خیانت دولتهای عربی و اسلامی در قبال فلسطین؛ بذر شومی که ثمرهاش جز خزان نیست
به قلم عبدالرئوف توانا
مسئله فلسطین نه تنها یک بحران منطقهای، بلکه معیار تفکیک حق و باطل در جهان اسلام است. در طول تاریخ، خیانت همواره یکی از عوامل اصلی سقوط تمدنها و شکست ملتها بوده است.
امت اسلامی از اندلس تا بغداد و از قراردادهای استعماری تا پیمانهای سازش، بارها بهای سنگین خیانت را پرداخته است. امروز نیز خیانت برخی دولتهای عربی و اسلامی در عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی، تکرار همان تراژدی تاریخی است.
این مقاله با بررسی مبانی قرآنی، شواهد تاریخی و تحولات معاصر، به تحلیل پیامدهای این خیانتها بر وحدت امت و سرنوشت فلسطین پرداخته و بر ضرورت بیداری امت اسلامی تأکید مینماید.
قرآن کریم بارها از خیانت بهعنوان بیماری قلبی و انحرافی راهبردی یاد میکند: «فِی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا» (بقره: ۱۰). خیانت تنها یک لغزش اخلاقی نیست، بلکه ضربهای به اعتماد جمعی و شکستن عهد الهی است. آنچه امروز در قبال فلسطین رخ میدهد، نمونه عینی همین انحراف است.
رژیم صهیونیستی بیش از هفت دهه است که بر سرزمین فلسطین چنگ انداخته و جنایات بیشماری مرتکب شده است. اما تداوم این اشغالگری، بدون همراهی و خیانت برخی دولتهای عربی و اسلامی امکانپذیر نبود. این مقاله در چهار محور به بررسی این پدیده میپردازد:
۱. خیانتکار و توهم انتظار خیر
خیانتکاران در طول تاریخ همواره انتظار داشتهاند که پس از شکستن پیمانها، همچنان مورد اعتماد قرار گیرند. امروز نیز برخی دولتهای عربی که دست در دست دشمنان امت نهادهاند، خود را «مدافع صلح» و «خادم امت» مینامند. در حالیکه سکوت در برابر خون کودکان غزه، همدستی با دشمن و چشم بستن بر جنایت، چیزی جز خیانت نیست.
۲. قانون مکافات؛ تراژدی گریزناپذیر
سنت تاریخ این است که هر خیانتی بهزودی یا دیرهنگام مکافات خویش را به بار میآورد:
• در اندلس، همکاری برخی امیران محلی با صلیبیان، سرانجام به سقوط شکوه هشتقرنه مسلمانان انجامید.
• در بغداد، خیانت برخی رجال دروازهها را به روی مغول گشود و پایتخت خلافت عباسی به خاک و خون کشیده شد.
• در دوران استعمار نوین، خیانت حاکمان مزدور به قرارداد سایکس ـ پیکو و حمایت از تشکیل اسرائیل، امت را تجزیه کرد.
امروز نیز خیانتکاران عرب، که با سازش و عادیسازی به آغوش اسرائیل رفتهاند، خود در آتش بیاعتمادی ملتهایشان میسوزند و پایههای قدرتشان لرزانتر از هر زمان است.
۳. تاریخ، گورستان خائنان
تاریخ، گورستان نامهای بزرگی است که بهخاطر خیانت رسوا شدند:
• کمپدیوید (۱۹۷۸) مصر را از صف مقاومت خارج کرد و راه را برای گسترش سلطه اسرائیل هموار ساخت.
• اوسلو (۱۹۹۳) بخشی از رهبری فلسطین را در دام سازش انداخت و عملاً آرمان آزادی فلسطین را به تعویق انداخت.
• عادیسازیهای اخیر در امارات، بحرین، مغرب و سودان، ادامه همان خیانت تاریخی است. این دولتها با شعار «صلح و توسعه» خون شهیدان را معامله کردند، اما در برابر ملتهایشان جز نفرت و بیاعتمادی چیزی به دست نیاوردند.
هیچ خائن و مزدوری در تاریخ از مکافات خیانت رهایی نیافت؛ آنان که امروز به اسرائیل تکیه کردهاند، فردا در همان دام سقوط خواهند کرد.
۴. دنیای امروز؛ احمقان پرمدعا
امروز جهان شاهد است که در حالی که غزه زیر بمباران و محاصره است، برخی دولتهای عربی با اسرائیل قراردادهای امنیتی و اقتصادی میبندند. آنان در سازمانهای بینالمللی دم از «حقوق بشر» میزنند اما در عمل، شریک جرم کودککشیهای صهیونیسماند. این تناقض آشکار، بزرگترین رسوایی سیاسی عصر ماست:
• وابستگان به واشنگتن دم از استقلال میزنند.
• عادیسازان خائن خود را مدافع فلسطین معرفی میکنند.
• دزدان حقیقت در رسانهها نقش پاسدار حقیقت به خود میگیرند.
این همه، یادآور همان چهرههای منافقان صدر اسلام است که در سختیها پیامبر را تنها گذاشتند، اما مدعی ایمان بودند.
۵. رسالت بیدارگری؛ آینه حقیقت
مسئله فلسطین، سنگ محک هویت امت اسلامی است. هر دولتی که با مقاومت باشد، در جبهه حق است؛ و هرکه به سازش و خیانت تن دهد، در جبهه باطل قرار دارد. امت اسلامی باید دریابد که:
• تحمل خیانت، مساوی با پذیرش ذلت است؛
• بیتفاوتی به پیمانشکنیها، مقدمه تکرار سقوط اندلس و بغداد خواهد بود؛
• سکوت در برابر خیانتکاران، راه را برای تکرار تراژدیهای تاریخی هموار میسازد.
نتیجهگیری
خیانت دولتهای عربی و اسلامی در قبال فلسطین، همان خنجری است که از پشت بر امت فرود میآید. این خیانت نه تنها سرنوشت فلسطین، بلکه آینده جهان اسلام را تهدید میکند. خون شهدای فلسطین و بهویژه خبرنگارانی که با دوربین و قلم حقیقت را فریاد زدند، سندی است بر رسوایی خائنان.
سنت خداوند تغییرناپذیر است: «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ، وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ» (زلزال: ۷-۸). امت اسلامی باید امروز انتخاب کند: یا در کنار مقاومت بایستد و عزت خود را باز یابد، یا با پذیرش خیانت، به تکرار تراژدیهای اندلس و بغداد تن دهد.
فلسطین، معیار سنجش است. و آنان که در این آزمون مردود شوند، هرچند امروز بر تخت قدرت نشسته باشند، فردا در دادگاه تاریخ و امت، محکوم به ذلت و نابودی خواهند بود.
عبدالرئوف توانا | آژانس خبری صدای پامیر













