آژانس خبری صدای پامیر
افغانستان؛ عرصهی تازهی رقابت، یا معامله پنهان واشنگتن و طالبان؟
به قلم: عبدالحمید ناطقی
در حالی که خاکسترهای بیست سال جنگ، انفجار و عملیات انتحاری هنوز بهطور کامل فرو ننشسته و افغانستان پس از آن وارد دورهای تازه از تاریکی شده است، به نظر میرسد افق سیاسی این کشور بار دیگر در حال تیرگی است. وضعیت کنونی، گویی یک صفحه شطرنج برای «بازی بزرگ» جدیدی در حال چیدن است؛ بازیای که در آن مهرهها دوباره چیده شده و بازیگران قدیمی و جدید برای کسب موقعیت برتر در حال مانور هستند.
این بار، قواعد بازی متفاوت به نظر میرسد. واشنگتن، که کمتر از سه سال پیش با شتاب میدانهای اصلی را ترک کرد، امروز نگاه حسرتآمیزی به عملکرد طالبان، مانورها با سلاح و تانکهای آمریکایی و تعامل با رقبای واشنگتن و همچنین رویکرد تهاجمی به سمت بگرام دارد. اعلام آمادگی برای بازپسگیری بزرگترین پایگاه هوایی خود در افغانستان، تنها یک ادعای ساده نیست؛ این یک پیام استراتژیک برای تمام بازیگران منطقه، بهویژه طالبان و چین است. این حرکت میتواند نشانهای از تغییر تاکتیک از انزوا به درگیری محدود، یا ابزاری برای اعمال فشار و چانهزنی در یک معامله بزرگتر باشد.
از سوی دیگر، حکومت طالبان در کابل خود را در میان فشارهای چندجانبه میبیند. تنش با اسلامآباد بر سر گروه «طالبان پاکستان» (TTP)، که پاکستان پناهگاه آنها را در افغانستان میداند، از جمله چالشهاست. اکنون، با تهدید بازگشت ابرقدرت قبلی، طالبان با معمای پیچیدهای روبهرو شدهاند. واکنشهای دوگانه مقامات طالبان(از توصیف ترامپ بهعنوان «تاجر و اهل معامله» تا رد امکان بازگشت آمریکا) نشاندهنده سردرگمی و احتمالاً شکاف در درون گروه درباره نحوه برخورد با تحرکات جدید است.
نکته کلیدی دیگر، واکنش سریع و هشدارآمیز چین است. پکن، که در دوران حضور آمریکا در افغانستان رابطه نزدیکی با طالبان داشت و در سالهای اخیر روابط اقتصادی و سیاسی خود را با این گروه گسترش داده، بازگشت احتمالی آمریکا در همسایگی خود را تهدیدی امنیتی و راهبردی میداند و آشکارا از این تحرکات ناخشنود است. این مسئله، بازی را به سطح رقابت استراتژیک بین ابرقدرتها ارتقا میدهد و افغانستان را بار دیگر به میدان نبرد نیابتی منافع جهانی تبدیل میکند.
در نهایت، کنش و واکنش قدرتها نسبت به نظام حاکم و آینده افغانستان، جدال درونی طالبان، مسدودیت مکاتب، تلویزیون و اینترنت، فعال شدن جبهههای نظامی مخالف طالبان (که سازمان ملل حضور پنج جبهه مخالف را در افغانستان اعلام کرده است) و ابراز وجود جریانهای سیاسی در خارج از کشور، همگی میتوانند نشانه آغاز تحولی جدید در افغانستان باشند.
آمریکا ممکن است با ابزارهای فشار مالی و تهدید نظامی محدود، به دنبال بازگشایی یک پایگاه عملیاتی برای نظارت بر منطقه و مقابله با رقبایی مانند چین و روسیه باشد. یا همانطور که اشاره شد، با حمایت از مخالفان طالبان (که اکنون تنها داعش نیست بلکه جبهههای مقاومت دیگر نیز فعالاند) به دنبال ایجاد بیثباتی و وادار کردن طالبان به مذاکره با واشنگتن باشد.
سفر زلمی خلیلزاد، مذاکرهکننده کهنهکار افغان-آمریکایی، تحت بهانه پیگیری سرنوشت زندانیان آمریکایی، بخشی از این نقشه بزرگتر است. او که معمار توافق دوحه بود، اکنون ممکن است مأموریت داشته باشد تا شرایط یک «توافق دوحه دوم» با شرایط جدید به نفع آمریکا را فراهم کند.
بهطور خلاصه، تمام نشانهها حاکی از آن است که معاملهگریهای پنهان و رقابتهای ژئوپلیتیک، همچنانکه در گذشته وضعیت سیاسی را تغییر دادهاند، این بار نیز ممکن است افغانستان را به مسیر تحولات جدید سوق دهند. اما اگر این روند بهدرستی مدیریت نشود، مردم دوباره قربانی تغییرات و تحولات آینده خواهند شد، همانگونه که در گذشته تجربه کردهاند.
عبدالحمید ناطقی | آژانس خبری صدای پامیر













