حمله خونین به شیعیان هرات؛ بررسی پیامدها و ابعاد امنیتی حادثه دهمیری
حامد عرفانی
مقدمه:
اگر به اتفاقات چند سال اخیر نگاه کنیم، فقط به شیعیان روستای دهمیری حمله نشده است، بلکه پیش از این هم حملاتی به مساجد، مدارس و مناطق شیعهنشین در کابل، مزارشریف و خود هرات رخ داده است. یک نکته در همه این حملات مشترک است: هدف قرار گرفتن مردم عادی فقط به دلیل مذهبشان.
هدف قرار دادن مردم عادی صرفاً به دلیل مذهبشان، یکی از خطرناکترین شکلهای خشونت در هر جامعهای است. در این نوع حملات، قربانیان نه به خاطر درگیری نظامی یا اختلاف شخصی، بلکه فقط به دلیل هویت مذهبی خود انتخاب میشوند. همین موضوع باعث میشود چنین خشونتهایی، اثرات عمیقتر و طولانیتری بر جامعه بگذارند؛ چون ترس و بیاعتمادی را در میان مردم عادی گسترش میدهند، نه فقط در سطح سیاسی یا نظامی.
در همین زمینه، گزارشهای یوناما نشان میدهد که پس از سال ۲۰۲۱، با وجود کاهش جنگهای گسترده و درگیریهای رو در رو، نوع خشونت در افغانستان تغییر کرده است. به این معنا که دیگر کمتر شاهد نبردهای بزرگ میان گروههای نظامی هستیم، اما در مقابل، حملات کوچکتر، پراکندهتر و هدفمند علیه غیرنظامیان افزایش یافته است.
این تغییر به زبان ساده یعنی: افغانستان از یک جنگ «رو در رو» به سمت نوعی ناامنی «پنهان و پراکنده» حرکت کرده است. در گذشته، خطوط نبرد مشخص بود و درگیریها بیشتر میان گروههای مسلح جریان داشت. اما امروز، خطر اصلی برای مردم عادی در کوچهها، مساجد، بازارها و روستاهاست؛ جایی که هیچ خط مقدم مشخصی وجود ندارد.
به همین دلیل گفته میشود که ناامنی در افغانستان از بین نرفته، بلکه شکل آن تغییر کرده است. اگر در گذشته مردم از جنگهای بزرگ میترسیدند، امروز نگرانی اصلی، حملات ناگهانی و هدفمند است؛ حملاتی که میتواند در هر زمان و هر مکان، زندگی غیرنظامیان را هدف قرار دهد.
چرا شیعیان هدف قرار میگیرند؟
این سؤال یکی از مهمترین و در عین حال حساسترین بخشهای تحلیل چنین حوادثی است. واقعیت این است که هدف قرار گرفتن شیعیان را نمیتوان به یک عامل ساده محدود کرد. معمولاً مجموعهای از انگیزهها و محاسبات در کنار هم قرار میگیرند که نتیجه آن، چنین حملاتی است.
▪️ ایجاد اختلاف مذهبی و بیثباتی اجتماعی
یکی از اصلیترین اهداف گروههایی مانند داعش خراسان ایجاد شکاف میان شیعه و سنی است. این گروهها تلاش میکنند جامعهای که قرنها در کنار هم زندگی کرده، دچار ترس، سوءظن و فاصله اجتماعی شود.
در عمل، هدف فقط کشتن افراد نیست؛ بلکه ایجاد یک فضای روانی است که در آن:
- مردم به هم اعتماد نکنند
- جامعه دچار دو قطبی مذهبی شود
- و احساس ناامنی در زندگی روزمره افزایش پیدا کند
به همین دلیل، این نوع حملات معمولاً اثرشان فراتر از تعداد قربانیان است؛ چون میتواند آرامش یک جامعه کامل را بر هم بزند.
▪️ استفاده از مذهب بهعنوان ابزار سیاسی و امنیتی
در بسیاری از موارد، مذهب خود هدف نهایی نیست، بلکه ابزاری برای رسیدن به هدفهای بزرگتر است. یعنی گروههای افراطی از اختلافات مذهبی استفاده میکنند تا:
- توجه دولتها را پراکنده کنند
- بحرانهای امنیتی ایجاد کنند
- و فضای بیثباتی را گسترش دهند
در چنین شرایطی، جامعه شیعه نه فقط به عنوان یک گروه مذهبی، بلکه به عنوان یک «نقطه حساس اجتماعی» هدف قرار میگیرد که حمله به آن میتواند واکنشهای گستردهتری در سطح کشور ایجاد کند.
