پیام آیتالله سید مجتبی خامنهای درباره آموزش: الگویی برای آینده افغانستان
سردبیر آژانس خبری صدای پامیر
آموزش و پرورش شاید یکی از روشنترین عرصهها برای سنجش نگاه یک حکومت به آینده باشد. هر حکومتی که آموزش را جدی بگیرد، در واقع درباره نسلی تصمیم میگیرد که قرار است چند سال بعد اداره کشور را بر عهده بگیرد. به همین دلیل، پیام آیتالله سید مجتبی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی ایران، به مناسبت آغاز سال تحصیلی در ایران را میتوان فراتر از یک پیام مناسبتی دید؛ این پیام بار دیگر بر اهمیت علم، مدرسه، دانشگاه و نقش معلم در ساختن آینده کشور تأکید میکند و از زاویهای دیگر، تفاوت میان رویکرد ایران به آموزش و سیاستهای محدودکننده طالبان در افغانستان را برجسته می سازد.
در نگاه رسمی جمهوری اسلامی ایران، آموزش دختران و پسران در مقاطع مختلف بخشی از مسیر توسعه کشور است. میلیونها دانش آموز و دانشجو در مدارس و دانشگاههای ایران تحصیل میکنند و زنان نیز در سالهای گذشته حضور گستردهای در دانشگاهها، مراکز علمی و بسیاری از رشتههای تخصصی داشتهاند. این رویکرد را می توان در چارچوب سیاستی گستردهتر ایران برای توسعه آموزش عالی، گسترش مراکز علمی و افزایش ظرفیت تولید دانش بررسی کرد. پیام رهبر جمهوری اسلامی نیز در همین چارچوب، علم و دانش را از عناصر مهم قدرت و پیشرفت کشور معرفی میکند.
اهمیت این نگاه زمانی بیشتر روشن میشود که وضعیت افغانستان را در کنار آن قرار دهیم. طالبان پس از بازگشت به قدرت، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را متوقف کردند و دسترسی زنان و دختران به دانشگاهها نیز محدود شد. در نتیجه، بخش بزرگی از جمعیت افغانستان از مسیر رسمی آموزش کنار گذاشته شده است. مسئله تنها محرومیت یک نسل از رفتن به مکتب یا دانشگاه نیست؛ کشوری که نیمی از جمعیت خود را از آموزش و بخش مهمی از بازار کار کنار بگذارد، در بلندمدت با کمبود پزشک، مهندس، استاد، پژوهشگر، مدیر و نیروی متخصص روبهرو خواهد شد.
اینجاست که تجربه ایران میتواند برای بحث درباره آینده آموزش افغانستان قابل بررسی باشد. ایران با وجود مشکلات اقتصادی، تحریمها و چالشهای متعدد، در چهار دهه گذشته شبکه گستردهای از دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و مؤسسات آموزشی ایجاد کرده و آموزش عالی را به یکی از بخشهای مهم ساختار اجتماعی کشور تبدیل کرده است. حضور گسترده زنان در دانشگاهها و افزایش شمار نیروهای متخصص زن نیز نشان میدهد که مشارکت زنان در آموزش عالی میتواند به بخش مهمی از ظرفیت انسانی کشور تبدیل شود.
در کنار دانش آموز و دانشجو، معلم و استاد نیز در این الگو جایگاه مشخصی دارند. تأکید بر شأن معلم، مدرسه و دانشگاه بهعنوان محیط تربیت علمی و اجتماعی، نشان میدهد که آموزش صرفاً انتقال چند کتاب و مجموعهای از معلومات درسی نیست. مدرسه محل شکل گیری شخصیت اجتماعی نسل آینده است و دانشگاه نیز باید امکان پژوهش، تخصص و تولید دانش را فراهم کند. هرچه این نهادها قویتر باشند، کشور در آینده به نیروی انسانی آماده تر و توانمندتری دسترسی خواهد داشت.
در افغانستان اما مسئله آموزش از یک بحران اداری فراتر رفته است. بسته ماندن مکاتب دختران و محدودیتهای اعمالشده بر دانشگاهها، افغانستان را از بخش بزرگی از سرمایه انسانی خود محروم کرده است. دختری که امروز از مکتب بازمی ماند، تنها یک سال تحصیلی را از دست نمیدهد؛ ممکن است مسیر زندگی حرفهای و اجتماعی او برای همیشه تغییر کند. همین مسئله درباره جامعه نیز صدق میکند. هر سال محرومیت از آموزش، به معنای از دست رفتن بخشی از ظرفیت علمی و تخصصی کشور است.
