• امروز : جمعه, ۳ میزان ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 25 September - 2026
کل 11649 امروز 6

اخبار ویژه

پادکست : ادامه پرواز های خارجی ایران با وجود محدودیت های تازه آمریکا پاکستان: چند عضو طالبان در تلاش حمله مرزی کشته شدند منابع: مأموران طالبان ۱۶ زن را در کابل بازداشت کردند نهادهای مدنی افغانستان خواستار ادامه روند حقوقی علیه طالبان شدند مجاهد: پاکستان با حملات هوایی می‌کوشد از تعهدات «پیمان امنیت مکه» شانه خالی کند حمایت کاربران خارجی از اظهارات پزشکیان درباره استانداردهای دوگانه هسته‌ای پاکستان از تلاش برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای خبر داد ریل‌گذاری راه‌آهن چابهار ـ زاهدان پایان یافت؛ مسیر ترانزیتی ایران و افغانستان نزدیک‌تر شد آمریکا: طالبان بازیگران خیلی بد در سطح بین‌المللی هستند پاکستان مواضع طالبان در قندهار، خوست و پکتیا را هدف حملات هوایی قرار داد لید فلچر: طالبان به زنان امدادرسان اجازه کار بدهند مجاهد: چهار غیرنظامی در حملات پاکستان به افغانستان کشته شدند پاکستان: حملات پهپادی از خاک افغانستان را تحمل نمی‌کنیم طالبان از سرنگونی پهپاد انفجاری پاکستان در هلمند خبر دادند کارمند حقوق بلخاب پس از لت‌وکوب منسوبان ولسوال طالبان برای جراحی مغز به کابل منتقل شد

♥25
مقاله اختصاصی:

پنجشیر زیر سایه زندان، قندهار زیر سقف توسعه  

  • کد خبر : 90542
  • 20 ثور 1405 - 21:04
پنجشیر زیر سایه زندان، قندهار زیر سقف توسعه   
چرا برای پنجشیر زندان ساخته می‌شود، اما برای قندهار شفاخانه؟ این پرسشی است که فراتر از یک تصمیم عمرانی، ذهنیت سیاسی طالبان و نوع نگاه این گروه به قدرت، امنیت و آینده افغانستان را آشکار می‌کند.

پنجشیر زیر سایه زندان، قندهار زیر سقف توسعه

مهدی حسینی

ساخت زندان در پنجشیر، در شرایطی که بسیاری از مناطق افغانستان با بحران بیکاری، فقر، فروپاشی آموزشی و کمبود خدمات صحی روبه‌رو هستند، یک تناقض تلخ را آشکار می‌کند؛ اینکه طالبان بیشتر از آینده توسعه افغانستان، نگران آینده بقای قدرت خود است. به همین دلیل، هرجا احساس تهدید کند، بودجه و انرژی را به‌سمت کنترل می‌برد، نه رفاه. این همان منطق حکومت‌های ناامن است؛ حکومت‌هایی که به‌جای حل ریشه‌های نارضایتی، صورت مسئله را امنیتی می‌کنند.

اما خطر اصلی برای طالبان شاید در پنجشیر نباشد، بلکه در گسترش همین ذهنیت در سراسر کشور باشد. وقتی مردم ببینند معیار برخورد حکومت، نه شهروندی، بلکه میزان وفاداری سیاسی و قومی است، حس تعلق ملی ضعیف‌تر می‌شود. در چنین فضایی، دولت به‌جای آن‌که خانه مشترک همه باشد، به ساختاری تبدیل می‌شود که بخشی از جامعه، خود را بیرون از آن احساس می‌کند. این وضعیت شاید در کوتاه‌مدت بحران آشکار ایجاد نکند، اما در بلندمدت فرسایش خطرناکی تولید می‌کند؛ فرسایش اعتماد، امید و انسجام ملی.

طالبان امروز، با ساخت شفاخانه در قندهار و زندان در پنجشیر، ناخواسته نقشه ذهنی خود از افغانستان را افشا می‌کند؛ افغانستانی که در آن، توسعه یک حق برابر نیست، بلکه امتیازی وابسته به نزدیکی به مرکز قدرت است. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که یک حکومت را از مسیر دولت‌سازی دور می‌کند؛ چون دولت واقعی میان شهروند خودی و غیرخودی تفاوت نمی‌گذارد. هر زمان که توسعه رنگ سیاسی و امنیتی بگیرد، شکاف ملی عمیق‌تر می‌شود و کشور آرام‌آرام وارد مرحله‌ای می‌شود که در آن، ترس جای اعتماد و کنترل جای همبستگی را می‌گیرد.

