• امروز : چهارشنبه, ۱۵ میزان ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 7 October - 2026
کل 11902 امروز 15

اخبار ویژه

ورود قانونی اتباع افغانستان به ایران از مرز دوغارون ۱۸ درصد کاهش یافت مقام ایرانی افغانستان را در آستانه جهش اقتصادی دانست هیئت پارلمانی ایران از شرکت توسعه ملی و زیربنایی افغانستان بازدید کرد افغانستان و ازبیکستان درباره تجارت و سرمایه‌گذاری در بخش زراعت رایزنی کردند طالبان احکام بازداشت رهبران این گروه از سوی دادگاه کیفری بین‌المللی اساسنامه رم را رد کرد مقام استخبارات طالبان به اظهارات حکمتیار واکنش نشان داد وزیر نیروی ایران برای گفت‌وگو درباره آب و انرژی وارد کابل شد پانزدهم میزان : طوفان ‌الاقصی و ضرورت بازتعریف مقاومت اسلامی در افغانستان انفجار در نزدیکی فرماندهی پولیس طالبان در فیض‌آباد گوترش بر بازگشت امن و داوطلبانه مهاجران افغان از پاکستان تأکید کرد پایان یک عصر: مسی با گل و پاس گل از آرژانتین خداحافظی کرد طرح ساخت پل هوایی و چهار رمپ دایروی در چهارراهی میدان هوایی کابل نهایی شد جبهه متحد افغانستان از کشته‌شدن یک فرمانده طالبان در قندهار خبر داد لاوروف اختلافات طالبان و پاکستان را عامل ناکامی نشست فرمت مسکو دانست زرداری در دیدار با گوترش بر جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان علیه پاکستان تأکید کرد

♥0

پانزدهم میزان : طوفان ‌الاقصی و ضرورت بازتعریف مقاومت اسلامی در افغانستان

  • کد خبر : 98309
  • 15 میزان 1405 - 11:50
پانزدهم میزان : طوفان ‌الاقصی و ضرورت بازتعریف مقاومت اسلامی در افغانستان
۱۵ میزان، سالروز «طوفان‌الاقصی»، تنها یادآور یکی از مهم‌ترین تحولات مناقشه فلسطین نیست؛ این مناسبت فرصتی است برای بازاندیشی در مفهوم مقاومت اسلامی در افغانستان؛ جایی که این مفهوم از یک سو زیر فشار افراط‌گرایی و خشونت گروه‌هایی چون طالبان، داعش و القاعده تحریف شده و از سوی دیگر با انفعال و بی‌تفاوتی بخشی از جامعه روبه‌رو است و اکنون بیش از هر زمان دیگری به تعریفی نیاز دارد که مقاومت را با عزت، استقلال، عدالت، کرامت انسانی و مسئولیت در برابر مردم پیوند بزند.

پانزدهم میزان : طوفان ‌الاقصی و ضرورت بازتعریف مقاومت اسلامی در افغانستان

 

 سردبیر آژانس خبری صدای پامیر

 

پانزدهم میزان، سالروز عملیات طوفان الاقصی، فرصتی است برای بازخوانی یک واژه که در جهان اسلام بارها هم به نام آن مبارزه شده و هم از آن سوءاستفاده شده است: مقاومت.
در افغانستان، این واژه بیش از هر جای دیگر به بازتعریف نیاز دارد. زیرا مقاومت اسلامی در این کشور سال‌ها میان دو جریان متضاد گرفتار بوده است. از یک سو گروه‌هایی مانند طالبان، القاعده و داعش که با خشونت، حذف، افراط‌ گرایی و قرائت‌های بسته از دین، تصویر خشن و تحریف‌ شده‌ای از مبارزه اسلامی ساخته‌ اند و از سوی دیگر جریانی از انفعال و بی ‌تفاوتی که هر نوع ایستادگی در برابر ظلم و سلطه را بی ‌فایده می‌داند و جامعه را به سکوت عادت می ‌دهد. اگر این دو روایت ادامه پیدا کند، نتیجه روشن است: یکی نام اسلام را با خشونت گره می‌ زند و دیگری روحیه مقاومت و عزت را از جامعه می‌ گیرد. مقاومت اسلامی را نمی ‌توان با انفجار در بازار، کشتن غیرنظامیان، سرکوب زنان، حذف اقلیت‌ها، ترور مخالفان یا تحمیل یک قرائت سیاسی بر جامعه تعریف کرد.

