• امروز : یکشنبه, ۵ میزان ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 27 September - 2026
کل 11681 امروز 10

اخبار ویژه

رئیس مرکز اتباع ایران: کودکان مهاجر با نقص مدارک اقامتی، در صورت اقامت والدین از تحصیل محروم نمی‌شوند کمیشنر عالی پناهندگان: شمار عودت‌کنندگان به افغانستان تا پایان سال به ۸ میلیون نفر می‌رسد وزیر خارجه ایسلند خطاب به نتانیاهو: بزدلان اخلاقی کسانی‌اند که قوانین بین‌المللی را نقض می‌کنند لاوروف: ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران و خانواده ایشان غیر قابل‌ قبول است ۷۰ شرکت بزرگ تصفیه آب در افغانستان: نگرانی باشندگان کابل از کیفیت آب مراسم یادبود نسل‌کشی هزاره‌ها در پارلمان کاتالونیا اسپانیا پی‌گیری شد جبهه مقاومت ملی: طالبان با اسیران جنگی و زندانیان سیاسی رفتار غیرانسانی دارد عطامحمد نور: جوانان را برای خوشی بیگانگان به کام مرگ نفرستید دیپلمات: پاکستان در پی بازگرداندن نفوذ از دست‌رفته خود در افغانستان است وزارت عدلیه طالبان: بیش از چهار میلیون جریب زمین امارتی شناسایی و مسترد شد علی فیاض: حزب‌الله با وجود ضربات سنگین اسرائیل همچنان پابرجاست غریب‌آبادی: ایران اهل گفت‌وگو است، اما تسلیم فشارها نمی‌شود در شش ماه، برای بیش از ۸۶ هزار افغان تذکره کاغذی خدمات ارائه شد جایشانکار در واکنش به خبرنگار پاکستانی: یک کشور تروریستی این پرسش را مطرح می‌کند قزاقستان: امنیت و ثبات افغانستان برای آسیای مرکزی حیاتی است

♥15

از توره‌بوره تا تورخم: آیا طالبان هنوز ابزار پاکستان‌اند؟

  • کد خبر : 82282
  • 09 عقرب 1404 - 21:32
از توره‌بوره تا تورخم: آیا طالبان هنوز ابزار پاکستان‌اند؟
تنش تازه میان طالبان و پاکستان بار دیگر پرسش دیرینه‌ای را زنده کرده است: آیا طالبان هنوز ابزار سیاست خارجی اسلام‌آبادند یا به تهدیدی علیه آن کشور تبدیل شده‌اند؟ اظهارات اخیر وزیر دفاع پاکستان مبنی بر بازگرداندن طالبان به غارهای توره‌بوره، نشانه‌ای از تغییر در سیاست «جهاد نیابتی» اسلام‌آباد است؛ سیاستی که چهار دهه‌ سرنوشت امنیتی منطقه را رقم زده است.

از توره‌بوره تا تورخم: آیا طالبان هنوز ابزار پاکستان‌اند؟

نویسنده: مهدی حسینی

 

مقدمه:

اظهارات وزیر دفاع پاکستان مبنی بر این‌که اگر مذاکرات شکست بخورد، اسلام‌آباد طالبان را به غارهای توره‌بوره بازمی‌گرداند، شاید نقطه‌عطفی در تاریخ روابط پیچیده‌ی این کشور با جنبش‌های جهادی باشد. کشوری که طی چهار دهه، از جنگ سرد تا امروز، از گروه‌های نیابتی برای پیشبرد اهداف امنیتی و منطقه‌ای خود استفاده می‌کرد، اکنون ظاهراً با نتیجه‌ی معکوس همان سیاست روبه‌رو شده است. طالبان، فرزند سیاسی و نظامی این سیاست، امروز به دشمن بالقوه‌ی اسلام‌آباد تبدیل شده‌اند.

با این حال، به باور برخی کارشناسان، هرچند در ظاهر روابط طالبان و پاکستان در هفته‌های اخیر پرتنش به نظر می‌رسد، اما این دو همسایه نه در حال درگیری، بلکه در حال اجرای معامله‌ای امنیتی پنهان‌اند؛ معامله‌ای که در آن پاکستان با بهره‌گیری از نفوذ تاریخی خود بر طالبان، بار امنیتی خویش را بر دوش افغانستان می‌گذارد.

