حوادث همزمان سوریه، آمریکا و استرالیا؛ رمزگشایی از پروژه مشترک واشینگتن و تلآویو
مقدمه:
همزمانی وقایع تروریستی در جغرافیای به ظاهر نامرتبط (سوریه، دانشگاه براون آمریکا و مراسم یهودیان در سیدنی)، در کنار سابقه تاریخی همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و نهادهای آمریکایی، این پرسش جدی را مطرح میسازد که آیا میتوان این حوادث را تصادفی دانست؟ یا باید در پی کشف الگویی هماهنگ و از پیش طراحی شده بود؟ این مقاله معتقد است که این حوادث، سناریویی طراحیشده برای ایجاد بحران کنترلشده و هدایت افکار عمومی بهسمت اهداف از پیش تعیینشده است.
اهداف و بهرهبرداری رژیم صهیونیستی از این پروژه مشترک
۱. مدیریت بحران مهاجرت معکوس و ناامنسازی خارجی:
رژیم صهیونیستی با بحران فزاینده مهاجرت معکوس (خروج شهروندانش به دلیل ناامنی و شرایط اقتصادی) مواجه است. با ایجاد ناامنی خارج از مرزهای فلسطین اشغالی (مثلاً در سوریه یا نمایش تهدید در غرب)، این پیام را القا میکند که “هیچ جای دنیا برای یهودیان امن نیست جز اسرائیل”. این استراتژی تلاش دارد تا روند مهاجرت معکوس را متوقف و حتی مهاجرت به فلسطین اشغالی را تشویق کند.
۲. انحراف اذهان از بحرانهای داخلی:
این رژیم درگیر عمیقترین بحرانهای اجتماعی، سیاسی و قضایی تاریخ خود است. اتحاد افکار عمومی حول یک “تهدید بیرونی مشترک” (تروریسم)، کلاسیکترین ترفند برای منحرف کردن توجه مردم از اعتراضات گسترده داخلی و ایجاد وحدت اجباری است.
۳. تشدید جنایات علیه فلسطین و اسلامهراسی جهانی:
با القای این تصور که “خشونت، خصلت ذاتی مخالفان اسرائیل است”، زمینه برای تشدید حملات به مردم غزه و کرانه باختری آماده میشود. هدف، عادیسازی جنایات از طریق ایجاد تقابل کاذب “تمدن در برابر بربریت” است. این حوادث، سوژهای آماده برای ماشین رسانهای غرب است تا اسلامهراسی را تشدید و اقدامات آینده علیه کشورها و گروههای مسلمان در منطقه را توجیه کند.
۴. مظلومنمایی و خروج از انزوای بینالمللی:
رژیم صهیونیستی پس از کشتار غزه، در انزوای دیپلماتیک بیسابقهای قرار گرفته است. نمایش خود به عنوان “قربانی تروریسم بینالمللی” (حتی با قربانی کردن برخی منافع کوتاهمدت متحدان)، تلاشی است برای بازسازی تصویر تخریبشده و تحت فشار قرار دادن مجامع بینالمللی برای عبور از جنایات گذشته.
۵. فعالسازی و امتیازگیری از نهادهای بینالمللی:
این بحرانسازی، سازمانهایی مانند شورای امنیت، ناتو یا اینترپل را وادار به عکسالعمل میکند. رژیم صهیونیستی و حامیانش از این فرصت برای پیشبرد طرحهای خود مانند تشکیل ائتلافهای جدید امنیتی علیه ایران یا مقاومت اسلامی، تصویب قطعنامههای به نفع خود، یا کسب مشروعیت برای عملیاتهای آتی استفاده خواهند کرد.
نقش آمریکا و سناریوی انحراف توجه به داعش
ادعای احتمالی مقصر دانستن گروههایی مانند داعش، بخشی از این نقشه است. آمریکا قبلاً اعلام پیروزی بر داعش کرده بود. احیای این نقش، هم توجیهی برای حضور نظامی مستمر آمریکا در سوریه و عراق است، هم سدی در برابر تحلیلهایی که مقصر اصلی را رژیم صهیونیستی میدانند. این امر میتواند بهانهای برای گسترش همکاری امنیتی رژیم صهیونیستی با نیروهای حاضر در منطقه تحت عنوان “مبارزه با تروریسم” فراهم آورد.
برجستهسازی تناقض رسانههای غربی:
رسانههای جریان اصلی غرب، در پوشش این حوادث، تمامی ابزارهای خود را برای برجستهسازی رنج قربانیان، محکومیت مهاجمان و همدردی جهانی به کار خواهند گرفت. این در حالی است که در قبال شهادت روزانه دهها کودک و زن فلسطینی در غزه، یا از سکوت خبری عبور میکنند یا با زبان “درگیری دوطرفه” و “تلفات” گزارش میدهند. این تناقض رفتاری آشکار، نه یک اشتباه، که بخشی از پروژه بزرگتر “مهندسی ادراک” است که در آن، ارزش انسانها بر اساس ملیت، مذهب و همسویی سیاسی تعیین میشود.
نتیجهگیری و راهکار پیشنهادی:
حوادث تروریستی اخیر، حلقهای از یک زنجیره طراحی شده برای ایجاد موج جدید اسلامهراسی، توجیه جنایات صهیونیستی و تغییر معادلات منطقهای است. افشای فوری و مستند این ارتباطات، وظیفهای است که بر دوش رسانههای مستقل، نهادهای حقوقبشری و دولتمردان آگاه است. جهان اسلام و جنبشهای مقاومت باید با هوشیاری، تمرکز اصلی خود را بر ادامه انعکاس جنایات روزمره رژیم صهیونیستی در غزه و کرانه باخرده قرار دهند و اجازه ندهند این سناریوی نمایشی، واقعیت محوری قضیه فلسطین را تحتالشعاع قرار دهد. تنها با روشنگری و وحدت رویه میتوان مانع از تحقق اهداف این پروژه خطرناک شد.
حامد عرفانی | تحلیلگر سیاسی آژانس خبری صدای پامیر