گروه‌ هایی مانند داعش و القاعده با حمله به غیرنظامیان و تبدیل خشونت به ابزار ایدئولوژیک، عملاً میان مفهوم مقاومت و تروریزم مرزها را مخدوش کرده‌اند. حتی پژوهش‌های مربوط به واکنش این گروه‌ها به طوفان الاقصی نشان می ‌دهد که آنان تلاش کرده‌اند مسئله فلسطین و رنج مردم غزه را وارد دستگاه تبلیغاتی و بسیج ایدئولوژیک خود کنند. طالبان نیز نمی‌ تواند صرفاً با ادعای مبارزه و جهاد، خود را نماینده مفهوم مقاومت معرفی کند. مقاومت اگر با حذف مخالف، محدود کردن آزادی ‌های اجتماعی، سرکوب اعتراض، تبعیض و محروم ‌کردن بخش بزرگی از جامعه از حقوق اساسی همراه شود، از معنای اخلاقی خود فاصله می ‌گیرد. تجربه افغانستان نشان داده است که کسی که در برابر قدرت خارجی می‌ ایستد، به‌ صورت خودکار صاحب حقانیت اخلاقی نمی ‌شود. حقانیت مقاومت به رفتار آن با مردم، میزان عدالت، مسئولیت‌ پذیری، استقلال تصمیم‌ گیری و احترام به کرامت انسان نیز وابسته است.

به همین دلیل، مقاومت اصیل اسلامی را باید از نو تعریف کرد: مقاومت یعنی انسان مسلمان و جامعه مسلمان حق داشته باشند درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند؛ یعنی عزت، استقلال، عدالت و کرامت انسانی در برابر سلطه و تحقیر حفظ شود. مقاومت می‌ تواند شکل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، رسانه‌ای، فکری و در شرایط خاص شکل نظامی پیدا کند، اما هیچ شکلی از مقاومت نمی‌ تواند مجوز بی‌ حساب برای کشتن انسان‌های بی ‌گناه، انتقام ‌گیری کور یا تبدیل جامعه به میدان دائمی خشونت باشد. در افغانستان، این تفکیک یک ضرورت سیاسی و اخلاقی است. مردم افغانستان سابقه طولانی مبارزه با اشغال و سلطه خارجی دارند و بخشی از تاریخ استقلال کشور با مقاومت مردم در برابر قدرت‌های خارجی پیوند خورده است. اما همین تاریخ باید با نگاه انتقادی خوانده شود. مقاومت افغانستان تنها زمانی به میراثی قابل دفاع تبدیل می‌ شود که در کنار مبارزه با سلطه خارجی، از عدالت در داخل نیز دفاع کند.

نمی‌توان از استقلال سخن گفت و در داخل کشور آزادی مردم را نادیده گرفت. نمی‌ توان از کرامت مسلمانان حرف زد و کرامت زنان، اقوام، مذاهب و مخالفان را نادیده گرفت. نمی ‌توان از مبارزه با ظلم سخن گفت و ظلم در برابر مردم خود را توجیه کرد. یکی از بزرگ‌ ترین آسیب‌های تاریخ سیاسی افغانستان همین تناقض بوده است. بسیاری از رهبران در دوره‌ای با شعار آزادی، اسلام، استقلال و مقاومت وارد میدان شدند، اما پس از رسیدن به قدرت، فاصله میان شعار و رفتار آنان افزایش یافت. فساد، انحصار قدرت، رقابت‌های شخصی، اختلافات قومی و حزبی و سوءاستفاده از احساسات دینی، سرمایه اجتماعی مقاومت را فرسوده کرد.
بنابراین یکی از مهم‌ترین شروط بازسازی مفهوم مقاومت در افغانستان، بازسازی اعتماد مردم است. جامعه‌ای که به رهبران خود اعتماد ندارد، نمی ‌تواند یک حرکت بزرگ و پایدار اجتماعی ایجاد کند. مردم افغانستان بارها هزینه جنگ، جهاد و مقاومت را پرداخته‌ اند. اما در بسیاری از موارد، سهم آنان از این مبارزات تنها قربانی، مهاجرت، فقر و بی ‌ثباتی بوده است. این تجربه نباید فراموش شود. مقاومت آینده اگر قرار است معنا و جایگاه واقعی خود را پیدا کند، باید با پاکدستی، پاسخ‌ گویی، عدالت و خدمت به مردم همراه باشد. در این میان، رسانه‌ها مسئولیت بزرگی دارند. رسانه نباید مقاومت را به یک شعار احساسی و تصویری تبلیغاتی تقلیل دهد. باید درباره کسانی بنویسد که در سخت ‌ترین شرایط، میان مبارزه و اخلاق مرز گذاشتند؛ درباره کسانی که قدرت را برای انتقام نخواستند و از رنج مردم برای ساختن جایگاه شخصی خود استفاده نکردند.

