشت سر گذاشت.
از جنگ تا تحریم؛ تغییر شکل فشار
پس از پایان جنگ ایران و عراق، چالشهای جمهوری اسلامی پایان نیافت. روابط ایران با ایالات متحده همچنان پرتنش باقی ماند و موضوعات مختلف، از سیاست منطقهای ایران تا برنامه هستهای، به محور اختلافات بین ایران و برخی کشورهای غربی تبدیل شد.
تحریمهای اقتصادی طی سالهای مختلف گسترش یافت و به بخشهایی از اقتصاد ایران فشار وارد کرد. جمهوری اسلامی تحریمها را نوعی فشار اقتصادی با هدف تغییر رفتار سیاسی ایران میداند؛ در مقابل، دولتهای تحریمکننده معمولاً آن را ابزار فشار برای تغییر سیاستهای مشخص ایران معرفی کردهاند.
اثر اقتصادی تحریمها را نمیتوان نادیده گرفت. محدودیت در دسترسی به سرمایه، فناوری، بازارهای بینالمللی و نظام مالی جهانی، هزینههایی را بر اقتصاد ایران تحمیل کرده است. اما در مقابل، جمهوری اسلامی ایران در بسیاری حوزهها تلاش کرده است ظرفیتهای داخلی خود را توسعه دهد. این تلاشها در عرصههایی مانند داروسازی، پزشکی، فناوریهای صنعتی، علوم دانشگاهی، فناوری فضایی، صنایع دفاعی و انرژی هستهای قابل مشاهده است و باعث شده است که ایران در میان ده کشور برتر جهان در عرصه علم و فناوری قرار گیرد.
بنابراین، تجربه جمهوری اسلامی را میتوان از زاویهای دیگر نیز بررسی کرد: اینکه چگونه یک کشور تحت فشار خارجی و تحریمهای کمرشکن، همزمان با مشکلات اقتصادی و سیاسی، تلاش کرده بیشتر نیازهای علمی و فناورانه خود را در داخل توسعه دهد.
علم و فناوری؛ وجه دیگری از استقامت
یکی از مهمترین بخشهای داستان ایران معاصر، توسعه علمی و دانشگاهی است. در حوزه پزشکی، ایران طی دهههای گذشته شبکه گستردهای از دانشگاههای علوم پزشکی، بیمارستانها و مراکز تخصصی ایجاد کرده است. سازمان جهانی بهداشت نیز در گزارشها و برنامههای خود، پیشرفتهای ایران در حوزه سلامت، توسعه خدمات پزشکی و تولید برخی داروها و واکسنها را مستند کرده است.
حتی در سال ۲۰۲۵، سازمان جهانی بهداشت یکی از برنامههای ایران در زمینه مراقبت از نوزادان نارس را به عنوان یک تجربه موفق مورد توجه قرار داد و از گسترش مراقبت «کانگورویی» و برنامههای حمایت از رشد نوزادان در بخشهای مراقبت ویژه نوزادان ایران گزارش داد.
این نمونهها نشان میدهد که بحث پیشرفت ایران نباید فقط در حوزه نظامی یا سیاسی خلاصه شود. دانشگاه، پزشکی، داروسازی، مهندسی و علوم پایه نیز بخش مهمی از ظرفیت ملی ایران را تشکیل میدهند.
در حوزه علمی نیز ایران در برخی شاخصهای بینالمللی حضور قابل توجهی دارد. برنامه هستهای ایران یکی از پیچیدهترین موضوعات سیاست خارجی جمهوری اسلامی در چند دهه گذشته بوده است. ایران همواره بر حق خود برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای تأکید کرده و برنامه هستهای را بخشی از توسعه علمی و فناوری کشور میداند. در رابطه با برنامه هستهای ایران دو روایت مهم وجود دارد: روایت ایران که بر حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و استقلال فناوری تأکید میکند، و روایت برخی دولتهای غربی و نهادهای بینالمللی که با وجود پابندی جمهوری اسلامی ایران به قوانین بینالمللی، میخواهند ملت ایران را از این حق مشروع محروم کنند و همواره درحال توطئه و نابودی این میراث ارزشمند علمی، دانشمندان ایرانی هستند. این اختلاف نظر، به یکی از مهمترین پروندههای دیپلماتیک قرن بیست و یکم تبدیل شده است.
مردم؛ عنصر مهم در روایت استقامت ایران
هیچ تحلیلی درباره جمهوری اسلامی بدون توجه به نقش مردم ایران کامل نیست. یکی از مهمترین عوامل بقای نظام، حضور پرشور و میلیونی جامعه در حمایت از کشور و نهادهای نظام بوده است که در انتخابات، راهپیماییها، مراسم ملی و مذهبی، دفاع مقدس و همچنین فعالیتهای اجتماعی و امدادی، هر بار بیشتر از پیش، حضور فعال و رکوردشکن دارند.