مشکل اینجاست که طالبان هنوز تصور می‌کند کنترل جغرافیا معادل ثبات سیاسی است، در حالی‌ که این دو کاملاً متفاوت‌اند. ممکن است بتواند برای مدتی با ایست‌های بازرسی، بازداشت و فضای امنیتی، سکوت ایجاد کند، اما سکوت لزوماً به‌معنای رضایت نیست. جامعه‌ای که احساس تبعیض، حذف و بی‌عدالتی کند، شاید مدتی خاموش بماند، اما این خاموشی به‌مرور به بی‌اعتمادی عمیق تبدیل می‌شود؛ بی‌اعتمادی‌ای که از هر شورش مسلحانه‌ای خطرناک‌تر است، چون آرام‌آرام پایه‌های مشروعیت را از درون می‌خورد.

طالبان امروز دقیقاً در همان نقطه‌ای ایستاده که بسیاری از حکومت‌های ایدئولوژیک، پیش از سقوط، در آن قرار داشتند؛ جایی که حکومت به‌جای شنیدن صدای جامعه، فقط صدای تهدید را می‌شنود. برای همین است که هر مطالبه اجتماعی به مسئله امنیتی تبدیل می‌شود، هر انتقاد به سوءظن ختم می‌شود و هر منطقه منتقد، زیر سایه کنترل قرار می‌گیرد. این نوع حکومت‌داری شاید برای یک گروه شورشی طبیعی باشد، اما برای یک دولت، نشانه ضعف عمیق سیاسی است؛ چون دولت قدرتمند از جامعه نمی‌ترسد، بلکه جامعه را وارد ساختار خود می‌کند.

طالبان در ظاهر تلاش می‌کند تصویر امنیت سراسری ارائه دهد، اما امنیتی که بر ترس بنا شود، دوام ندارد. امنیت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که مردم احساس کنند در ساختار قدرت سهم دارند، نه این‌که فقط زیر نظارت آن قرار گرفته‌اند. وقتی جوان پنجشیری، هزاره، تاجیک یا حتی پشتون منتقد احساس کند سهمش از حکومت فقط بازرسی، محدودیت و حذف است، فاصله او با حاکمیت بیشتر می‌شود. این فاصله شاید امروز در خیابان دیده نشود، اما در ذهن جامعه در حال انباشته شدن است.

از زاویه راهبردی، خطر بزرگ‌تر این است که طالبان با چنین سیاست‌هایی، ناخواسته در حال بازتولید همان بحران تاریخی افغانستان است؛ بحران دولت غیرملی. افغانستان در صد سال گذشته، هر زمان به‌سمت تمرکز تبعیض‌آمیز قدرت رفته، با بحران مشروعیت و شکاف اجتماعی روبه‌رو شده است. هیچ حکومتی در افغانستان نتوانسته صرفاً با تکیه بر یک قوم، یک منطقه یا یک حلقه ایدئولوژیک، ثبات پایدار ایجاد کند. جامعه افغانستان متکثرتر، آگاه‌تر و پیچیده‌تر از آن است که با منطق یک‌دست‌سازی امنیتی اداره شود.

تناقض بزرگ طالبان اینجاست که هم‌زمان می‌خواهد از جهان مشروعیت بگیرد و در داخل، با منطق غلبه حکومت کند. جهان امروز، اما حکومت‌ها را فقط با کنترل سرزمینی نمی‌سنجد. معیار اصلی، نوع رابطه حکومت با شهروندانش است. حکومتی که برای یک منطقه شفاخانه و برای منطقه دیگر زندان می‌سازد، ناخواسته این پیام را می‌دهد که معیار توسعه در آن، نیاز مردم نیست، بلکه میزان نزدیکی به قدرت است. این نگاه شاید حلقه حاکم را برای مدتی حفظ کند، اما کشور را از درون ضعیف می‌کند.

در نهایت، خطر واقعی برای طالبان نه در کوه‌های پنجشیر، بلکه در فرسایش آرام اعتماد ملی است. حکومت‌ها معمولاً زمانی سقوط می‌کنند که دیگر نتوانند احساس تعلق ایجاد کنند. هرچند مردم افغانستان به این نتیجه رسیده‌اند که دولت متعلق به همه نیست، بلکه ابزار یک جریان خاص است، اما اکنون شکاف میان جامعه و حاکمیت عمیق‌تر شده است.

 

مهدی حسینی | تحلیل‌گر سیاسی آژانس خبری صدای پامیر

لینک کوتاه : https://pamiragency.com/?p=90542

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.