رسانهها در خط مقدم مبارزه با فقر در افغانستان: از آگاهی بخشی تا خود اتکایی اقتصادی
شهابالدین فاضل
فقر در افغانستان تنها به معنای نداشتن پول و درآمد نیست؛ فقر زمانی عمیق تر می شود که مردم فرصت کار، آموزش، تولید و ساختن آیندهای بهتر را از دست بدهند. دههها جنگ، ناامنی، ضعف زیر ساختها، کاهش فرصتهای سرمایه گذاری، مهاجرت نیروی انسانی متخصص و وابستگی به کمکهای خارجی، اقتصاد افغانستان را با چالشهای جدی روبهرو کرده است.
در چنین شرایطی، رسانهها می توانند نقشی فراتر از انتشار خبر داشته باشند و به یکی از ابزارهای مهم آگاهی بخشی، توانمندسازی اقتصادی و تقویت اعتماد عمومی تبدیل شوند. به مناسبت روز جهانی ریشه کنی فقر، در ۱۷ اکتبر، برابر با ۲۵ میزان، باید این پرسش را مطرح کرد که رسانههای افغانستان چگونه میتوانند در کنار بازتاب مشکلات اقتصادی، برای یافتن راهحلها نیز سهم بگیرند؟
پاسخ این پرسش در تغییر نگاه رسانهای از گزارش صرف بحران به آموزش، معرفی فرصتها، پیگیری مشکلات و برجسته سازی ظرفیتهای واقعی جامعه نهفته است. رسانهای که هر روز تنها از بیکاری، گرانی، گرسنگی و بستهشدن کسبوکارها گزارش بدهد، بخشی از واقعیت را بازتاب می دهد؛ اما اگر در کنار این گزارشها، راههای ایجاد درآمد، تجربههای موفق کارآفرینی و فرصتهای موجود را نیز معرفی کند، میتواند به مردم برای تصمیم گیری بهتر کمک کند.
البته امیدآفرینی به معنای پنهان کردن فقر یا نادیده گرفتن مسئولیت نهادهای مسئول نیست؛ امید زمانی معنا پیدا میکند که بر واقعیت، راهحل و امکان تغییر استوار باشد.
یکی از مهم ترین وظایف رسانهها، ترویج فرهنگ کار و تولید است. معرفی کشاورزی که با امکانات محدود محصول خود را افزایش داده، زنی که از طریق صنایع دستی درآمد به دست آورده، جوانی که یک کسبوکار کوچک راه اندازی کرده یا خانوادهای که با مهارت آموزی از وابستگی اقتصادی فاصله گرفته است، میتواند نمونههای عملی برای دیگران فراهم کند. چنین گزارشهایی باید علاوه بر نمایش موفقیت، مشکلات، هزینهها، شیوه کار و درسهای تجربهشده را نیز توضیح دهند تا مخاطب بتواند از آنها استفاده کند.
آموزش اقتصادی نیز بخش مهمی از مسئولیت رسانههاست. برنامههای رادیویی و تلویزیونی، گزارشهای تصویری و محتوای دیجیتال می توانند درباره مدیریت درآمد خانواده، پسانداز، راه اندازی مشاغل کوچک، بازاریابی، فروش آنلاین، حسابداری ساده و پیشگیری از بدهکاری آموزش دهند.
بسیاری از مردم ممکن است سرمایه کافی برای ایجاد یک شرکت بزرگ نداشته باشند، اما با فراگیری یک مهارت فنی، تولید خانگی، فرآوری محصولاتت زراعتی یا ارائه خدمات محلی بتوانند درآمد خود را افزایش دهند. رسانهها باید این فرصتها را با زبانی ساده و متناسب با شرایط مردم معرفی کنند و بهویژه به روستاها و مناطق دوردست توجه داشته باشند.
