• امروز : جمعه, ۳ میزان ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 25 September - 2026
کل 11649 امروز 6

اخبار ویژه

پادکست : ادامه پرواز های خارجی ایران با وجود محدودیت های تازه آمریکا پاکستان: چند عضو طالبان در تلاش حمله مرزی کشته شدند منابع: مأموران طالبان ۱۶ زن را در کابل بازداشت کردند نهادهای مدنی افغانستان خواستار ادامه روند حقوقی علیه طالبان شدند مجاهد: پاکستان با حملات هوایی می‌کوشد از تعهدات «پیمان امنیت مکه» شانه خالی کند حمایت کاربران خارجی از اظهارات پزشکیان درباره استانداردهای دوگانه هسته‌ای پاکستان از تلاش برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای خبر داد ریل‌گذاری راه‌آهن چابهار ـ زاهدان پایان یافت؛ مسیر ترانزیتی ایران و افغانستان نزدیک‌تر شد آمریکا: طالبان بازیگران خیلی بد در سطح بین‌المللی هستند پاکستان مواضع طالبان در قندهار، خوست و پکتیا را هدف حملات هوایی قرار داد لید فلچر: طالبان به زنان امدادرسان اجازه کار بدهند مجاهد: چهار غیرنظامی در حملات پاکستان به افغانستان کشته شدند پاکستان: حملات پهپادی از خاک افغانستان را تحمل نمی‌کنیم طالبان از سرنگونی پهپاد انفجاری پاکستان در هلمند خبر دادند کارمند حقوق بلخاب پس از لت‌وکوب منسوبان ولسوال طالبان برای جراحی مغز به کابل منتقل شد

♥42

بانک‌سالاری و نظامی‌گری: دو موتور محرک جنگ طبقاتی و جنایت علیه صلح

  • کد خبر : 77932
  • 13 اسد 1404 - 15:37
بانک‌سالاری و نظامی‌گری: دو موتور محرک جنگ طبقاتی و جنایت علیه صلح
بانک‌سالاری، مکانیسم خاموشی برای مکیدن ثروت از بسیاری به نفع اندک‌شماری است که با هزار بریدگی، فقر ایجاد می‌کند، در حالی که معماران این سیستم مورد ستایش اجتماعی قرار می‌گیرند و از هرگونه پاسخگویی معاف هستند. اما بانک‌سالاری تنها نیست. نیاز به بازوی اجرایی، یک سپر، یک تهدید دائمی دارد؛ و این‌جاست که نظامی‌گری وارد می‌شود، موتور دوم جنگ طبقاتی. ارتش‌های جهان، آشکار و پنهان، نقش دوگانه‌ای دارند.

بانک‌سالاری و نظامی‌گری: دو موتور محرک جنگ طبقاتی و جنایت علیه صلح

مترجم: جواد دروازیان

اگر می‌خواهید نگاهی به منطق عجیب و خشنی بیندازید که بر جهان ما حاکم است، از سیاستمداران یا جنرال‌ها شروع نکنید، بلکه به برج‌های بانک‌ها که در آسمان‌ شهر شما می‌درخشند و به کاروان بی‌پایان تجهیزات نظامی که از دل بیابان‌های دوردست می‌گذرد بنگرید.

این‌ها قربانگاه‌های عصر ما هستند: مکان‌هایی که در آن‌ها جنگ طبقاتی بی‌وقفه ادامه دارد—نه با اعلامیه‌های رسمی، بلکه با آیین‌های روزمرهٔ مالی و نیروی قهری.

و اگرچه واژهٔ «جنگ طبقاتی» ممکن است تصاویری از سنگربندی و انقلاب به ذهن آورد، واقعیت امروز بسیار موذیانه است، یورش سازمان‌یافته‌ای علیه تار و پود جامعه، جنایتی علیه صلح که نه از سوی قانون‌شکنان، بلکه توسط معماران نظم اقتصادی و نظامی ما انجام می‌شود.

در این معنا، جنگ طبقاتی نه یک اصطلاح فراموش‌شده است و نه یادگاری تاریخی. این یک نبرد پیوسته است که توسط نخبگان سرمایه‌دارِ سودجو طراحی شده تا قدرت و ثروت را از طریق اهرم‌هایی پنهان متمرکز کنند؛ استثمار از طریق بخش بانکی، و حفاظت از وضع موجود توسط ارتش‌ها.

در قلب جامعهٔ مدرن، ماشین عظیم «بانک‌سالاری» قرار دارد، حکومت بانکدار، دلال و طلبکار؛ کسی که نه از طریق ایجاد ارزش واقعی، بلکه از طریق مکیدن آن از طبقهٔ کارگر، ثروتمند می‌شود.

اثرات این سیستم را می‌توان در نابرابری فزاینده، در بدهی‌هایی که خانواده‌ها و کشورها را در زنجیر می‌کشد، و در چگونگی تمکین دولت‌ها در برابر بازارهای مالی حتی به بهای ویرانی بیمارستان‌ها و مدارس دید.هیچ نهادی به اندازهٔ نظام بانکی تا این اندازه سرنوشت جهانیان را چنین عمیق و مخرب رقم نزده است.

