• امروز : دوشنبه, ۶ میزان ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 28 September - 2026
کل 11700 امروز 9

اخبار ویژه

هند محموله تازه دارو و تجهیزات پزشکی به افغانستان ارسال کرد بریتانیا مسیر جدید اسکان پناهندگان را با اولویت زنان افغان و فلسطینی راه‌اندازی می‌کند ووچیچ از ریاست‌ جمهوری صربستان استعفا داد طالبان دفتر خبرگزاری آوا و مرکز تبیان در کابل را بستند: شماری از کارمندان تحت تعقیب قرار گرفتند ان‌بی‌سی: هشت تفنگدار دریایی امریکا در حمله موشکی ایران به کشتی نظامی زخمی شدند ششم میزان ۱۳۷۵: آغاز نخستین دوره حاکمیت طالبان در کابل سالگرد شهادت سید حسن نصرالله: مردی که مقاومت را به یک روایت تبدیل کرد جبهه آزادی: ۳۷ طالب در درگیری‌های نورستان و کنر کشته شدند ارتش پاکستان: بیش از ۷۱ شبه‌ نظامی در بلوچستان کشته شدند سخنگوی نورستانی‌ها: جبهه آزادی چند پاسگاه طالبان در کامدیش را تصرف کرده است عطامحمد نور: طالبان می‌توانند ملکیت‌های من را قباله کنند یا بر آن‌ها بمب بگذارند درگیری شدید طالبان و پاکستان در مرزهای پکتیا و ننگرهار طالبان کلینیک فاطمه‌الزهرا (س) در غرب کابل را مسدود کردند ویژگی‌های زیر دریایی آمریکایی ریموس ۶۰۰ که سپاه ایران به غنیمت گرفته است شکار دومین زیر دریایی ارتش آمریکا در تنگهٔ هرمز توسط نیروی دریایی سپاه پاسداران

♥1

سالگرد شهادت سید حسن نصرالله: مردی که مقاومت را به یک روایت تبدیل کرد

  • کد خبر : 97656
  • 06 میزان 1405 - 9:46
سالگرد شهادت سید حسن نصرالله: مردی که مقاومت را به یک روایت تبدیل کرد
در سالگرد شهادت سید حسن نصرالله، بازخوانی کارنامه رهبری او در حزب‌الله لبنان، فرصتی برای بررسی مفهوم مقاومت، سازمان‌دهی اجتماعی و ایستادگی در برابر اشغال و مداخله خارجی است؛ تجربه‌ای که با توجه به تاریخ طولانی جنگ و مداخله خارجی در افغانستان، می‌تواند برای مخاطب این کشور نیز قابل تأمل باشد.

سالگرد شهادت سید حسن نصرالله: مردی که مقاومت را به یک روایت تبدیل کرد

عبدالله قادری

سالگرد شهادت سید حسن نصرالله برای بسیاری از مردم لبنان و بخشی از جامعه مسلمان منطقه، یادآور مرگ یک رهبر سیاسی و نظامی نیست؛ یادآور دوره‌ای از تاریخ خاورمیانه است که در آن مفهوم مقاومت از یک واژه سیاسی به یک روایت اجتماعی تبدیل شد.  شهید نصرالله بیش از سه دهه رهبری حزب‌الله را بر عهده داشت و در این مدت، این سازمان از یک گروه مسلح شیعی در لبنان به بازیگری مهم در سیاست لبنان و معادلات منطقه‌ای تبدیل شد. حتی مخالفان او نیز در توصیف نفوذش نمی‌توانند از کنار این واقعیت عبور کنند که شهید نصرالله یکی از اثرگذارترین چهره‌های سیاسی خاورمیانه در چند دهه اخیر بود؛ چهره‌ای که سخنانش در لبنان و فراتر از آن بازتاب گسترده داشت و توانست میان رهبری سیاسی، جایگاه مذهبی، قدرت سازمانی و روایت مقاومت پیوند ایجاد کند.

برای فهم شهید نصرالله در افغانستان، شاید لازم باشد پیش از هر چیز مقاومت را از قاب صرفاً نظامی بیرون بیاوریم. مقاومت حزب‌الله در روایت هوادارانش، پاسخی به اشغال جنوب لبنان و تهدید مستمر اسرائیل بود؛ روایتی که برای جامعه‌ای که تجربه اشغال، جنگ، مداخله خارجی و بی‌ ثباتی را از سر گذرانده، قابل فهم است. اسرائیل در سال‌های ۱۹۷۸ و ۱۹۸۲ وارد لبنان شد و حضور نظامی خود در جنوب این کشور را تا سال ۲۰۰۰ ادامه داد. در همین بستر بود که حزب‌الله شکل گرفت و به تدریج به یکی از مهم‌ترین نیروهای مسلح مخالف اسرائیل در منطقه تبدیل شد. این سابقه تاریخی اهمیت دارد؛ زیرا وقتی از نصرالله سخن می‌گوییم، نمی‌ توان شخصیت او را جدا از مسئله، امنیت لبنان، فلسطین و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای بررسی کرد.

