آژانس خبری صدای پامیر
۲۵ سپتامبر؛ جنایتی با هدف حذف هویت هزارهها
به قلم: عبدالحمید ناطقی
بیستوپنجم سپتامبر، نقطهای تاریک در تاریخ افغانستان است؛ روزی که یادآور یکی از خونبارترین فصلهای این سرزمین، یعنی آغاز قتلعام سیستماتیک هزارهها بهدست عبدالرحمن، حاکم مستبد افغانستان در سال ۱۸۹۱ میلادی است. این واقعه صرفاً یک نبرد سیاسی نبود، بلکه جنایتی برنامهریزیشده با هدف حذف فیزیکی و هویتی یکی از اصیلترین جوامع این دیار بود.
لشکرکشی به سرزمینهای هزارهها، اقدامی خصمانه و فاجعهای غمبار بود که با هدف نابودی هویت این مردم صورت گرفت. عبدالرحمن برای توجیه اهداف توسعهطلبانه و سرکوبگرانهاش، از ابزار خشونت، نفاق و تضادهای قومی بهره گرفت. او با دریافت فتوای جهاد از علمای افراطی و متعصب، جنایات خود را در پوششی مذهبی پنهان کرد. لشکر عظیم او به سوی هزارهجات یورش برد و موجی از کشتار، بردگی و ویرانی به راه انداخت.
مردم بیگناه هزاره بهطرزی وحشیانه قتلعام شدند؛ زنان و کودکان به بردگی گرفته شدند و اموال و زمینهایشان مصادره گردید. این یورش چنان بیرحمانه بود که بخش بزرگی از جمعیت هزاره نابود یا به بردگی کشیده شد و بازماندگان برای نجات جان خود، ناچار به ترک دیار شدند.
آوارگی و حذف هویت، زخمی عمیق بر پیکر جامعه هزاره بود که هنوز هم التیام نیافته است. موج مهاجرت اجباری، هزارهها را به دو سوی ایران و پاکستان سوق داد؛ اما این پناهجویی، آغاز تراژدیای تازه بود.
در پاکستان، هزارهها با وجود زندگی در غربت، توانستند تا حد زیادی هویت فرهنگی و اجتماعی خود را حفظ کنند و با کسب سند شهروندی، به حیات سیاسی و اجتماعی خود ادامه دهند. اما در ایران، جامعه هزاره با سیاست حذف هویت مواجه شد. تغییر القاب و عناوینی چون «بربری» و «خاوری»، خواسته یا ناخواسته، به مرور زمان موجب محو شناسنامه تاریخی آنان گردید و آنان را از بدنه اصلی جامعه هزاره جدا ساخت؛ بهگونهای که امروز پیوست و پیوندی میان آنها به چشم نمیخورد.
این حذف هویت، در کنار از دست دادن سرزمینهای اجدادی و حاصلخیز، عمق فاجعه را نمایان میسازد. هدف تنها کشتن افراد نبود، بلکه نابودی یک تمدن، یک فرهنگ و یک حافظه جمعی بود.
یادبود آن حادثه غمانگیز، وظیفهای تاریخی است. یادآوری این جنایت، نه برای زنده کردن کینهها، بلکه برای پاسداشت حقیقت و ادای احترام به قربانیان بیگناه است. این تراژدی به ما میآموزد که چگونه ایدئولوژیهای افراطی، تعصبات مذهبی و نژادی، و قدرتطلبیهای قومی میتوانند به فجایع انسانی منجر شوند.
امروز، یادبود آن واقعه، تنها یک احساس نیست؛ بلکه مسئولیتی وجدانی و اخلاقی است. روایت آن تراژدی، تلنگری است برای خودآگاهی و بیداری جامعهای که در گذر تاریخ، بهطرزی هولناک به مسلخ کشیده شده است. اگر هوشیار نباشیم، تاریخ با فراهم شدن همان عوامل، در برهههای دیگر نیز تکرار خواهد شد.
آری، آن یک جنایت بود و سکوت در برابر جنایت، همدستی با جنایتکار است. از تمام کسانی که برای آیندهای روشن در افغانستان میاندیشند و خواهان عبور از سلطه، ستم و حذف هویتها هستند، دعوت میکنم که در کنار هم قرار گیریم، بر تبعیض و تعصب نه بگوییم و در شادیها و غمهای یکدیگر شریک شویم. اگر چنین اندیشیدیم و چنین شدیم، بیتردید به آیندهای مطلوب خواهیم رسید.
امروز، گرامیداشت جمعی خاطره قربانیان هزاره، گامی است بهسوی آشتی ملی و ساختن افغانستانی که در آن هیچ هویتی حذف نشود و هیچ انسانی بهخاطر قوم و باورش قربانی نگردد.
در پایان، آن جنایت غمانگیز را محکوم میکنم، بر عاملانش نفرین میفرستم و به روح قربانیان اتحاف میدارم.
عبدالحمید ناطقی | آژانس خبری صدای پامیر












