• امروز : جمعه, ۳ میزان ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 25 September - 2026
کل 11649 امروز 6

اخبار ویژه

پادکست : ادامه پرواز های خارجی ایران با وجود محدودیت های تازه آمریکا پاکستان: چند عضو طالبان در تلاش حمله مرزی کشته شدند منابع: مأموران طالبان ۱۶ زن را در کابل بازداشت کردند نهادهای مدنی افغانستان خواستار ادامه روند حقوقی علیه طالبان شدند مجاهد: پاکستان با حملات هوایی می‌کوشد از تعهدات «پیمان امنیت مکه» شانه خالی کند حمایت کاربران خارجی از اظهارات پزشکیان درباره استانداردهای دوگانه هسته‌ای پاکستان از تلاش برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای خبر داد ریل‌گذاری راه‌آهن چابهار ـ زاهدان پایان یافت؛ مسیر ترانزیتی ایران و افغانستان نزدیک‌تر شد آمریکا: طالبان بازیگران خیلی بد در سطح بین‌المللی هستند پاکستان مواضع طالبان در قندهار، خوست و پکتیا را هدف حملات هوایی قرار داد لید فلچر: طالبان به زنان امدادرسان اجازه کار بدهند مجاهد: چهار غیرنظامی در حملات پاکستان به افغانستان کشته شدند پاکستان: حملات پهپادی از خاک افغانستان را تحمل نمی‌کنیم طالبان از سرنگونی پهپاد انفجاری پاکستان در هلمند خبر دادند کارمند حقوق بلخاب پس از لت‌وکوب منسوبان ولسوال طالبان برای جراحی مغز به کابل منتقل شد

♥44

از بامداد تا تاریکی؛ تلاش طالبان برای مهندسی هویت

  • کد خبر : 84239
  • 15 قوس 1404 - 21:33
از بامداد تا تاریکی؛ تلاش طالبان برای مهندسی هویت
بازداشت سید سکندر حسینی بامداد، شاعر برجسته کشور، یک بار دیگر نشان داد که طالبان از هر صدای مستقل هراس دارد و کوچک‌ترین نقد فرهنگی را تهدیدی علیه اقتدار خود می‌بیند. این اقدام نه‌تنها بیانگر بحران عمیق فرهنگی و محدودیت آزادی بیان در افغانستان است، بلکه پیامدهای گسترده‌ای بر اعتماد اجتماعی، مهاجرت نخبگان و روند تحریم‌های بین‌المللی در پی دارد؛ جایی که شعر به جرم اندیشیدن زندانی می‌شود و روشن‌فکر در خانه خویش غریب می‌ماند.

از بامداد تا تاریکی؛ تلاش طالبان برای مهندسی هویت

 

بازداشت شاعرانی چون سید سکندر حسینی بامداد، نشان می‌دهد طالبان از هر صدای مستقل و هر شکل از تخیل هراس دارد و این ترس عمیق از آزادی فکری نه نشانه اقتدار، که علامت آشکار بی‌ثباتی و ضعف ساختار قدرت آن‌هاست. وقتی حکومتی در قرن بیست‌ویکم یک شاعر را تهدید امنیتی می‌نامد، یعنی کوچک‌ترین نقد فرهنگی توان لرزاندن ستون‌های مشروعیتش را دارد؛ چنین رفتاری دقیقاً همان چرخه خطرناکی را می‌سازد که سرمایه انسانی افغانستان را به سمت فرار، خاموشی یا انزوا سوق می‌دهد و نسل جوان را متقاعد می‌کند که هیچ آینده‌ای برای فکر، هنر و خلاقیت در کشور باقی نمانده است.

در شرایطی که شاعران در هر جامعه نقش انتقال‌دهنده امید و روایت جمعی را دارند، حذف آن‌ها دقیقاً به معنای حذف آینده است و این همان چیزی است که طالبان نمی‌فهمد یا نمی‌خواهد بفهمد. رفتارهایی مانند بازداشت بامداد، توقیف نویسندگان بلخ یا تهدید هنرمندان هرات پیام روشنی برای جهان دارد: افغانستانِ طالبان امروز نه‌فقط دچار بحران سیاسی، که گرفتار بحران عمیق فرهنگی است. این بحران از نگاه بازیگران بین‌المللی نشانه‌ای از عقب‌رفت کامل حقوق بشر است و به همین دلیل، چنین اقدامات مستقیمی روند تحریم‌های هدفمند فرهنگی و حقوق بشری را تسریع می‌کند. در سیاست غرب، بازداشت یک شاعر دقیقاً معادل نقض سیستماتیک آزادی بیان است و می‌تواند همان نقشی را بازی کند که سرکوب روزنامه‌نگاران در میانمار بازی کرد.

وقتی حکومتی شاعر را تهدید امنیتی معرفی می‌کند، جامعه به این نتیجه می‌رسد که هیچ حوزه‌ای امن نیست و مردم به شکل گسترده دچار خودسانسوری، خاموشی و فرار می‌شوند؛ همان‌گونه که پس از بازداشت حسینی بامداد موجی از نگرانی در میان شاعران بلخ و کابل ایجاد شد و بسیاری از نویسندگان اعلام کردند تا اطلاع ثانوی فعالیت فرهنگی خود را متوقف می‌کنند. این ترس عمومی مستقیماً به کاهش سرمایه اجتماعی، سقوط امید جمعی و فروپاشی آرام اعتماد فرهنگی منجر می‌شود. در کشوری که همین حالا با بحران مهاجرت، بیکاری و فروپاشی نظام آموزشی مواجه است، چنین ضربه‌ای عملاً موتور تولید فکر و خلاقیت را خاموش می‌کند.

