• امروز : چهارشنبه, ۱۱ سنبله ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 2 September - 2026
کل 11412 امروز 5

اخبار ویژه

بقایی: عادی‌ سازی حملات امریکا خطرناک‌ تر از بمباران است جنگ در حاشیه هرمز: آمریکا می‌ زند، ایران پاسخ می‌ دهد سپاه پاسداران پایگاه علی‌ السالم کویت و مواضع امریکا در سه منطقه هدف قرار داد طالبان: بیش از ۳۱ هزار گدا از شهرهای افغانستان جمع‌ آوری شدند سپاه پاسداران ایران: آشیانه پهپادهای آمریکایی در پایگاه پرنس حسن اردن هدف قرار گرفت چهلمین کنفرانس وحدت اسلامی در مشهد به کار خود پایان داد هشدار هواشناسی طالبان درباره بارندگی شدید و سیلاب در پنج ولایت سه شهروند افغانستان در آب‌های ساحلی بابلسر در ولایت مازندران ایران جان باخته‌اند کاهش ۲۸۰ هزار نفری شمار دانش‌ آموزان افغان در ایران سیلاب در نپال به ۷۳۴ کشته و ۲۵۰۰ مفقود رسید محمد محقق: بازگشت مخالفان طالبان بدون تضمین آزادی و مشارکت سیاسی نامعقول است پزشکیان و قالیباف بر تقویت وحدت و همکاری میان کشورهای اسلامی تأکید کردند عالمی بلخی از بی‌ پاسخ ماندن مطالبات شیعیان از سوی طالبان خبر داد دو فرمانده جبهه مقاومت در کمین طالبان در بغلان کشته شدند طالبان ۱۰ هزار جریب زمین در بلخ را تصرف و ملکیت امارتی اعلام کرد

0

جنگ در حاشیه هرمز: آمریکا می‌ زند، ایران پاسخ می‌ دهد

  • کد خبر : 96669
  • 11 سنبله 1405 - 12:20
جنگ در حاشیه هرمز: آمریکا می‌ زند، ایران پاسخ می‌ دهد
حملات تازه امریکا به مواضع نظامی ایران در جنوب کشور و واکنش تهران در منطقه، بار دیگر تنگه هرمز را به یکی از مهم‌ترین کانون‌های رویارویی دو طرف تبدیل کرده است. مهدی حسینی در این تحلیل بررسی می‌کند که چرا جنوب ایران برای واشنگتن اهمیت پیدا کرده، پاسخ ایران چه اهدافی را دنبال می‌کند و ادامه این روند چه پیامدهایی برای آینده جنگ و امنیت خلیج فارس خواهد داشت.

جنگ در حاشیه هرمز، آمریکا می‌ زند، ایران پاسخ می‌ دهد

 

مهدی حسینی 

 

حملات تازه امریکا به جنوب ایران را نباید صرفاً در چارچوب چند حمله هوایی دیگر دید. اهمیت اصلی این حملات در این است که واشنگتن اکنون مستقیماً روی منطقه‌ای متمرکز شده که به یکی از مهم‌ ترین نقاط قدرت ایران در این جنگ تبدیل شده است. سواحل هرمزگان، جزایر و مناطق نزدیک تنگه هرمز.

امریکا در حملات اخیر مواضع پدافندی، راداری، ارتباطی و تأسیسات مرتبط با توان دریایی ایران را هدف گرفته و در کنار آن، تلاش کرده توان تهران برای تهدید کشتیرانی و بستن یا محدود کردن هرمز را کاهش دهد. این یعنی هدف اصلی واشنگتن در جنوب ایران، صرفاً وارد کردن خسارت به چند پایگاه نیست. مسئله بزرگ‌ تر، گرفتن ابتکار عمل از ایران در تنگه هرمز است. تنگه‌ای که برای ایران یک ابزار فشار استراتژیک محسوب می‌ شود و برای امریکا و اقتصاد جهانی یک گلوگاه حیاتی است. ایران از نظر جغرافیایی در این منطقه دست بالایی دارد. فاصله کوتاه ساحل ایران تا مسیرهای کشتیرانی، وجود جزایر، قایق‌های تندرو، موشک‌های ضد کشتی، پهپادها و امکان استفاده از مین‌های دریایی باعث می‌ شود واشنگتن حتی با برتری هوایی نتواند به سادگی هرمز را کاملاً امن کند.

گزارش‌ های جدید نیز نشان می‌دهد که امریکا برای مقابله با توان ایران در مین‌ گذاری و تهدید کشتی‌ها، حملات خود را به سکوهای پرتاب و زیر ساخت‌ های مرتبط با این توان گسترش داده است. واکنش ایران نیز دقیقاً از همین منطق پیروی می‌کند. تهران به جای تلاش برای رقابت مستقیم با نیروی هوایی امریکا، هزینه جنگ را به اطراف ایران منتقل می‌کند. یعنی پایگاه‌ های امریکا در اردن، بحرین، کویت و عراق را در معرض حملات موشکی و پهپادی قرار می‌دهد. در چنین شرایطی، ایران می‌ خواهد به واشنگتن بفهماند که حمله به خاک ایران، جنگ را محدود به مرزهای ایران نگه نمی‌ دارد. این راهبرد از نظر نظامی یک مزیت مهم دارد: امریکا برای حفظ نیروهای خود در منطقه مجبور می‌ شود تعداد زیادی پایگاه، سامانه دفاعی، هواپیما، کشتی و نیروی انسانی را در چندین کشور تحت پوشش قرار دهد؛ در مقابل، ایران می‌تواند با موشک و پهپاد نسبتاً ارزان، هزینه دفاعی بسیار بالاتری به امریکا تحمیل کند.

