جایزه یک خبرنگار، معیار قضاوت درباره یک رسانه نیست
سخن سردبیر
افغانستان اینترنشنال زیر ذرهبین استقلال و مسئولیت حرفهای
مریم رحمتی، خبرنگار افغانستان اینترنشنال، در سال ۲۰۲۶ مدال برنز جایزه یادبود ریکاردو اورتگا را از انجمن خبرنگاران سازمان ملل متحد دریافت کرده است. دستاوردی که می تواند برای یک خبرنگار ارزش حرفهای داشته باشد. برای مریم رحمتی و تیم افغانستان اینترنشنال موفقیت بزرگی است، اما به تنهایی نمی تواند درباره استقلال سیاسی، شفافیت مالی و اعتبار تمام فعالیت های رسانه ای محل کار او داوری کند. در دنیای رسانه، میان موفقیت یک خبرنگار و عملکرد کلی رسانهای که در آن کار میکند، تفاوت وجود دارد. یک گزارش ممکن است به دلیل کیفیت تحقیق، روایت دقیق یا تأثیر انسانی آن شایسته تقدیر باشد، اما این موضوع به معنای تأیید همه تیترها، تحلیلها، انتخاب مهمانان و جهتگیریهای سیاسی همان رسانه نیست.
به همین دلیل، خبر دریافت جایزه از سوی خبرنگار افغانستان اینترنشنال فرصتی برای بررسی جدی تر عملکرد این شبکه است. شبکهای که در سالهای اخیر به یکی از منابع مهم خبررسانی درباره افغانستان تبدیل شده و هم زمان درباره جهت گیری سیاسی، منابع مالی و نقش آن در فضای سیاسی کشور پرسشهایی مطرح بوده است. پرسش اصلی این نیست که یک خبرنگار شایسته دریافت جایزه بوده یا نه. پرسش این است که آیا عملکرد کلی رسانه نیز با معیارهایی مانند استقلال تحریریه، شفافیت، توازن خبری و رعایت اصول حرفهای سازگار است؟ برای پاسخ به این پرسش، نخست باید ساختار مالکیت و منابع مالی افغانستان اینترنشنال بهصورت مستند بررسی شود.
هر رسانه ای که درباره سیاست، جنگ، امنیت و روابط منطقهای گزارش میدهد، باید روشن کند چگونه تأمین مالی میشود، تصمیمهای کلان آن در کجا گرفته میشود و آیا منافع سیاسی یا اقتصادی بیرونی بر خط تحریریه اش تأثیر میگذارد یا نه. طرح ارتباط احتمالی یک رسانه با دولتها و جریانهای سیاسی، از جمله در منطقه، بهخودیخود اثباتکننده وابستگی نیست؛ اما نبود شفافیت نیز نمیتواند رسانه را از پاسخ گویی معاف کند. این موضوع درباره افغانستان اینترنشنال هم صدق میکند و هر ادعایی درباره ارتباطات مالی یا مدیریتی آن با عربستان سعودی یا اسرائیل باید با اسناد قابل بررسی، اطلاعات معتبر و شواهد مشخص سنجیده شود.
محور مهم دیگر، نحوه پوشش رویدادها و بحرانهاست. استقلال رسانه تنها با شعار ضدطالبانی یا انتقاد از یک حکومت سنجیده نمیشود؛ رسانه مستقل باید بتواند در کنار نقد طالبان، درباره نقش آمریکا در تحولات منتهی به سقوط جمهوری، حملات پاکستان به خاک افغانستان، تلفات غیرنظامیان و سیاستهای دیگر بازیگران خارجی نیز با همان دقت و حساسیت گزارش دهد.
اگر یک رسانه در برابر اقدامات یک طرف از واژگان تند استفاده کند، اما رفتار مشابه طرف دیگر را با زبان خنثی یا توجیهکننده بازتاب دهد، این تفاوت باید بررسی شود. برای سنجش چنین احتمالی، مقایسه تیترها، تصاویر، منابع خبری، حجم پوشش و جایگاه دیدگاه قربانیان در گزارشهای مربوط به افغانستان، ایران، فلسطین، آمریکا و کشورهای اروپایی می تواند تصویر روشن تری ارائه کند.
