تقابل ترکیبی و ترکیب تقابلی
شهزاده دروازی
جنگ امریکا و ایران از دوماهگی خود میگذرد.
صدای شکستن، آهِ ویرانی را در دلِ شنونده فرو مینشاند و آنچه میشکند، تنها دلِ کسی نیست؛ شیشهٔ ناموسِ قدرتی است که با زورگویی و لومپنیسم، بر گردههای بسیاری از ملتها سوار شده است. خود را بادار و دیگران را غلام پنداشته است.
برداشت کنونی از وضعیت منازعهٔ خاورمیانه، در یک تحلیل تاریخی، حاصل اشتباه جامعهٔ عرب و غفلت شاه پیشین ایران است که به نیمقرن پیش از امروز برمیگردد. تقویت ایرانهراسی در میان اعراب آن روزگار برای آن بود که توجه از خطر اسرائیل برای اعراب منحرف و پنهان نگه داشته شود. شاید یکی از بزرگترین و مهمترین خطرها در این بازی، ماهیتاً خودِ بازی بود؛ بازیِ «ایرانِ توسعهطلب و تهدیدِ آیندهٔ اعرابِ امنیتطلب».
از درسهای تاریخ که بگذریم، تقابل چندساحتی، منازعهٔ چندوجهی و بحران اعتماد عمیق به وسعت خاورمیانه، خود درسی دیگر است که تاریخ در حال ثبت و انتقال آن به بایگانی آینده است.
امروز صحنه گسترده و چندلایه است؛ اما برای رسیدن به یک «نتیجهٔ منطقی»، باید چند نکتهٔ کلیدی را شفاف کنیم:
اول: در حال حاضر چیزی بهعنوان یک جنگ تمامعیار و مستقیم بین ایالات متحدهٔ امریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران، بهصورت کلاسیک و اعلامشده، وجود ندارد؛ بلکه آنچه دیده میشود، تهاجمی است که یاغیگری و بیاعتنایی به قوانین جهان را در برابر چشم ناظران بینالمللی آشکار ساخته است.
وضعیت کنونی و انکشاف فرایند منازعات بزرگ منطقهای، به لحاظ ماهیت و اهمیت، بیشتر به یک «تقابل ترکیبی» (Hybrid conflict) معنا میبخشد. این ترکیب شامل جنگ نیابتی، عملیات اطلاعاتی، آزمایش تکنولوژیک، فشار اقتصادی و درگیریهای شتابانِ مقطعی، محدود و کنترلشده است.
با این چارچوب، اگر عناصر موردنظر را کنار هم بگذاریم، تصویر کلی چنین شکل میگیرد:
۱. کارتهای بازی و موازنهٔ قدرت
از نظر بسیاری از تحلیلگران، بدیهی است که امریکا و اسرائیل برتری نظامیِ تکنولوژیک، اطلاعاتی و هوایی دارند. در مقابل، ایران بر شبکههای منطقهای (نیروهای نیابتی)، عمق استراتژیک و توان فرسایشی تکیه میکند.
این یعنی: طرف اول توان ضربهٔ سریع و دقیق دارد؛ طرف دوم توان فرسایش، بیثباتسازی و طولانیکردن بازی را داراست.
۲. مانور و فشار متقابل
هیچکدام بهدنبال جنگی نیستند که در قالب جنگهای سنتی، دیرهنگام و سنگین پیش برود. همچنین نمیخواهند این وضعیت چنان درازدامن شود که از کنترل خارج گردد و پیامدهای خونین و جبرانناپذیر بهجا بگذارد. بنابراین:
ـ حملات محدود طراحی میشوند تا «پیام» بدهند، نه اینکه به جنگ تمامعیار منجر شوند.
ـ هر دو طرف سعی میکنند بدون عبور از «خط قرمز حیاتی» طرف مقابل، فشار ایجاد کنند.
اینجاست که شانسهای تاکتیکی اهمیت پیدا میکند: اشتباه محاسباتی میتواند ناگهان سطح درگیری را بالا ببرد و بیتوجهی به مطالبات طرفین، خسارتزا و زیانبار شود.