از این منظر، پیام آیتالله خامنهای درباره اهمیت علم و آغاز سال تحصیلی، برای افغانستان نیز قابل تأمل است؛ نه به این معنا که ساختار آموزشی ایران را بدون توجه به تفاوتهای دو کشور عیناً تکرار کرد، بلکه از این جهت که یک حکومت چگونه میتواند آموزش را به عنوان سرمایه ملی نگاه کند. اگر آموزش بخشی از قدرت ملی است، محرومکردن بخش بزرگی از جامعه از آن عملاً به معنای کاهش قدرت خود کشور خواهد بود.
طالبان اگر واقعاً به دنبال ساختن یک افغانستان باثبات هستند، نمیتوانند مسئله آموزش دختران را برای همیشه به آینده موکول کنند. افغانستان برای اداره یک اقتصاد پیچیده، توسعه بخش صحت، ساختن زیرساختها، گسترش تجارت و رقابت با کشورهای منطقه به نیروی متخصص نیاز دارد. این نیرو از بیرون وارد نخواهد شد؛ باید در همین کشور تربیت شود. هیچ کشوری با حذف دختران از مکتب و دانشگاه نمیتواند به چنین هدفی برسد.
تجربه ایران در این زمینه یک نکته مهم را نشان میدهد: سرمایهگذاری بر آموزش، حتی در شرایط فشار اقتصادی و سیاسی، میتواند ظرفیت انسانی کشور را حفظ کند و گسترش دهد. البته نظام آموزشی ایران نیز با چالشهایی مانند مشکلات اقتصادی، کیفیت آموزش، مهاجرت نخبگان و فاصله میان برخی دانشگاهها و نیازهای بازار کار روبهرو است؛ اما اصل وجود یک نظام گسترده آموزشی و پذیرش حضور دختران و پسران در مدارس و دانشگاهها، ظرفیت بزرگی برای کشور ایجاد کرده است.
افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین نگاهی نیاز دارد. آینده این کشور را نمیتوان تنها با ساختن جاده، استخراج معادن یا افزایش توان نظامی تضمین کرد. کشوری که میخواهد مستقل و قدرتمند باشد، پیش از هر چیز به نسلی باسواد، متخصص و توانمند نیاز دارد. مکتب و دانشگاه در چنین نگاهی هزینه اضافی نیست؛ زیرساخت اصلی آینده کشور است.
پیام آغاز سال تحصیلی در ایران، از این زاویه میتواند یک بحث مهم را برای افغانستان مطرح کند: حکومتها درباره آینده کشورشان از طریق سیاست آموزشی امروز تصمیم میگیرند. اگر درهای مکتب و دانشگاه به روی دختران و پسران باز باشد، جامعه فرصت مییابد سرمایه انسانی خود را افزایش دهد؛ اگر این درها بسته بماند، هزینه آن سالها بعد در اقتصاد، صحت، مدیریت و توسعه کشور آشکار خواهد شد. افغانستان برای عبور از بحرانهای کنونی به آموزش فراگیر، فرصت برابر و پیوند میان علم، مهارت و نیازهای واقعی جامعه نیاز دارد. تصمیم درباره آموزش دختران در نهایت تنها تصمیم درباره دختران افغانستان نیست؛ تصمیمی درباره آینده خود افغانستان است.
در نهایت، پیام آیت الله مجتبی خامنهای درباره جایگاه علم و آموزش، نشان میدهد که آموزش میتواند یکی از پایههای قدرت و پیشرفت یک کشور باشد. تجربه ایران در گسترش مدارس و دانشگاهها و فراهمکردن زمینه تحصیل برای دختران و پسران، در برابر افغانستانی قرار میگیرد که با محرومیت دختران از آموزش، بخشی از سرمایه انسانی خود را از دست میدهد. اگر طالبان آینده افغانستان را میخواهند، بازکردن درهای مکتب و دانشگاه به روی همه فرزندان این کشور، یکی از نخستین گامها برای ساختن آن آینده است.
نویسنده : سردبیر آژانس خبری صدای پامیر