البته مقایسه حرفهای باید بر نمونههای مشخص و معیارهای یکسان استوار باشد، نه بر پیش داوری درباره نتیجه. مسئله دیگر، بازتاب اختلافات قومی، مذهبی، زبانی و سیاسی در افغانستان است. جامعه افغانستان تجربه تلخ جنگهای داخلی و رقابتهای هویتی را پشت سر گذاشته و هر رسانهای که درباره این مسائل برنامه میسازد، مسئولیت سنگینی در برابر مخاطبان خود دارد. طرح اختلافات و افشای تبعیض، به خودی خود دامن زدن به شکافها نیست.
اما اگر انتخاب مهمانان، پرسشهای مجریان و نحوه تدوین برنامه ها بهگونهای باشد که صدای تندروترین افراد برجسته شود و راه گفتوگو و همزیستی نادیده بماند، عملکرد رسانه نیازمند نقد جدی است. همین معیار درباره پوشش مخالفان طالبان نیز صدق میکند. مخالفت با طالبان بهتنهایی تضمین نمی کند که یک رسانه از منافع عمومی افغانستان دفاع میکند. رسانه باید روشن سازد که آیا از راهحلهای سیاسی، پاسخگویی و مشارکت مردم حمایت میکند یا با برجسته سازی مداوم گزینه های نظامی، بدون بررسی هزینههای انسانی و پیامدهای احتمالی، فضای سیاسی را به سوی تقابل بیشتر میبرد.
در کشوری که مردم عادی بیشترین هزینه جنگ را پرداختهاند، هرگونه دعوت یا زمینه سازی برای خشونت باید با دقت و مسئولیت حرفهای بررسی شود؛ البته نسبت دادن هدف مشخصی مانند تلاش برای آغاز جنگ داخلی، بدون شواهد معتبر، خود با اصول روزنامهنگاری سازگار نیست. روابط افغانستان با ایران، چین، روسیه و کشورهای آسیای مرکزی نیز باید با همین رویکرد سنجیده شود. نقد سیاست های این کشورها حق رسانه است، اما اگر همکاریهای اقتصادی، ترانزیتی و دیپلوماتیک بدون ارائه زمینه و اطلاعات کافی بازتاب یابد و تنها اختلافها برجسته شود، مخاطب تصویری ناقص از واقعیت دریافت میکند.
در مقابل، رسانه نباید به بهانه حفظ روابط منطقهای، مشکلات و اختلافات واقعی را پنهان کند. معیار اصلی، ارائه اطلاعات کامل، شنیدن دیدگاههای متفاوت و تفکیک خبر از تحلیل است. همچنین نقد ابتکارهای سازمان ملل متحد یا کشورهای منطقه، به خودی خود نشانه مخالفت با صلح نیست؛ آنچه اهمیت دارد، کیفیت استدلال، صحت اطلاعات و توجه به پیامدهای هر ابتکار برای مردم افغانستان است. در نهایت، جایزه مریم رحمتی باید بر اساس معیارهای همان جایزه و کیفیت کار او ارزیابی شود، نه بهعنوان سندی برای تأیید یا رد تمام عملکرد افغانستان اینترنشنال.
همزمان، این شبکه نیز نباید صرفاً به دلیل موضع انتقادیاش در برابر طالبان از بررسی مستقل و حرفهای معاف باشد. مخاطب افغانستان حق دارد بداند چه کسی هزینه رسانهها را تأمین میکند، چه معیارهایی در انتخاب خبرها نقش دارد و آیا اصول یکسانی برای سنجش رفتار همه بازیگران سیاسی به کار میرود یا نه. نقد جدی زمانی ارزشمند است که به سند، نمونه مشخص و مقایسه منصفانه تکیه کند؛ نه زمانی که نتیجه از پیش تعیین شده باشد و شواهد تنها برای تأیید آن انتخاب شوند.
اگر هدف دفاع از منافع مردم افغانستان است، باید هم طالبان، هم مخالفان آن و هم رسانههایی که درباره آینده کشور تأثیر میگذارند، در برابر پرسشهای روشن قرار گیرند. در این میان، نه دریافت یک مدال می تواند همه پرسشها را پایان دهد و نه اتهامهای اثباتنشده میتواند جای بررسی حرفهای را بگیرد. معیار نهایی، کیفیت کار، شفافیت، استقلال و مسئولیت رسانه در برابر مردمی است که به اطلاعات دقیق و بی طرفانه نیاز دارند.
آژانس خبری صدای پامیر