 

فروپاشی سیاست نیابتی اسلام‌آباد

تنش تازه میان پاکستان و طالبان، تنها یک اختلاف سیاسی نیست؛ بلکه نشانه‌ی فروپاشی راهبردی است که اسلام‌آباد دهه‌ها بر آن تکیه داشت. سیاست استفاده از گروه‌های جهادی به‌عنوان ابزار نفوذ منطقه‌ای، اکنون به تهدیدی علیه خود پاکستان بدل شده است. در واقع، فرزند ایدئولوژیک اسلام‌آباد امروز شمشیر را علیه پدر بالا برده است.

در محافل امنیتی پاکستان این بحث در جریان است که راهبرد سنتیِ استفاده از افراط‌گرایی برای نفوذ منطقه‌ای، دیگر کارایی ندارد. تغییر لحن دولت، حملات محدود هوایی در خاک افغانستان و تهدیدات صریح خواجه آصف، نشانه‌هایی از این چرخش‌اند. این تحولات می‌تواند آغاز پایان دوران «جهاد نیابتی» باشد؛ دورانی که چهار دهه منطقه را درگیر ساخت.

 

از توره‌بوره تا تورخم؛ دگرگونی معنای جهاد

از توره‌بوره تا تورخم، افراط‌گرایی همچنان در جغرافیای پاکستان و افغانستان نفس می‌کشد، اما معنای سیاسی آن در حال دگرگونی است. پاکستان دریافته است که گروه‌های جهادی دیگر ابزار نیستند، بلکه تهدیدی علیه ساختار دولت و ملت خود او به شمار می‌روند. شاید هنوز برای گفتن این‌که دوران گروه‌های نیابتی پایان یافته، زود باشد؛ اما بی‌تردید دوران اعتماد پاکستان به این ابزارها به سر آمده است.

درست است که لحن اسلام‌آباد تغییر کرده و از خشم و تهدید سخن می‌گوید، اما نیاز استراتژیک پاکستان به طالبان هنوز از میان نرفته است. اسلام‌آباد از طالبان خشمگین است، اما نه آن‌قدر که بخواهد آن‌ها را کاملاً از دست بدهد. سیاست پاکستان اکنون از حمایت بی‌قید و شرط، به مهار و کنترل طالبان تغییر یافته است. به تعبیر دقیق‌تر، پاکستان می‌خواهد طالبان را نه نابود، بلکه قابل مدیریت نگه دارد؛ زیرا در معادلات ژئوپولیتیکی منطقه، هنوز به این بازیگر نیاز دارد.

 

دوگانگی در سیاست اسلام‌آباد

اسلام‌آباد در ظاهر به دنبال مهار طالبان است، اما در باطن هنوز گرفتار همان چرخه‌ای است که خود آفریده است. طالبان برای پاکستان همان‌قدر که تهدیدند، ابزار فشار نیز هستند؛ تهدید از آن‌رو که بی‌ثباتی مرزی و رشد تحریک طالبان پاکستانی، امنیت ملی این کشور را متزلزل کرده است، و ابزار از آن جهت که اسلام‌آباد می‌داند هیچ نیرویی در افغانستان به اندازه‌ی طالبان، توانایی ایجاد موازنه در برابر نفوذ هند یا جلوگیری از حضور بازیگران غربی را ندارد.

در واقع، پاکستان میان دو گزینه گرفتار است: طالبانِ کنترل‌ناپذیر، یا افغانستانی خارج از نفوذش. تجربه‌ی تاریخی نشان داده است که اسلام‌آباد هرگز گزینه‌ی دوم را تحمل نکرده است. از این‌رو، تغییر سیاست کنونی بیش‌تر شبیه تغییر تاکتیک است تا دگرگونی راهبردی. هدف پاکستان فعلاً کنار گذاشتن طالبان نیست، بلکه بازتعریف رابطه با آنان در چارچوبی جدید است؛ رابطه‌ای که در آن پاکستان نقش ناظر و مهارکننده را ایفا می‌کند، نه حامی بی‌قید و شرط.

