موج عملیاتهای مقاومت و آغاز بازترسیم موازنه قدرت در غرب آسیا
مقدمه:
بیستوششمین روز از جنگ امریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، با تحولی کمسابقه در میدان نبرد همراه شد؛ جایی که جبهه مقاومت با مجموعهای از عملیاتهای همزمان، گسترده و چندلایه در محورهای مختلف غرب آسیا، نشان داد نهتنها در برابر فشار نظامی و جنگ روانی دشمنان خود دچار فرسایش نشده، بلکه در حال ورود به مرحلهای جدید از بازسازی قدرت تهاجمی و بازدارندگی فعال است.
بر اساس آمار منتشرشده توسط سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران، تنها در ۲۴ ساعت گذشته بیش از ۲۳۰ عملیات از سوی بازیگران مختلف جبهه مقاومت در لبنان، عراق و جمهوری اسلامی ایران انجام شده است؛ آماری که از نظر حجم، پراکندگی جغرافیایی، سطح هماهنگی و آثار میدانی، از سوی بسیاری از ناظران منطقهای بهعنوان یکی از مهمترین نقاط عطف جنگ اخیر توصیف میشود.
در شرایطی که امریکا و رژیم صهیونیستی طی هفتههای گذشته با اتکا به عملیاتهای رسانهای و فضاسازی روانی گسترده تلاش داشتند چنین القا کنند که توان نظامی جمهوری اسلامی ایران و بازوهای جبهه مقاومت در منطقه به پایینترین سطح ممکن رسیده، موج جدید عملیاتها، عملاً این روایت را در سطح میدانی و سیاسی با شکست مواجه کرده است.
آمار عملیاتها؛ نمایش قدرت همزمان در سه جبهه مقاومت
جزئیات اعلامشده از عملیاتهای ۲۴ ساعت گذشته، تصویری روشن از وسعت و شدت تحرکات جبهه مقاومت ارائه میدهد:
لبنان: ۸۷ عملیات
عراق: ۲۳ عملیات
ایران: ۱۱۰ عملیات موشکی و پهپادی
این ارقام، صرفاً دادههای خام نظامی نیستند؛ بلکه نشانهای از توان شبکهای، انسجام فرماندهی، استمرار پشتیبانی میدانی و قابلیت اجرای عملیات چندجبههای همزمان در ساختار جبهه مقاومت محسوب میشوند.
تحلیلگران نظامی معتقدند عبور از مرز ۲۳۰ عملیات در یک بازه ۲۴ ساعته، بهویژه در شرایط جنگی فشرده، نشاندهنده آن است که ظرفیتهای عملیاتی محور مقاومت نهتنها حفظ شده، بلکه در برخی محورهای نبرد وارد فاز تهاجم ترکیبی و هماهنگشده شده است.
شکست روایت دشمن؛ وقتی میدان، پروپاگاندای رسانهای را فرو میریزد
یکی از مهمترین ابعاد موج عملیاتهای اخیر، تأثیر مستقیم آن بر جنگ روایتها و نبرد روانی است.
در هفتههای گذشته، رسانههای وابسته به امریکا و رژیم صهیونیستی تلاش داشتند با بزرگنمایی برخی تحولات میدانی و تکرار ادعاهای هدفمند، این تصور را در افکار عمومی منطقه و جهان ایجاد کنند که ساختار عملیاتی ایران اسلامی و متحدانش در محور مقاومت، بهشدت تضعیف شده و توان پاسخگویی مؤثر خود را از دست داده است.
اما عملیاتهای ۲۴ ساعت اخیر، این تصویرسازی را بهطور کامل دگرگون کرد.
وقتی در سه جبهه همزمان، از لبنان تا عراق و از عمق خاک ایران اسلامی، موجی از حملات موشکی، پهپادی و عملیاتهای میدانی به ثبت میرسد، معنای آن روشن است: جبهه مقاومت نهتنها زنده است، بلکه همچنان قادر است قواعد نبرد را بازتعریف کند.
از همین منظر، بسیاری از ناظران معتقدند آنچه در این ۲۴ ساعت رخ داده، صرفاً یک پاسخ نظامی نبود؛ بلکه یک عملیات بزرگ در عرصه ادراکسازی راهبردی نیز به شمار میرود؛ عملیاتی که هدف آن، بازگرداندن ابتکار عمل به جبهه مقاومت و فروپاشی تصویرسازیهای تحمیلی دشمن بود.
ورود به فاز جدید بازدارندگی؛ ایران در حال تغییر الگوی پاسخ است
اجرای ۱۱۰ عملیات موشکی و پهپادی از سوی ایران، بهویژه در چنین سطحی از تداوم و همزمانی با تحرکات منطقهای محور مقاومت، میتواند نشانهای از تغییر در الگوی بازدارندگی جمهوری اسلامی تلقی شود.
اگر در مراحل پیشین، بازدارندگی ایران بیشتر بر پیامهای محدود، پاسخهای کنترلشده یا نمایش قدرت هدفمند استوار بود، اکنون نشانههایی دیده میشود که تهران در حال عبور به سمت بازدارندگی فعال، چندلایه و منطقهپایه است؛ الگویی که در آن، پاسخ به تجاوز، نه صرفاً در یک جغرافیا یا یک سطح عملیاتی، بلکه در قالب چند میدان همزمان طراحی و اجرا میشود.
این تحول، در صورت تداوم، میتواند پیام روشنی برای امریکا و رژیم صهیونیستی داشته باشد:
هرگونه تداوم جنگ و تشدید تجاوز، با پاسخی مواجه خواهد شد که هزینه آن محدود به یک جبهه یا یک زمان مشخص نخواهد بود.