تجربه چهره‌ها و شهدایی مانند حاج قاسم سلیمانی، سید حسن نصرالله، اسماعیل هنیه و یحیی سنوار نیز از منظرهای مختلف سیاسی و ایدئولوژیک قابل بررسی است. اما آنچه برای یک جامعه اهمیت دارد، بررسی نسبت میان مقاومت، فداکاری، سازمان‌ دهی، استقلال، مسئولیت ‌پذیری و رابطه با مردم است، نه ساختن چهره‌های دست‌ نیافتنی و غیرقابل نقد. در افغانستان نیز باید درباره شخصیت‌ها و جریان‌هایی مطالعه شود که مقاومت را با مردم پیوند زده‌اند و در عین مبارزه، عدالت و کرامت انسانی را فراموش نکرده‌اند. در برابر این روایت، باید چهره واقعی گروه‌های تروریستی نیز روشن شود. داعش با کشتار شیعیان، حمله به مساجد، مکاتب و تجمعات غیرنظامی نشان داده است که میان شعارهای دینی و رفتار تروریستی آن فاصله عمیقی وجود دارد. القاعده نیز طی دهه‌ها تلاش کرده است خشونت فرامرزی و جنگ ایدئولوژیک خود را در قالب جهاد معرفی کند. درباره رابطه طالبان با شبکه‌های جهادی نیز پژوهش‌های مختلف از پیوندهای تاریخی، ایدئولوژیک و عملیاتی میان طالبان و برخی گروه‌های مسلح سخن گفته‌اند. در عین حال، داعش خراسان رقیب و دشمن طالبان است و بارها طالبان را نیز هدف قرار داده است.

بنابراین نباید همه گروه‌های مسلح را در یک عنوان واحد قرار داد. اما معیار باید روشن باشد: هر گروهی که برای رسیدن به هدف سیاسی خود مردم بی‌ گناه را هدف قرار دهد، خشونت کور را توجیه کند یا دین را ابزار حذف انسان‌ها قرار دهد، نمی‌تواند صرفاً با استفاده از واژه‌هایی مانند جهاد و مقاومت برای خود مشروعیت اخلاقی ایجاد کند. افغانستان بیش از هر زمان دیگر به مقاومتی نیاز دارد که از جامعه آغاز شود؛ مقاومتی که در مکتب، دانشگاه، رسانه، فرهنگ، اقتصاد، سیاست و عرصه اجتماعی حضور داشته باشد و انسان افغانستانی را از حالت تماشاگر تاریخ بیرون بیاورد. مقاومت فقط زمانی ماندگار می‌ شود که مردم در آن خود را ببینند، نه اینکه مردم صرفاً هزینه آن را پرداخت کنند. این همان نقطه‌ای است که افغانستان امروز باید از تجربه گذشته بیاموزد: مقاومت در برابر سلطه خارجی بدون عدالت داخلی ناقص است و عدالت داخلی بدون آزادی و استقلال نیز پایدار نمی‌ماند.

اگر قرار است مقاومت اسلامی در افغانستان دوباره به یک مفهوم زنده تبدیل شود، باید از انحصار گروه‌های مسلح و رهبران سیاسی خارج شود و به یک فرهنگ اجتماعی تبدیل گردد. فرهنگی که در آن عزت با عدالت، استقلال با مسئولیت، دین با اخلاق و مبارزه با کرامت انسانی همراه باشد. در چنین تعریفی، مقاومت نه ابزار قدرت‌طلبی یک گروه است و نه بهانه‌ای برای خشونت علیه مردم؛ مقاومت، ایستادن در برابر تحقیر، سلطه، ظلم و بی‌ عدالتی است و نخستین آزمون آن نیز رفتار با همان مردمی است که به نام آنان سخن گفته می‌شود. افغانستان برای بازسازی چنین مفهومی، بیش از شعار به حافظه تاریخی، نقد صادقانه، رهبران پاسخ‌ گو، رسانه‌های مستقل و جامعه‌ای نیاز دارد که از سکوت عبور کند و دوباره درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرد.

سردبیر آژانس خبری صدای پامیر 

لینک کوتاه : https://pamiragency.com/?p=98309

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.