مذاکره، فشار یا عقبنشینی؟ مسیر بعدی آمریکا در برابر ایران چیست؟
مهدی حسینی
اگر این دور از مذاکرات هم به بنبست برسد، گزینه بعدی آمریکا نه آنقدر ساده است که بتوان آن را صرفاً «فشار بیشتر» نامید و نه آنقدر صریح که به عقبنشینی تعبیر شود. واقعیت این است که واشنگتن وارد مرحلهای شده که ابزارهای کلاسیکش یا کارایی سابق را ندارند یا هزینهشان از دستاوردشان بیشتر شده است.
فشار حداکثری یکبار امتحان شد. نتیجهاش نه فروپاشی ایران بود، نه تغییر رفتار بنیادین؛ بلکه تقویت خودکفایی نسبی، گسترش پیوندهای منطقهای، چرخش به شرق و شکلگیری یک تجربه انباشته در مدیریت فشار بود. امروز ایران دیگر آن بازیگری نیست که با هر تحریم تازه، محاسباتش فرو بریزد. حتی در دل سختترین تحریمها توانسته بازدارندگیاش را حفظ کند، نقش منطقهایاش را تثبیت کند و نشان دهد که حذفپذیر نیست.
برای آمریکا، تشدید فشار به معنای تکرار یک مسیر پرهزینه است:
تحریمهای جدید؟ بازار جهانی واکنش سردتری نشان میدهد، متحدان اروپایی همراهی کامل ندارند، چین و روسیه مسیرهای دور زدن را بهتر بلد شدهاند.
تهدید نظامی؟ واشنگتن خوب میداند حمله به ایران نه شبیه عراق است، نه افغانستان، نه حتی لیبی؛ اینجا با کشوری روبهروست که شبکهای از اهرمهای منطقهای، توان موشکی و تجربه مدیریت بحران دارد و میتواند هزینه جنگ را از کنترل آمریکا خارج کند.
از این زاویه، فشار بیشتر بیشتر شبیه ژست سیاسی برای مصرف داخلی آمریکاست تا یک راهبرد مؤثر. در مقابل، عقبنشینی تاکتیکی معنای تسلیم ندارد؛ یعنی عقبنشینی حسابشده برای بازچینی بازی.
آمریکا ممکن است بهطور رسمی مذاکرات را بینتیجه اعلام نکند، اما سطح انتظارات را پایین بیاورد، تنش را فریز کند، فشار را هوشمندتر و گزینشیتر کند و همزمان روی فرسایش زمان حساب باز کند؛ دقیقاً همان مدلی که در برابر برخی قدرتهای مستقل دیگر هم بهکار گرفته شده است. اما اینجا یک نکته کلیدی وجود دارد.
ایران، برخلاف بسیاری از بازیگران منطقهای، صرفاً واکنشی عمل نکرده؛ تهران با حفظ خطوط قرمز، ورود حسابشده به مذاکره و پرهیز از هیجان، نشان داده هم اهل گفتوگوست و هم اهل امتیازدهی یکطرفه نیست.
همین رفتار، دست آمریکا را بسته؛ نه میتواند ایران را مقصر مطلق شکست معرفی کند و نه میتواند بدون هزینه عقب بکشد.
در چنین وضعیتی، محتملترین گزینه واشنگتن ترکیبی از هر دو است: فشار کنترلشده همراه با عقبنشینی تاکتیکی. یعنی نه انفجار، نه توافق بزرگ، بلکه مدیریت بحران در سطحی که مهارپذیر بماند. اما این بازی یک برنده پنهان دارد و آن ایران است.
چون هرچه زمان میگذرد و آمریکا تصمیم نهایی را عقب میاندازد، واقعیت میدانی تثبیت میشود.
ایران هست، باقی مانده، توانسته هزینهها را تحمل کند و هنوز پای میز مذاکره نشسته، بدون اینکه ابزارهای اصلی قدرتش را واگذار کند. این همان نقطهای است که راهبرد تهران معنا پیدا میکند؛ نه با شعار، نه با عجله، بلکه با فرسایش اراده طرف مقابل.
بنابراین اگر مذاکرات شکست بخورد، آمریکا احتمالاً فشار را ادامه میدهد، اما نه با اعتمادبهنفس گذشته و نه با چشمانداز پیروزی روشن؛ و این دقیقاً همان وضعیتی است که ایران سالهاست برای آن آماده شده است.
بیشتر آنچه درباره سردرگمی آمریکا، فرسایش فشار و عقبنشینیهای تاکتیکی گفته شد، دقیقاً به همین نقطه گره میخورد؛ یعنی موشکها.
در ادامه این تصویر، مسئله موشکی برای ایران اصلاً موضوع بحث و بدهبستان نیست. از همان اول، تهران خیلی شفاف گفته که موشکها خط قرمز مطلق هستند، چون در منطقهای زندگی میکنیم که امنیت روی کاغذ تضمین نمیشود و هر کشوری که ابزار دفاعی نداشته باشد، دیر یا زود آسیب میبیند. تجربه جنگ و سالها تهدید مستقیم باعث شده ایران به این نتیجه برسد که نمیشود امنیت را به وعدهها گره زد. برای همین، ایران میگوید درباره هستهای میشود حرف زد، اما موشکها پایه دفاع کشورند و کنار گذاشتنشان یعنی باز کردن راه ناامنی.
آمریکا بارها تلاش کرده این موضوع را وارد مذاکره کند، اما هر بار به بنبست خورده، چون این خط قرمز قابل عبور نیست. همین موضع روشن باعث شده دست ایران در مذاکره خالی نباشد و گزینههای آمریکا هم محدود بماند.
بنابراین، آمریکا هنوز به دنبال مهار ایران با ابزارهایی است که کارایی گذشته را از دست دادهاند و هرچه بیشتر فشار میآورد، بیشتر با محدودیت و هزینه روبهرو میشود. در مقابل، ایران با تعیین شفاف خطوط قرمز، صبر راهبردی و پرهیز از رفتارهای هیجانی، توانسته بازی را به نقطهای بکشاند که نه حذفپذیر است و نه مجبور به امتیازدهی یکطرفه.
ایستادگی بر سر توان موشکی، حفظ بازدارندگی و حضور حسابشده در مذاکرات نشان میدهد تهران مسیر بقا و قدرتنمایی کمهزینه را یاد گرفته است.
ایران بازیگری است که نه با فشار فرو میریزد و نه با تهدید کنار میرود.
مهدی حسینی | تحلیلگر سیاسی آژانس خبری صدای پامیر














جالب بود
تشکر از حسن نظر شما