 

بهره‌برداری از بحران؛ سیاست همیشگی اسلام‌آباد

پاکستان همواره در هنر بهره‌برداری از بحران مهارت داشته است. امروز نیز اسلام‌آباد می‌کوشد از تهدید طالبان برای کسب امتیاز از قدرت‌های بزرگ استفاده کند. نمایش خطر دولت افراط‌گرا در مرزهای هسته‌ای پاکستان، ابزاری است برای فشار بر غرب و جلب حمایت مالی یا امنیتی؛ همان سیاستی که در دو دهه‌ی گذشته میلیاردها دلار کمک نظامی و اقتصادی برای پاکستان به ارمغان آورد. اسلام‌آباد به‌خوبی می‌داند که جهان هرگز از بی‌ثباتی در افغانستان آسوده نخواهد بود، و همین نگرانی، بزرگ‌ترین سرمایه‌ی دیپلماتیک اوست.

در سوی دیگر، طالبان نیز بازی را به‌خوبی آموخته‌اند. آن‌ها می‌دانند پاکستان بدون آنان در معادلات منطقه‌ای وزن چندانی ندارد. از این‌رو، با بازی دوگانه میان اسلام‌آباد، تهران، مسکو و پکن می‌کوشند خود را از بازیگری وابسته به بازیگری مستقل بدل کنند. طالبان از فشار پاکستان بهره می‌گیرند تا مشروعیت بین‌المللی کسب کنند و در عین حال، تهدید تحریک طالبان پاکستان را به‌عنوان ابزار چانه‌زنی حفظ می‌کنند. به بیان دیگر، طالبان امروز همان سیاستی را در برابر پاکستان به کار می‌گیرند که روزی اسلام‌آباد در برابر کابل به کار می‌برد: فشار از طریق ناامنی.

بنابراین، روابط پاکستان و طالبان به نقطه‌ای رسیده که می‌توان آن را «وابستگی خصمانه» نامید؛ رابطه‌ای که در آن هر دو طرف به یکدیگر نیاز دارند، اما هیچ‌کدام به دیگری اعتماد نمی‌کنند. پاکستان برای حفظ نفوذ منطقه‌ای خود چاره‌ای جز تعامل با طالبان ندارد، و طالبان برای بقا و عبور از انزوای بین‌المللی، ناگزیر از حفظ حداقلی از رابطه با اسلام‌آباد هستند. این وابستگی متقابل اما شکننده می‌تواند با کوچک‌ترین اشتباه یا حمله‌ی مرزی، به بحرانی گسترده‌تر تبدیل شود.

 

نتیجه‌گیری:

در نتیجه، روابط امروز طالبان و پاکستان در نقطه‌ای ایستاده است که میان گذشته‌ای پر از وابستگی و آینده‌ای پر از بی‌اعتمادی در نوسان است. اسلام‌آباد اکنون با نتیجه‌ی تلخ سیاستی روبه‌روست که دهه‌ها بر آن تکیه داشت: استفاده از جهادگرایی برای نفوذ منطقه‌ای. طالبان امروز به جای ابزاری فرمان‌پذیر، به معمایی امنیتی تبدیل شده‌اند که مهار آن برای پاکستان دشوار است. با این حال، اسلام‌آباد هنوز نمی‌تواند از این ابزار پرریسک دل بکند، زیرا بدون طالبان، نفوذش در معادلات افغانستان به حداقل می‌رسد.

این وابستگی پرتنش نشان می‌دهد که پاکستان در مرحله‌ای گذار قرار دارد؛ مرحله‌ای که در آن سیاست سنتیِ «مدیریت بحران از طریق افراط‌گرایی» در حال فرسایش است، و اگر جایگزینی برای آن نیابد، بحران از مرزها فراتر رفته و به درون خود پاکستان نفوذ خواهد کرد.

 

مهدی حسینی | تحلیلگر سیاسی آژانس خبری صدای پامیر

لینک کوتاه : https://pamiragency.com/?p=82282

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.