پاسخ ایران، واکنش امریکا و آینده مبهم منطقه
عبدالله قادری
ایران پاسخ رسمی خود را به طرح امریکا داده و ترامپ آن را «کاملاً غیرقابل قبول» توصیف کرده است.
اما نکته مهم فقط رد شدن پاسخ نیست؛ مسئله این است که این اتفاق نشان میدهد دو طرف هنوز از مواضع اصلی خود عقب ننشستهاند و بنبست همچنان ادامه دارد. ایران بر رفع تحریمها، پایان محاصره و حفظ بخشی از برنامه هستهای تأکید دارد، در حالی که امریکا همچنان خواهان محدودیتهای شدیدتر و کنترل بلندمدت است.
ایران احتمالاً عمداً پاسخ سختگیرانهای داده تا این پیام را منتقل کند که هنوز وارد مرحله عقبنشینی تحت فشار نشده است. در چنین بحرانهایی، خودِ متن پاسخ فقط یک موضع دیپلماتیک نیست، بلکه بخشی از جنگ روانی و بازدارندگی محسوب میشود. تهران میداند اگر در این مرحله بیش از حد نرم نشان دهد، هم در داخل بهعنوان عقبنشینی تعبیر خواهد شد و هم طرف مقابل را به فشار بیشتر تشویق میکند. به همین دلیل، پاسخ سخت ایران را باید بیشتر یک پیام قدرت دانست تا صرفاً رد یا قبول یک پیشنهاد.
اما نکته مهمتر اینجاست که همزمان با این موضع سخت، نشانهای از تمایل واقعی به جنگ گسترده نیز دیده نمیشود. این دقیقاً همان وضعیتی است که میتوان آن را «بازدارندگی عصبی» نامید. یعنی همه طرفها مدام تهدید میکنند، لحن نظامی میگیرند، ناو جابهجا میکنند و هشدار میدهند، اما هیچکدام مطمئن نیستند که اگر درگیری آغاز شود، بتوانند پایان آن را کنترل کنند.
وضعیت فعلی شبیه دو نفری است که در فاصلهای بسیار نزدیک روبهروی هم ایستادهاند؛ هر دو دست روی ماشه دارند، اما هر دو نیز میدانند که شلیک اول ممکن است زنجیرهای را آغاز کند که دیگر قابل توقف نباشد. به همین دلیل، تنش افزایش مییابد، اما همزمان نوعی ترس پنهان از جنگ واقعی نیز وجود دارد. امریکا نمیخواهد دوباره وارد یک جنگ فرسایشی در خاورمیانه شود و ایران نیز نمیخواهد وارد درگیریای شود که فشار اقتصادی و امنیتی را غیرقابل کنترل سازد.
نتیجه این وضعیت، ورود منطقه به یک فضای خاکستری است؛ نه صلح واقعی وجود دارد و نه تصمیم قطعی برای جنگ، بلکه نوعی بحران دائمی شکل گرفته که در آن همه تلاش میکنند طرف مقابل را بترسانند، بدون آنکه خود وارد نقطه انفجار شوند.
لذا منطقه وارد مرحلهای شده که در آن «تصمیم نگرفتن» خودش به یک استراتژی تبدیل شده است. نه ایران میخواهد تصویری از عقبنشینی ارائه کند و نه امریکا و اسرائیل میخواهند نشان دهند که فشارهایشان بینتیجه مانده است. به همین دلیل، بحران فعلاً بیشتر در مرز روانی و سیاسی حرکت میکند تا در مرز جنگ کامل.
اما خطر اصلی دقیقاً همینجاست. وقتی همه طرفها تلاش میکنند فقط قدرتنمایی کنند و کسی قصد جنگ تمامعیار ندارد، احتمال اشتباه محاسباتی بالا میرود. تاریخ خاورمیانه بارها نشان داده که بسیاری از درگیریهای بزرگ، نه بر اساس تصمیم قطعی برای جنگ، بلکه از دل همین تنشهای کنترلنشده و واکنشهای زنجیرهای آغاز شدهاند.
اکنون مسئله اصلی این نیست که چه کسی تهدید بیشتری میکند؛ مسئله این است که چه کسی میتواند بحران را بدون از دست دادن کنترل، مدیریت کند.
در واقع، منطقه اکنون در وضعیتی قرار گرفته که همه برای بدترین سناریو آماده میشوند، اما همزمان تلاش میکنند از وقوع همان سناریو جلوگیری کنند. به همین دلیل، آینده بحران نه به یک تصمیم ناگهانی، بلکه به توان دو طرف در مدیریت فشار، کنترل تنش و جلوگیری از اشتباه محاسباتی بستگی دارد.
شاید مهمترین واقعیت این باشد که اکنون هیچکس در منطقه تصویر روشنی از پیروزی کامل ندارد؛ به همین خاطر، همه بیشتر به دنبال جلوگیری از شکست هستند تا رسیدن به یک پیروزی قطعی.
عبدالله قادری | تحلیلگر سیاسی آژانس خبری صدای پامیر