▪️ اهمیت ویژه هرات در معادلات امنیتی
هرات تنها یک ولایت معمولی در افغانستان نیست. این منطقه به دلیل موقعیت جغرافیایی و نزدیکی به ایران اهمیت استراتژیک دارد.
این اهمیت از چند جهت قابل بررسی است:
- هرات یک دروازه مهم تجاری و مرزی است
- مسیر ارتباطی مهم میان افغانستان و ایران محسوب میشود
- و از نظر فرهنگی و مذهبی نیز تنوع بالایی دارد
به همین دلیل، هرگونه ناامنی در هرات فقط یک مشکل محلی نیست، بلکه میتواند پیامدهای منطقهای داشته باشد. همین موضوع باعث میشود این ولایت برای گروههای افراطی، هم از نظر تبلیغاتی و هم از نظر سیاسی، یک هدف مهم محسوب شود.
▪️ نتیجه این دو عامل در کنار هم
وقتی هدف ایجاد اختلاف مذهبی با اهمیت استراتژیک یک منطقه مثل هرات ترکیب میشود، نتیجه آن میتواند حملاتی باشد که هم جنبه روانی دارند و هم پیامد سیاسی. در چنین شرایطی، قربانیان فقط افراد یک حادثه نیستند، بلکه بخشی از یک روند بزرگتر ناامنی و بیثباتی هستند.
افراطگرایی محلی؛ خطر نزدیکتر از آنچه فکر میکنیم
همه چیز به گروههای بزرگ تروریستی ختم نمیشود. گاهی مشکل از داخل هم هست.
افرادی مثل ملا عبدالمنان نیازی نشان دادند که تفکرهای تندرو میتواند در داخل افغانستان هم رشد کند و به خشونت برسد.
این نوع افراطگرایی:
- از اختلافات قومی و زبانی تغذیه میکند
- با قدرتهای محلی گره میخورد
- و گاهی به گروههای بزرگتر وصل میشود
به همین دلیل، تشخیص اینکه یک حمله کار چه کسی بوده، همیشه ساده نیست.
چرا تاکنون کسی مسئولیت این حمله را بهعهده نگرفته است؟
یکی از عجیبترین بخشهای حمله بر شیعیان روستای دهمیری همین است.
معمولاً داعش خراسان خیلی سریع مسئولیت حملات را میپذیرد. اما این بار سکوت کرده است.
این موضوع چند احتمال را مطرح میکند:
- گروههای کوچکتر و ناشناخته پشت حمله باشند
- اختلافات داخلی میان گروههای مسلح وجود داشته باشد
- یا حتی بازیگران پیچیدهتری در پشت صحنه نقش داشته باشند
همین ابهام، وضعیت امنیتی را پیچیدهتر و نگرانکنندهتر میکند.
ادامه این وضعیت چه پیامدی دارد؟
اگر حملاتی از این نوع ادامه پیدا کند و مهار نشود، پیامدهای آن فقط محدود به یک روستا یا یک ولایت نخواهد ماند؛ بلکه بهتدریج میتواند روی کل ساختار اجتماعی و امنیتی کشور اثر بگذارد. این پیامدها معمولاً بهصورت زنجیرهای و تدریجی ظاهر میشوند.
▪️ از بین رفتن اعتماد مردم به امنیت
اولین و مهمترین پیامد، کاهش اعتماد مردم به توانایی نهادهای امنیتی است. وقتی مردم احساس کنند که حتی در مناطق مسکونی، مساجد یا روستاهایشان امنیت ندارند، بهتدریج این باور در جامعه شکل میگیرد که «هیچ جایی امن نیست».
این احساس ناامنی، فقط یک حس روانی ساده نیست؛ بلکه میتواند رفتارهای اجتماعی را هم تغییر دهد: کاهش رفتوآمدهای عادی، مهاجرت از مناطق آسیبپذیر و افزایش ترس در زندگی روزمره.
▪️ عمیقتر شدن شکافهای مذهبی و اجتماعی
یکی دیگر از پیامدهای خطرناک، افزایش فاصله و بیاعتمادی میان گروههای مذهبی و اجتماعی است. در شرایطی که حملات هدفمند رخ میدهد، جامعه بهتدریج دچار دو قطبی میشود.