دویستمین شب حضور باشکوه مردم شریف ایران، بعد از حمله غیرقانونی ایالات متحده امریکا و رژیم صهیونستی ما را به این نتیجه میرساند که خیابان در چنین شرایطی فقط یک فضای فیزیکی نیست؛ بلکه به فضای نمایش همبستگی، هویت و نگرانیهای مشترک تبدیل میشود. حضور شبانه مردم، فارغ از اینکه همه شرکتکنندگان چه انگیزه سیاسی یا اجتماعی مشخصی داشته باشند، یک پیام مهم درباره اهمیت مسئله امنیت و سرنوشت کشور در افکار عمومی دارد. بدون شک این حضورها نشانه حمایت اجتماعی از کشور و نظام و واکنشی به حملات خارجی میباشد.
در چنین لحظاتی، مفهوم «ایران» میتواند فراتر از مرزهای سیاسی و اختلافات جناحی ظاهر شود؛ مفهومی که برای بسیاری از ایرانیان با تاریخ، زبان، فرهنگ، سرزمین و خاطره جمعی پیوند خورده است.
رزمایش «صد و ده گردان جان فدا»
قرار است در شهریور ۱۴۰۵، رزمایش ۱۱۰ هزار نفری «گردانهای جانفدای ایران» در شهرستانهای استان تهران، برگزار شود. این برنامه با هدف نمایش آمادگی بسیج و ظرفیتهای مردمی طراحی شده و گروههای مختلف اجتماعی، از جمله دانشآموزان، دانشجویان، زنان، ورزشکاران، هنرمندان و نیروهای تخصصی در آن حضور دارند. این رویداد را میتوان در چارچوب گستردهتری از سازماندهی اجتماعی در جمهوری اسلامی تحلیل کرد؛ چارچوبی که در آن بسیج، علاوه بر مأموریتهای دفاعی، در عرصههای امدادی، اجتماعی و فرهنگی نیز حضور دارد.
تجربه حملات خارجی و مسئله تابآوری ملی
حملات خارجی به ایران در سالهای اخیر، بهویژه در شرایط تشدید تنش میان ایران، اسرائیل و ایالات متحده، بار دیگر مسئله تابآوری ملی را به موضوعی مهم تبدیل کرده است. هدف این حملات، تضعیف ساختار سیاسی و توان دفاعی ایران بوده و شهید شدن رهبرمعظم انقلاب امام خامنه ای(ره) و برخی فرماندهان نظامی، دانشمندان و شخصیتهای سیاسی و آسیب به زیرساختها، بخشی از هزینه این تقابل معرفی شده است.
اما اهمیت یک کشور تنها به بقای ساختار سیاسی آن محدود نمیشود. تابآوری واقعی هنگامی معنا پیدا میکند که جامعه بتواند پس از بحران، خدمات عمومی را ادامه دهد، دانشگاهها و بیمارستانها فعال بمانند، اقتصاد خود را بازسازی کند و سرمایه انسانی کشور حفظ شود. در این زمینه، تجربه ایران پس از جنگ هشتساله اهمیت ویژهای دارد. کشوری که در پایان جنگ با خسارتهای گسترده مواجه بود، طی دهههای بعد بخش مهمی از زیرساختهای خود را بازسازی کرد و همزمان توسعه دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی را ادامه داد. از این منظر، «استقامت» را میتوان نه فقط در میدان نظامی، بلکه در توانایی بازسازی و ادامه مسیر توسعه نیز جستوجو کرد.
رهبری و استمرار نظام سیاسی
نقش رهبری حضرت امام خمینی(ره) در شکلگیری انقلاب و تثبیت نظام جمهوری اسلامی برجسته است. پس از رحلت ایشان در سال ۱۳۶۸، شهید امت حضرت امام خامنهای(ره)، رهبری جمهوری اسلامی را بر عهده گرفت. استمرار ساختار سیاسی در طول این دوره پر تنش و عبور جمهوری اسلامی از جنگ، تحریم، بحرانهای امنیتی و فشارهای خارجی، بدون نقغش رهبری و ساختارهای سیاسی و امنیتی کشور امکانپذیر نبود. واقعیت تاریخی این است که جمهوری اسلامی، برخلاف بسیاری از پیشبینیهای اولیه درباره آینده آن، پس از نزدیک به پنج دهه همچنان ساختار سیاسی مسلط در ایران است و توانسته در برابر مجموعهای از بحرانها دوام بیاورد.
یکی از ویژگیهای مهم هویت ایران معاصر، ترکیب دو لایه تاریخی مهم است: میراث ایرانی و هویت اسلامی. ایران پیش از اسلام دارای تمدنی چند هزار ساله بوده و پس از اسلام نیز یکی از مهمترین مراکز تمدن اسلامی، فلسفه، ادبیات، علوم، هنر و اندیشه تلقی شده است.