اما اینجا یک واقعیت مهم وجود دارد. اینکه این به معنای برتری نظامی ایران بر امریکا نیست. امریکا همچنان قدرت هوایی، اطلاعاتی، ماهواره‌ای و دریایی بسیار گسترده‌تری دارد و می‌تواند زیرساخت‌ های ایران را در فاصله‌ های طولانی هدف قرار دهد. مسئله ایران این است که بتواند در برابر این برتری، ظرفیت کافی برای ادامه جنگ و تحمیل هزینه داشته باشد. از سوی دیگر، فشار اقتصادی نیز در حال تبدیل‌ شدن به بخش مهم‌ تر جنگ است. گزارش‌های جدید روی کاهش شدید صادرات نفت ایران در نتیجه محدودیت‌های ایجاد شده در هرمز تأکید دارند. به این معنا که جنگ دیگر فقط بر سر موشک و هواپیما نیست، بلکه بر سر جریان پول و انرژی نیز جریان دارد. حادثه حمله به یک خانه مسکونی در نزدیکی سیریک که در آن یک مراسم عروسی برگزار می‌ شد و بر اساس گزارش مقام‌ های محلی دست‌کم چهار یا پنج نفر، از جمله یک کودک، کشته و ده‌ها نفر زخمی شدند، این بحران را از سطح نظامی به سطح اجتماعی و سیاسی هم کشانده است. چنین حوادثی برای تهران اهمیت زیادی دارد، زیرا به جمهوری اسلامی امکان می‌ دهد پاسخ نظامی خود را در قالب دفاع از غیرنظامیان و تلافی حمله امریکا توجیه کند. در مقابل، واشنگتن می‌ گوید حملاتش در پاسخ به تهدیدهای ایران علیه نیروهای امریکایی و کشتیرانی انجام می‌شود.

نتیجه این وضعیت، یک چرخه خطرناک است، اینکه امریکا برای محدود کردن توان ایران به جنوب کشور و زیرساخت‌های هرمز فشار می‌آورد. ایران برای پاسخ، پایگاه‌های امریکا در منطقه و مسیرهای کشتیرانی را تحت فشار قرار می‌ دهد. امریکا این حملات را دلیل دیگری برای عملیات بیشتر می‌ داند و ایران نیز حمله بعدی را پاسخ به حمله قبلی معرفی می‌ کند. مشکل اصلی اینجاست که هیچ‌ کدام هنوز راهی برای تبدیل قدرت نظامی خود به پیروزی سیاسی پیدا نکرده‌اند. امریکا می‌تواند خسارت سنگینی به زیر ساخت‌ های ایران وارد کند، اما نابودی کامل توان ایران برای تهدید هرمز بسیار دشوار است. ایران هم می‌ تواند هزینه قابل‌ توجهی به امریکا و متحدانش تحمیل کند، اما نمی‌ تواند با چند حمله موشکی برتری هوایی و دریایی امریکا را از بین ببرد.

بنابراین جنگ در جنوب ایران بیش از آنکه مسابقه‌ای برای پیروزی کامل باشد، به جنگ فرسایشی بر سر هزینه‌ها تبدیل شده است. هر طرف تلاش می‌ کند طرف مقابل را به این نتیجه برساند که ادامه جنگ برای او گران‌ تر از پذیرش مذاکره است. در این میان، هرمز مهم‌ ترین برگ ایران و در عین حال مهم‌ ترین نقطه فشار امریکا است. اگر واشنگتن بتواند مسیرهای دریایی را باز نگه دارد و توان ایران برای تهدید کشتی‌ ها را کاهش دهد، بخش مهمی از اهرم فشار تهران از بین می رود. اگر ایران بتواند هرمز را ناامن نگه دارد، حتی بدون شکست‌ دادن ارتش امریکا، می‌ تواند هزینه اقتصادی و سیاسی جنگ را بالا ببرد.

به همین دلیل حملات جنوب ایران را باید بخشی از یک نبرد بزرگ‌ تر دانست. نبردی بر سر این‌ که چه کسی می‌تواند هزینه جنگ را بهتر تحمل کند و چه کسی زودتر به این نتیجه برسد که ادامه درگیری دیگر به سودش نیست. در چنین شرایطی، خطر اصلی برای منطقه آن است که هر حمله جدید، طرف مقابل را به پاسخ شدیدتر وادار کند و در نهایت جنگی که قرار بود محدود و کنترل‌ شده باشد، به یک رویارویی گسترده در سراسر خلیج فارس تبدیل شود.

 

مهدی حسینی : تحلیلگر سیاسی آژانس خبری صدای پامیر 

لینک کوتاه : https://pamiragency.com/?p=96669

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.