این وضعیت میتواند باعث شود: مردم بیشتر به تفاوتها توجه کنند تا اشتراکات، سوءظن میان گروههای مختلف افزایش یابد، و فضای همزیستی تاریخی تضعیف شود.
در بلندمدت، این شکافها میتوانند به بحرانهای اجتماعی بزرگتری تبدیل شوند.
▪️ تقویت و جذب نیرو برای گروههای افراطی
در شرایط ناامنی، گروههای افراطی معمولاً از وضعیت موجود برای جذب نیرو استفاده میکنند. وقتی ترس و بیاعتمادی در جامعه افزایش پیدا کند، برخی افراد ممکن است: احساس ناامیدی کنند یا به دنبال «پاسخهای ساده و تند» برای مشکلات بروند
این دقیقاً همان فضایی است که گروههایی مانند داعش خراسان از آن استفاده میکنند تا نیرو جذب کنند و نفوذ خود را گسترش دهند.
▪️ گسترش ناامنی به مناطق دیگر
اگر چنین حملاتی بدون پاسخ مؤثر باقی بماند، احتمال گسترش آن به مناطق دیگر نیز افزایش پیدا میکند. ناامنی معمولاً محدود به یک نقطه باقی نمیماند؛ بلکه از یک منطقه به مناطق مشابه سرایت میکند، مخصوصاً اگر: واکنش امنیتی ضعیف باشد یا عاملان احساس مصونیت کنند
در این صورت، یک حادثه محلی میتواند به آغاز یک روند گستردهتر ناامنی تبدیل شود.
مسئولیت طالبان چیست؟
امروز وضعیت افغانستان با چند سال قبل کاملاً متفاوت است. طالبان دیگر در جایگاه یک گروه جنگی یا مخالف مسلح قرار ندارند؛ بلکه آنها اکنون قدرت حاکم بر کشور هستند و کنترل ساختارهای سیاسی، نظامی و امنیتی را در دست دارند.
این تغییر جایگاه، یک نکته بسیار مهم را به همراه دارد: مسئولیت نیز از «مبارزه» به «حکمرانی» تغییر کرده است.
به این معنا که دیگر نمیتوان تنها با منطق جنگی یا مقابله با دشمنان مسلح به مسائل نگاه کرد. اکنون وظیفه اصلی حکومت، تأمین امنیت همه شهروندان است، بدون در نظر گرفتن مذهب، قومیت یا منطقه زندگی.
در چنین شرایطی، هر حملهای که علیه غیرنظامیان رخ میدهد، بهطور مستقیم این سؤال را مطرح میکند که:
- آیا ساختارهای امنیتی کافی و مؤثر هستند؟
- آیا اطلاعات امنیتی توان پیشگیری از چنین حملاتی را دارد؟
- و آیا کنترل کامل بر مناطق مختلف کشور وجود دارد یا نه؟
از سوی دیگر، حکومت حاکم تنها مسئول «واکنش بعد از حادثه» نیست، بلکه وظیفه اصلی آن «پیشگیری از وقوع حادثه» است. یعنی اگر حملات تکرار شوند، این نشان میدهد که در یکی از بخشهای مهم سیستم امنیتی، چه در سطح اطلاعاتی، چه در سطح اجرایی، نقص یا ضعف وجود دارد.
به همین دلیل، مسئولیت طالبان در این مرحله فقط یک موضوع سیاسی نیست، بلکه یک مسئولیت مستقیم امنیتی و اجتماعی است که نتیجه آن بر زندگی روزمره مردم تأثیر میگذارد.
جمعبندی:
واقعه دهمیری فقط یک حادثه محدود نیست، بلکه یک هشدار است؛ هشداری درباره اینکه ناامنی در افغانستان از بین نرفته، بلکه فقط شکل آن تغییر کرده است. در حالی که جنگهای گسترده کمتر شده، حملات پراکنده و هدفمند جای آن را گرفتهاند.
خطر اصلی این است که اگر این روند مهار نشود، ناامنی میتواند بهتدریج گستردهتر شود و از یک منطقه به مناطق دیگر سرایت کند. در این صورت، پیامد آن تنها محدود به شیعیان نخواهد بود، بلکه میتواند کل جامعه افغانستان را درگیر کند.
حامد عرفانی | آژانس خبری صدای پامیر