۳. نقش بازیگران بیرونی
ـ چین و روسیه در وضعیت نسبتاً مطلوب خود قرار گرفتهاند؛ وضعیتی که در آن امریکا ناگزیر از پرداخت هزینههای سنگین اقتصادی و مالی برای خود و متحدانش (از جمله اسرائیل) در منطقه است.
در حالی که چین و روسیه بیشتر بهدنبال تضعیف نظم غربیاند، اما نه از طریق یک جنگ کنترلنشده، بلکه با درگیر نگهداشتن امریکا و فرسایش آن.
ـ اروپا عمدتاً بهدنبال مهار تنش است؛ زیرا هزینههای اقتصادی و امنیتی مستقیم میپردازد.
ـ کشورهای عربی بین نگرانی از ایران و ترس از بیثباتی منطقهای گرفتار شدهاند.
۴. اقتصاد بهعنوان میدان اصلی جنگ
تحریمها، قیمت انرژی، مسیرهای تجاری و بازارهای مالی عملاً مهمتر از میدان نبرد کلاسیک شدهاند.
در این حوزه، غرب اهرمهای قویتری دارد؛ اما ایران نشان داده میتواند با دور زدن تحریمها و سازگاری، بازی را طولانی کند.
۵. افکار عمومی و مشروعیت
در جوامع غربی، حمایت از جنگهای طولانی کاهش یافته است. در ایران نیز فشار اقتصادی و اجتماعی بر افکار عمومی اثرگذار است.
این یعنی هیچ طرفی پشتوانهٔ نامحدود برای یک جنگ فرسایشی ندارد و در نهایت، برندهٔ مطلقی وجود نخواهد داشت.
۶. رهبری سیاسی و عامل انسانی
اشاره به افرادی مانند دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو مهم است؛ اما تحلیل صرفاً شخصمحور میتواند یکسویهنگر باشد. ساختارهای قدرت و منافع ملی معمولاً مهمتر از ویژگیهای فردیاند، هرچند شخصیتها میتوانند میزان ریسکپذیری یا بیثباتی را افزایش دهند.
۷. جمعبندی پیامدمحور
اگر همهٔ این عوامل را کنار هم بگذاریم، نتیجهٔ محتمل چنین است:
ـ جنگ تمامعیار: کماحتمال، مگر در اثر اشتباه محاسباتی بزرگ.
ـ ادامهٔ تنش: بسیار محتمل، در قالب درگیریهای محدود، جنگ نیابتی و فشار اقتصادی.
ـ برندهٔ قطعی: یا ایران، یا هیچکدام؛ این یک بازی فرسایشی است.
ـ بازندهٔ اصلی: ثبات منطقه، اقتصادهای آسیبپذیر و امنیت جهانی انرژی.
به زبان سادهتر، این تقابل بیشتر شبیه یک «بازی شطرنج طولانی با ضربات محدود» است تا یک جنگ نهاییِ تعیینکننده.
دیدگاه برخی تحلیلگران غربی، این وضعیت را ناشی از رفتارهای غیرقابلپیشبینی دونالد ترامپ میدانند. او را بازندهای توصیف میکنند که کشور و ملت خود را در معرض هزینه قرار داده و خود در پی منافع شخصی است. همچنین گفته میشود که ترامپ در شبکهٔ پیچیدهٔ سیاستهای نتانیاهو گرفتار شده و راه رهایی روشنی پیشِرو ندارد.
اصطلاح «تقابل ترکیبی»، واژهای محافظهکارانه در برابر «جنگ» است. غربیها بهکار بردن واژهٔ جنگ را در این فرایند موجه نمیدانند و تلاش میکنند آن را به سطح «تقابل ترکیبی» تقلیل دهند تا بار معنایی و پیامدهای آن را سبکتر جلوه دهند.
اصطلاحات:
• تقابل ترکیبی: Hybrid confrontation یا Hybrid conflict
• ترکیب تقابلی: Confrontational mix یا Conflict mix
شهزاده دروازی | تحلیلگر سیاسی آژانس خبری صدای پامیر