«بانک‌سالاری» در زندگی روزمره چگونه جلوه می‌کند؟ این همان خشونت پنهان وام‌دهی غارتگرانه است، تبدیل نیازهای حیاتی انسان؛ مسکن، آموزش، صحت، به کالاهایی که در معرض سفته‌بازی قرار می‌گیرند. این همان انتقال میلیاردها و تریلیونها دالر بهره از کسانی است که فقط برای زنده‌ ماندن وام می‌گیرند به سوی کسانی که بیش از هزاران عمر، ثروت دارند.

بانک‌سالاری، مکانیسم خاموشی برای مکیدن ثروت از بسیاری به نفع اندک‌شماری است که با هزار بریدگی، فقر ایجاد می‌کند، در حالی که معماران این سیستم مورد ستایش اجتماعی قرار می‌گیرند و از هرگونه پاسخگویی معاف هستند.

اما بانک‌سالاری تنها نیست. نیاز به بازوی اجرایی، یک سپر، یک تهدید دائمی دارد؛ و این‌جاست که نظامی‌گری وارد می‌شود، موتور دوم جنگ طبقاتی. ارتش‌های جهان، آشکار و پنهان، نقش دوگانه‌ای دارند.

در داخل کشور، از قداست مالکیت محافظت می‌کنند (چه کسی جرئت مقاومت دارد وقتی پولیس ضد شورش در آماده باش است؟)، و در خارج، مواد خام، «ثبات» و نیروی کار ارزان را برای جریان دایمی سود تضمین می‌کنند.

نظامی‌گری واکنش سرمایه است هنگامی که دموکراسی تهدید می‌کند، کارگران سازمان می‌یابند، یا جوامع در برابر چپاول مقاومت می‌کنند؛ این مشت آهنین درون دستکش مخملین «کسب‌و‌کار معمول» خود را نمایان می‌کند.

نامیدن این سیستم‌های درهم‌تنیده به‌عنوان «جنایات علیه صلح» صرفاً لفاظی نیست. در دادگاه نورنبرگ، «جنایت علیه صلح» به‌عنوان برنامه‌ریزی و آغاز جنگ تهاجمی تعریف شده است. اما در عصر فرا مالی‌ شده و پیچیدهٔ ما، صلح نه با یک اقدام، بلکه با هزار سازوکار نهادی در حال نابودی است—سازوکارهایی که بنیان‌های عدالت، امنیت و برابری را آهسته فرسوده می‌کنند.

زمانی که بازارهای مالی می‌توانند در یک شب کشورهایی را به ورطهٔ فقر بکشانند، یا با مداخله‌های نظامی دیکته می‌کنند، چه کسی فرمان براند و چه کسی فرار کند، ما شاهد ته‌نشین شدن نوعی خشونت هستیم. خشونتی فنی، قانونی، گاه نامرئی، اما به همان اندازه ویرانگر.

آنچه باید درک کنیم این است که این شبکهٔ بانک‌سالاری و نظامی‌گری، نه یک پیوند تصادفی بلکه یک طراحی آگاهانه است. سود جنگ به جیب بانک‌داران بازمی‌گردد؛ زیرساخت مالی با زور محافظت می‌شود. هر دو در لوای «پیشرفت» و «امنیت» عرضه می‌شوند، اما در نهایت، هر دو در خدمت همان طبقهٔ کوچک و آگاه از منافع خود هستند.

نخبگان سرمایه‌دارِ سودجو، که با هر بحران ثروتمندتر می‌شوند. این یک توطئه نیست، بلکه یک ساختار است؛ یک راز نیست، بلکه رسوایی‌ای است که در مقابل چشم همگان پنهان مانده است.

برای شکستن این طلسم، باید بی‌پرده سخن گفت. انجام جنگ طبقاتی از بالا، استفاده از خشونت اقتصادی و قدرت نظامی سازمان‌یافته برای سلب مالکیت، تفرقه و سلطه، جنایتی است علیه هر تعریف معناداری از صلح. این خشونتی است آرام، فرساینده، که فقر می‌آفریند، محیط را آلوده می‌کند، و مناطق کامل را به لبهٔ پرتگاه می‌برد، در حالی که وانمود می‌کند گریزناپذیر، اخلاقی و شایسته است.

اگر عدالت قرار است چیزی بیش از یک رؤیا باشد، جهان باید این دو موتور را همان‌طور که هستند ببیند: آنها نه پاسداران صلح، بلکه گورکنان آن هستند.
تاریخ نشان می‌دهد که در هر دوره‌ای، امپراتوری‌ها و نخبگان نه فقط با زور، بلکه با افشای حقیقت‌های پنهان و با شجاعت کسانی که اجازه نمی‌دهند بی‌عدالتی، «زندگی عادی» تبدیل شود، سقوط کرده‌اند.

اکنون وظیفهٔ ماست که خشونت را برملا کنیم، فریب «فقط تجارت» یا «دفاع ضروری» را نخوریم، و صلح را نه به‌عنوان فقدان منفعلانهٔ جنگ، بلکه به‌عنوان حضور زندهٔ عدالت، کرامت، و کفایت برای همگان بازپس بگیریم. این مسیر ممکن است طولانی باشد، اما حقیقت سرسخت است و آینده به یاد خواهد آورد کسانی را که جرئت گفتنش را داشته باشند.

 

نویسنده: کونراد پریلز (پژوهشگر مستقل و فعال اجتماعی)
مترجم: جواد دروازیان
منبع: ترانسند میدیا سرویس
تاریخ:۳ آگست ۲۰۲۵

 

آژانس خبری صدای پامیر

لینک کوتاه : https://pamiragency.com/?p=77932

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.