جمهوری اسلامی تلاش کرده است هویت اسلامی را با هویت تاریخی ایران پیوند دهد و مفهوم «ایران اسلامی» را به عنوان چارچوبی برای تعریف هویت ملی مطرح کند. همین تنوع فرهنگی خود بخشی از میراث ایران است. کشوری با چنین پیشینهای را نمیتوان تنها بر اساس یک دوره سیاسی یا یک حکومت تعریف کرد.
استقامت؛ از میدان جنگ تا آزمایشگاه
اگر بخواهیم مفهوم استقامت ایران را در یک جمله تعریف کنیم، شاید بتوان گفت: استقامت فقط توانایی جنگیدن نیست؛ توانایی ادامه دادن نیز هست.
دانشمندی که در شرایط دشوار به پژوهش ادامه میدهد، پزشکی که در بیمارستان خدمت میکند، استاد دانشگاهی که دانش تولید میکند، کارگری که کارخانه را فعال نگه میدارد، خانوادهای که پس از جنگ یا بحران زندگی خود را بازسازی میکند و جوانی که برای ساختن آینده کشور تلاش میکند، همگی بخشی از مفهوم تابآوری ملیاند. به همین دلیل، توسعه پزشکی، دانشگاهی و صنعتی ایران در کنار توان دفاعی کشور باید مورد توجه قرار گیرد.
اکنون که ایران با مرحله دیگری از فشارهای خارجی و امنیتی مواجه شده است، تجربه پنج دهه گذشته میتواند موضوع تأمل قرار گیرد. انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، تشکیل جمهوری اسلامی، جنگ هشتساله، بازسازی پس از جنگ، تحریمهای اقتصادی، مناقشه هستهای، توسعه دانشگاهی و فناوری، بحرانهای سیاسی و اجتماعی و جنگ های ۱۲، ۴۰ و ۱۳ روزه اخیر؛ مجموعهای از آزمونهای پیدرپی را برای ایران ایجاد کردهاند. در چنین شرایطی، یادآوری ۳۱ شهریور تنها یادآوری یک تاریخ نیست؛ یادآوری نسلی است که جنگ را تجربه کرد.
یادآوری «جانفدایان» نیز، در چارچوب روایت رسمی، نمایش آمادگی و سازماندهی اجتماعی برای مواجهه با تهدیدات تلقی میشود. گزارشهای رسمی درباره رزمایش شهریور ۱۴۰۵ از حضور گسترده گروههای اجتماعی و نیروهای تخصصی خبر دادهاند و یادآوری شبهای طولانی حضور مردم در خیابانها نیز، میتواند به مطالعهای درباره رابطه میان بحران خارجی، هویت ملی و رفتار اجتماعی مردم تبدیل شود.
نتیجهگیری
نزدیک به پنج دهه پس از انقلاب اسلامی، ایران همچنان در نقطهای حساس از تاریخ خود قرار دارد. نظام جمهوری اسلامی از زمان تأسیس با چالشهای متعدد خارجی مواجه بوده است؛ از جنگ ایران و عراق تا تحریمها، مناقشه هستهای، فشارهای سیاسی و تنشهای منطقهای. جمهوری اسلامی توانسته است در برابر مجموعهای از بحرانهای بسیار بزرگ، ساختار سیاسی خود را حفظ کند و همزمان در عرصه های بزرگی از علم، پزشکی، آموزش و فناوری ظرفیتهای قابل توجهی ایجاد کند.
اگر «استقامت» قرار است مفهومی ماندگار باشد، باید از سطح مقاومت در برابر فشار خارجی فراتر رود و به معنای توانایی ساختن، بازسازی کردن، دانش آفریدن و حفظ انسجام اجتماعی در شرایط دشوار تبدیل شود. ایران کشوری با تاریخ بسیار طولانی است؛ ارزش این سرزمین، پیش از هر چیز، در مردم، دین، فرهنگ، تمدن، دانش، زبان، حافظه تاریخی و ظرفیت بازسازی آن نهفته است. شاید مهمترین درس پنج دهه گذشته همین باشد: کشورهایی که میخواهند در برابر بحرانها پایدار بمانند، تنها به قدرت دفاعی نیاز ندارند؛ به جامعهای نیاز دارند که بتواند امید، دانش، اعتماد و توان بازسازی خود را حفظ کند.
در چنین نگاهی، ۳۱ شهریور یادآور آغاز یک جنگ است؛ شبهای طولانی حضور در خیابان، یادآور آزمون جامعه؛ و رزمایشهای مردمی، بخشی از تصویر امنیتی و اجتماعی امروز ایران. اما فصل آینده تاریخ ایران هنوز نوشته نشده است. این فصل را نه فقط سیاستمداران و نظامیان، بلکه مردم، دانشگاهیان، پزشکان، مهندسان، کارگران، کارآفرینان، هنرمندان و نسل جوان ایران خواهند نوشت. و همین، شاید عمیقترین معنای استقامت باشد.
دکتر سید روح الله موسوی : آژانس خبری صدای پامیر