سه پیامد ژئوپلیتیکی بزرگ؛ غرب آسیا در آستانه بازترسیم موازنهها
تحلیل تحولات ۲۴ ساعت گذشته نشان میدهد که موج عملیاتهای اخیر، دستکم سه پیامد ژئوپلیتیکی مهم و قابلتوجه برای آینده غرب آسیا به همراه خواهد داشت:
۱. افزایش وزن محور مقاومت در معادلات امنیتی منطقه
وقتی مجموعهای از بازیگران مقاومت در چند جغرافیای کلیدی بهصورت همزمان و هماهنگ وارد میدان میشوند، این پیام بهوضوح مخابره میشود که محور مقاومت همچنان یکی از بازیگران اصلی و تعیینکننده در نظم امنیتی غرب آسیاست.
این امر میتواند در فضای پساجنگ، جایگاه بازوهای مقاومت را از سطح نیروهای واکنشی، به سطح بازیگران مؤثر در طراحی و تحمیل موازنههای امنیتی جدید ارتقا دهد.
۲. تغییر در الگوی بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران علیه امریکا و رژیم صهیونیستی
عملیاتهای گسترده جمهوری اسلامی ایران، بهویژه در قالب حملات موشکی و پهپادی، میتواند نشانهای از شکلگیری مرحلهای تازه در راهبرد دفاعی و تهاجمی تهران باشد؛ مرحلهای که در آن، بازدارندگی از وضعیت منفعل یا محدود، به سمت بازدارندگی پویا و چندساحتی حرکت میکند.
۳. افزایش حساسیت جامعه جهانی نسبت به گسترش بحران
گسترش حجم عملیاتها، همزمانی جبههها و آثار ویرانگر حملات، میتواند نگرانی قدرتهای جهانی، نهادهای بینالمللی و بازارهای راهبردی را نسبت به آینده بحران تشدید کند؛ بهویژه در حوزههایی چون:
- امنیت انرژی
- ثبات مسیرهای دریایی و زمینی منطقه
- آینده نظم امنیتی غرب آسیا
- احتمال ورود بازیگران جدید به میدان بحران
این وضعیت، در روزها و هفتههای آینده میتواند فشارهای دیپلماتیک برای مهار جنگ یا تغییر در سطح مداخله بازیگران خارجی را افزایش دهد.
ابعاد رسانهای و اجتماعی؛ بازتابی فراتر از میدان نبرد
در کنار آثار نظامی و ژئوپلیتیکی، عملیاتهای اخیر در سطح رسانهای و اجتماعی نیز بازتاب گستردهای در جهان اسلام داشته است.
در بسیاری از رسانهها، شبکههای اجتماعی و محافل سیاسی منطقه، این موج عملیاتها بهعنوان نمادی از پایداری، انسجام اجتماعی و روحیه مقاومت توصیف شده است. برای بخش مهمی از افکار عمومی جهان اسلام، بهویژه در میان شیعیان، این تحولات با خوانشی عاشورایی و مقاومتمحور تحلیل میشود؛ خوانشی که نبرد جاری را نه صرفاً یک جنگ کلاسیک، بلکه امتداد تاریخی تقابل با ظلم و تجاوز معرفی میکند.
همین بُعد معنایی و روانی، میتواند در تداوم جنگ، نقش مهمی در تقویت سرمایه اجتماعی جبهه مقاومت و حفظ روحیه هواداران آن در سطح منطقه ایفا کند.
آنچه رخ داده، صرفاً عملیات نظامی نیست؛ آغاز یک چرخش راهبردی است
برآیند تحولات ۲۴ ساعت گذشته نشان میدهد که منطقه غرب آسیا، صرفاً شاهد یک سلسله عملیات نظامی پراکنده نبوده است؛ بلکه با یک چرخش راهبردی در ساختار قدرت و بازدارندگی منطقهای روبهرو شده است.
موج بیسابقه عملیاتهای محور مقاومت در لبنان، عراق و ایران، نهتنها شکست پروژه تضعیف روانی دشمن را عیان ساخت، بلکه این پیام را نیز بهصراحت مخابره کرد که هرگونه محاسبه درباره پایان ظرفیتهای میدانی مقاومت، میتواند خطایی پرهزینه برای واشنگتن و تلآویو باشد.
اگر این روند در روزهای آینده استمرار یابد، جنگ اخیر میتواند وارد مرحلهای شود که در آن، ابتکار عمل بهتدریج از دست متجاوزان خارج و به سوی جبهه مقاومت منتقل شود؛ وضعیتی که نهتنها روندهای نظامی، بلکه آینده سیاسی و امنیتی غرب آسیا را نیز بهطور جدی تحت تأثیر قرار خواهد داد.
جمعبندی:
در یک جمعبندی راهبردی میتوان گفت که بیش از ۲۳۰ عملیات در ۲۴ ساعت گذشته، تنها یک «موج حمله» نبود؛ بلکه اعلام موجودیت دوباره و پرقدرت جبهه مقاومت در میانه جنگی سرنوشتساز بود.
این تحرکات، هم روایت تضعیف مقاومت را باطل کرد، هم الگوی بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران را وارد مرحلهای تازه ساخت و هم این هشدار را به جهان داد که غرب آسیا در آستانه بازترسیم موازنههایی قرار گرفته که پیامدهای آن، فراتر از میدان نبرد و تا ماهها آینده ادامه خواهد یافت.
حامد عرفانی | آژانس خبری صدای پامیر