در سطح جهانی، این نوع اقدامات برای نهادهای بین‌المللی به‌مثابه سند نقض سیستماتیک حقوق بشر است؛ همان‌طور که گفته شد، درست مشابه زمانی که حکومت نظامی میانمار با بازداشت روزنامه‌نگاران مسیر تحریم‌های شدیدتر را باز کرد یا زمانی که سرکوب فرهنگی در سودان باعث شد کشورهای غربی کمک‌های بشردوستانه را مشروط کنند. طالبان با بازداشت یک شاعر تنها یک فرد را هدف نمی‌گیرد، بلکه در نگاه جهانی نشان می‌دهد هیچ اصلاحی در رفتار آن‌ها اتفاق نیفتاده و هیچ تعهدی به آزادی‌های بنیادین وجود ندارد. همین تصویر، کشور را به سمت تحریم‌های هوشمند تازه، مسدود شدن دارایی‌ها، محدودیت سفر رهبران طالبان و حتی کاهش کمک‌های انسان‌دوستانه سوق می‌دهد.

در واقع، جامعه جهانی از این‌گونه اقدامات این برداشت را می‌کند که طالبان نه‌تنها تغییر نکرده، بلکه هر روز بسته‌تر می‌شود و در چنین شرایطی هیچ کشوری حاضر نیست در بازسازی، تجارت یا سرمایه‌گذاری در افغانستان ریسک کند. نتیجه نهایی این است که مردم افغانستان ـ نه طالبان ـ بار اصلی تحریم‌ها را تحمل می‌کنند: افزایش بیکاری، سقوط ارزش پول، کاهش کمک‌های بشردوستانه و گسترش انزوای فرهنگی. بنابراین، بازداشت شاعر یا هنرمند فقط یک رویداد فرهنگی نیست، بلکه جرقه‌ای است که به چرخه فشارهای خارجی، تنش‌های داخلی و فروپاشی تدریجی جامعه دامن می‌زند و افغانستان را یک گام دیگر از آینده‌ای امن و باثبات دور می‌کند.

این رفتار طالبان همچنین پیامد داخلی جدی دارد، زیرا وقتی حکومت با شعر می‌جنگد، جامعه به این نتیجه می‌رسد که هیچ ابزار مسالمت‌آمیز برای اعتراض و بیان باقی نمانده و همین موضوع گرایش به مقاومت زیرزمینی، خشونت پراکنده و رادیکال‌سازی نسل خسته و سرخورده را افزایش می‌دهد. طالبان تصور می‌کند حذف یک شاعر امنیت می‌سازد، اما واقعیت این است که چنین اقداماتی فقط بنزین روی آتش بی‌اعتمادی عمومی می‌ریزد و افغانستان را از مسیر ثبات دورتر می‌کند. امروز طالبان با زندانی کردن شاعران نه‌فقط میراث فرهنگی کشور را هدف گرفته، که به جهان ثابت می‌کند هیچ درکی از حکمرانی مدرن ندارد و با این سطح از تنگ‌نظری افغانستان را به سمت انزوای دیپلماتیک، قطع سرمایه‌گذاری و فعال شدن پرونده‌های حقوق بشری در نهادهای بین‌المللی می‌کشاند؛ مسیری که انتهای آن چیزی جز تشدید بحران اقتصادی و فروپاشی بیشتر اعتماد عمومی نیست.

بنابراین، در سرزمینی که شاعر باید وجدان بیدار جامعه باشد، بازداشت حسینی بامداد نشان داد حتی کسی که زبانش سلاحی جز شعر نیست، در وطنش غریب است. افغانستانِ تحت حکومت طالبان امروز به جایی رسیده که روشنفکر نه مهاجر پس‌ازجنگ، که آواره در خانه خویش است و این دقیقاً نشانه عریان فروپاشی مشروعیت طالبان است. حکومتی که از یک بیت شعر می‌ترسد، نمی‌تواند مدعی ثبات شود و جامعه‌ای که شاعرش به جرم اندیشیدن زندانی می‌شود، پیام روشنی به جهان مخابره می‌کند: آزادی در این سرزمین به حاشیه تبعید شده و حاملان فرهنگ به جای تکریم، به چشم تهدید دیده می‌شوند.

سید سکندر حسینی بامداد تنها یک فرد نیست؛ نماد نسلی است که وطنش را دارد، اما وطن او را ندارد و این وضعیت روح و آینده افغانستان را می‌فرساید. تا زمانی که شاعر در کشور خود احساس امنیت نکند، هیچ‌کس احساس امنیت نخواهد کرد و هیچ روند سیاسی یا اقتصادی در چنین فضایی دوام نخواهد آورد. بازداشت او نشان داد افغانستان زیر حاکمیت طالبان به جایی تبدیل شده که حتی فرزندان اصیلش نیز در آن بیگانه‌اند و همین بیگانگی درون‌مرزی خطرناک‌ترین شکاف اجتماعی است. سرزمینی که روشنفکرانش را به بند می‌کشد، خود را به تبعیدی درازمدت محکوم می‌کند و این یعنی شاعری که به جرم شعر در وطنش گرفتار می‌شود، تصویر تمام‌قد ملتی است که در خانه خویش غریب شده است.

 

مهدی حسینی | تحلیل‌گر سیاسی آژانس خبری صدای پامیر 

لینک کوتاه : https://pamiragency.com/?p=84239

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 1
  1. دقیقا

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.