در این نگاه، او رهبری بود که برای مقاومت هزینه شخصی و خانوادگی نیز پرداخت. پسر ۱۸ ساله او، هادی نصرالله، در سال ۱۹۹۷ در درگیری با اسرائیل شهید شد. اتفاقی که بعدها به بخشی از تصویر عمومی نصرالله به عنوان رهبری تبدیل شد که خانواده خودش نیز از پیامدهای جنگ در امان نمانده است. برخی تحلیلگران نیز بر کاریزما، توان سخنرانی، قدرت سازمان‌ دهی، دینداری و نفوذ سیاسی او تأکید کرده‌اند. اما اهمیت نصرالله تنها در سخنرانی‌هایش نبود. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ های رهبری او این بود که توانست حزب‌الله را در ساختاری گسترده‌ تر از یک نیروی نظامی سازمان دهد؛ این جریان در کنار فعالیت نظامی، شبکه‌ای از خدمات اجتماعی، درمانی، آموزشی و اقتصادی نیز ایجاد کرد و در بخش‌هایی از لبنان خدماتی ارائه داد که دولت مرکزی قادر به تأمین کامل آن نبود. همین شبکه اجتماعی، بخشی از پایگاه نفوذ حزب‌الله در میان جامعه شیعه لبنان و حتی برخی گروه‌های دیگر بود.

از این منظر، تجربه شهید نصرالله برای افغانستان یک درس مشخص دارد: هیچ جریان سیاسی یا اجتماعی صرفاً با اسلحه، شعار یا سخنرانی پایدار نمی‌ماند. قدرت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که یک جریان بتواند برای جامعه خود سازمان، خدمات، اعتماد و روایت ایجاد کند. نصرالله در طول سال‌های رهبری‌اش توانست میان این عناصر ارتباط برقرار کند و به همین دلیل مرگ او در سپتامبر ۲۰۲۴، پس از حمله اسرائیل به مقر حزب‌الله در بیروت، صرفاً حذف یک فرمانده تلقی نشد؛ بسیاری از تحلیلگران آن را ضربه‌ای جدی به ساختار رهبری و جایگاه منطقه‌ای حزب‌الله دانستند. برای مردم افغانستان، بخش دیگری از این روایت اهمیت دارد: تجربه زندگی در سایه قدرت‌های خارجی. افغانستان در چهار دهه گذشته اشغال شوروی، جنگ داخلی، حضور نظامی امریکا و ناتو، مداخلات منطقه‌ای و فروپاشی ساختارهای سیاسی را تجربه کرده است.

لبنان نیز تاریخ متفاوتی دارد، اما مردم آن بارها در میان رقابت قدرت‌های خارجی و جنگ‌های منطقه‌ای گرفتار شده‌اند. همین تجربه مشترک، امکان فهم متقابل را ایجاد می‌کند؛ نه به این معنا که افغانستان و لبنان یکسان‌اند، بلکه از این جهت که در هر دو جامعه، مسئله استقلال سیاسی و هزینه مداخله خارجی بخشی از حافظه جمعی مردم است. از همین زاویه، سخنان  شهید نصرالله درباره عزت، استقلال، عدالت و حمایت از غیرنظامیان برای بخشی از جامعه افغانستان قابل توجه است. مسئله فلسطین نیز در این میان جایگاه ویژه‌ای دارد. جنگ‌های طولانی در غزه و لبنان نشان داده‌اند که درگیری‌های منطقه‌ای پیش از هر چیز هزینه انسانی دارند. سازمان ملل متحد در جریان تشدید درگیری‌های اسرائیل و حزب‌الله در سال ۲۰۲۴ بارها درباره کشته شدن غیرنظامیان، آوارگی گسترده و آسیب به زیرساخت‌های غیرنظامی در لبنان هشدار داد و همزمان حملات حزب‌الله به اسرائیل و خطر آن برای غیر نظامیان را نیز مورد انتقاد قرار داد. این نکته باید در روایت مقاومت جدی گرفته شود: دفاع از مردم زمانی معنا پیدا می‌کند که جان و کرامت مردم در مرکز آن قرار داشته باشد. خانواده‌ای که خانه‌اش ویران شده، کودکی که مدرسه‌ اش را از دست داده و مادری که مجبور شده خانه‌اش را ترک کند، پیش از آنکه به یک عدد در گزارش جنگ تبدیل شود، یک انسان است.

سازمان ملل در سال ۲۰۲۴ از آوارگی گسترده مردم لبنان و آسیب شدید به مراکز درمانی و زیرساخت‌های غیرنظامی خبر داد؛ در مارس ۲۰۲۶ نیز سازمان ملل از ادامه پیامدهای انسانی درگیری‌های لبنان و آوارگی صدها هزار نفر سخن گفت. بنابراین اگر قرار است درباره نصرالله و حزب‌الله برای مخاطب افغانستان نوشته شود، روایت انسانی اهمیت بیشتری از شعارهای نظامی دارد. شهید نصرالله را می‌توان از زاویه شخصیتی بررسی کرد که برای هوادارانش نماد اعتمادبه‌نفس، ایستادگی و استقلال بود و توانست بخش بزرگی از جامعه حامی خود را در دوره‌های طولانی جنگ و فشار سیاسی منسجم نگه دارد. در عین حال، حزب‌الله در لبنان مخالفان جدی نیز داشته است؛ منتقدانی که قدرت نظامی مستقل این گروه را تهدیدی برای حاکمیت دولت لبنان می‌دانند و دخالت آن در جنگ سوریه را نیز مورد انتقاد قرار داده‌اند.