اقتصاد روستایی یکی از پایههای مهم خوداتکایی افغانستان است. کشاورزی، دامداری، باغداری، صنایع دستی و فرآوری محصولات محلی ظرفیت ایجاد اشتغال و افزایش درآمد را دارند؛ اما کمبود آب، روشهای سنتی تولید، دشواری انتقال محصولات به بازار و نبود امکانات نگهداری، بسیاری از تولیدکنندگان را با زیان روبهرو میکند. رسانهها می توانند با همکاری کارشناسان، روشهای نوین کشت، مدیریت آب، نگهداری محصولات، دسترسی به بازار و ارزش افزوده تولیدات محلی را آموزش دهند و مشکلات کشاورزان را به گوش مسئولان برسانند.
معرفی کالاهای داخلی نیز باید از تبلیغات ساده فراتر برود و کیفیت، قیمت، ظرفیت تولید و موانع فعالیت تولید کنندگان را بررسی کند. حمایت از تولید داخلی زمانی مؤثر است که با بهبود کیفیت، رقابتپذیری و اعتماد مصرفکننده همراه باشد. در کنار این موارد، زنان و جوانان باید جایگاه ویژه ای در برنامه های اقتصادی رسانهها داشته باشند. معرفی کارآفرینان زن، آموزش مهارتهای دیجیتال، بازتاب تجربههای کسب درآمد از فضای مجازی و بررسی موانع حضور اقتصادی زنان و جوانان میتواند به شناسایی ظرفیت هایی کمک کند که در بسیاری موارد نادیده گرفته میشوند.
رسانهها همچنین باید درباره فرصتهای واقعی سرمایهگذاری، بازارهای داخلی، نیازهای تولیدی و پروژههای اقتصادی اطلاع رسانی کنند؛ البته با بررسی اعتبار اطلاعات و پرهیز از تبلیغ فرصتهای غیرواقعی. از سوی دیگر، مبارزه با فساد اقتصادی، احتکار، قاچاق و سوء استفاده از منابع عمومی بدون روزنامه نگاری تحقیقی امکانپذیر نیست.
رسانهها باید با اسناد معتبر، بررسی دقیق و رعایت حق پاسخگویی، موانع رشد اقتصادی را شناسایی کنند و درباره چگونگی استفاده از منابع عمومی از نهادهای مسئول پاسخ بخواهند.
در این مسیر، نسبت دادن همه مشکلات به عوامل خارجی یا معرفی هر انتقاد اقتصادی بهعنوان بخشی از جنگ روانی، کمکی به حل مسئله نمیکند. فشارهای خارجی، محدودیت های مالی و تحولات منطقهای ممکن است بر اقتصاد افغانستان تأثیر بگذارند، اما بررسی دقیق نقش سیاستگذاری داخلی، کیفیت مدیریت، محدودیتهای سرمایهگذاری و وضعیت فرصتهای شغلی نیز ضروری است. رسانه حرفهای باید میان تبلیغات، اطلاعات نادرست، انتقاد مستند و گزارش واقعی تفاوت بگذارد.
مقابله با ناامیدی نیز زمانی مؤثر است که رسانهها واقعیت را تحریف نکنند و در عین حال ظرفیتهای موجود را نادیده نگیرند. اقتصاد افغانستان برای کاهش فقر به کار، سرمایهگذاری، آموزش، بازار مناسب، مدیریت پاسخ گو و مشارکت مردم نیاز دارد؛ رسانهها بهتنهایی نمیتوانند این مشکلات را حل کنند، اما میتوانند آگاهی عمومی را افزایش دهند، تجربههای موفق را گسترش دهند، فرصتها را معرفی کنند و از نهادهای مسئول پاسخ بخواهند. ریشهکنی فقر زمانی از یک شعار به هدفی عملی تبدیل می شود که مردم به مهارت و فرصت دسترسی داشته باشند و تلاش اقتصادی آنان بتواند به درآمد پایدار منجر شود.
بنابراین، رسانهها در این مسیر باید صدای محرومان باشند، ظرفیتهای داخلی را معرفی کنند و میان واقعیتهای دشوار امروز و امکان ساختن فردایی بهتر، پلی از آگاهی، مسئولیتپذیری و اعتماد ایجاد کنند.
شهابالدین فاضل : آژانس خبری صدای پامیر