این دو واقعیت را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد. نصرالله چهره‌ای محبوب برای هواداران و چهره‌ای شدیداً مناقشه‌برانگیز برای مخالفانش بود؛ اما همین دوگانگی نیز نشان می‌ دهد که او چه اندازه در سیاست منطقه‌ای اثرگذار بوده است. در افغانستان، جایی که تاریخ معاصر با نام‌های بسیاری از رهبران جنگ و سیاست گره خورده، تفاوت نصرالله را باید در نوع رابطه او با سازمانی که رهبری می‌کرد نیز جست‌وجو کرد. او برای بیش از سی سال در رأس یک ساختار نسبتاً منسجم باقی ماند و حزب‌الله در همین دوره همزمان در عرصه نظامی، سیاسی و اجتماعی حضور پیدا کرد. این شاید یکی از مهم‌ترین نکاتی باشد که جامعه افغانستان می‌تواند از مطالعه تجربه لبنان بیاموزد: جوامعی که از جنگ عبور می‌کنند، اگر نتوانند نهادهای اجتماعی، آموزشی، فرهنگی و سیاسی خود را تقویت کنند، دوباره به وابستگی به شخصیت‌ها و رهبران فردی بازمی‌گردند. نصرالله البته خود یک رهبر بسیار شخص‌محور بود و جایگاه کاریزماتیک او در حزب‌الله به اندازه‌ای بالا رفت که مرگش پرسش‌های جدی درباره آینده رهبری این جریان ایجاد کرد. اما میراث هر رهبر زمانی ماندگار می‌شود که از شخص فراتر برود و به یک ساختار، فرهنگ سیاسی و حافظه اجتماعی تبدیل شود.

در اینجا شاید مهم‌ترین معنای سالگرد شهادت سید حسن نصرالله برای افغانستان نه تکرار شعارهای جنگی و نه تبدیل او به یک اسطوره دست‌نیافتنی باشد؛ مسئله اصلی فهم این است که چگونه یک رهبر می‌تواند برای بخش بزرگی از جامعه خود به نماد عزت، ایستادگی و اعتماد تبدیل شود. افغانستان نیز در تاریخ معاصر خود عالمان، نویسندگان، مبارزان و شخصیت‌هایی داشته که در برابر اشغال و استبداد ایستاده‌اند و هزینه داده‌اند. از این جهت، سخن گفتن از نصرالله برای مخاطب افغانستان می‌تواند فرصتی برای بازخوانی یک پرسش قدیمی باشد: جامعه‌ای که آزادی، استقلال و عدالت می‌خواهد، چگونه باید سرمایه اجتماعی و نهادهای خود را بسازد تا سرنوشتش تنها به تصمیم قدرت‌های خارجی یا اراده چند رهبر وابسته نباشد؟ سید حسن نصرالله برای هوادارانش نماد پاسخ به بخشی از همین پرسش بود؛ رهبری که توانست در یک محیط پیچیده و پرآشوب، جایگاه خود را تثبیت کند، سازمانی را برای دهه‌ها هدایت کند و روایت مقاومت را به یکی از عناصر اصلی سیاست منطقه‌ای تبدیل سازد.

از همین رو، یاد او برای هوادارانش تنها یاد یک فرمانده کشته‌شده نیست؛ یاد رهبری است که بخش مهمی از عمر خود را در یک منازعه طولانی با اسرائیل و در دفاع از تصویری که از استقلال و مقاومت لبنان داشت گذراند. درباره او می‌توان اختلاف نظر داشت، می‌توان کارنامه حزب‌الله را نقد کرد و می‌توان درباره رابطه آن با ایران، جنگ سوریه یا نقش سلاح این گروه در سیاست لبنان بحث کرد؛ اما نمی‌توان اثرگذاری او بر تاریخ معاصر لبنان و خاورمیانه را نادیده گرفت. شهید نصرالله در تاریخ این منطقه به عنوان یکی از چهره‌های مهم و بحث‌برانگیز سه دهه اخیر باقی خواهد ماند؛ چهره‌ای که برای دوستانش نماد مقاومت و برای مخالفانش نماد یک قدرت نظامی و سیاسی مناقشه‌برانگیز بود. شاید ماندگارترین تصویر از او نیز همین باشد: مردی که سیاست را با زبان مقاومت پیوند زد و توانست میلیون‌ها نفر را با روایت خود همراه کند؛ روایتی که فارغ از موافقت یا مخالفت با آن، بخش مهمی از تاریخ سیاسی خاورمیانه را شکل داده است.

نویسنده: عبدالله قادری، تحلیلگر سیاسی آژانس خبری صدای پامیر

لینک کوتاه : https://pamiragency.com/?p=97656

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.