به گزارش آژانس خبری صدای پامیر، حمله امریکا و اسرائیل بر ایران، واکنشهای گستردهای را در تاجیکستان برانگیخته است. از رهبران و چهرههای سیاسی گرفته تا شخصیتهای فرهنگی، ادبی و شهروندان عادی، بسیاری در این کشور نسبت به تحولات اخیر ابراز نگرانی و همدلی کردهاند.
به نقل از بخش فارسی شبکهی بیبیسی، در روزهای اخیر شبکههای اجتماعی تاجیکستان نیز شاهد انتشار گسترده سرودهها و پیامهایی از شاعران تاجیک بوده که در آنها از ایران، تاریخ کهن، زبان فارسی و پیوندهای فرهنگی مشترک دو ملت ستایش شده است.
طالب لقمان، شاعر تاجیک، میگوید: شاعران تاجیک حمله به ایران را حمله به تمدن بزرگ پارسی، زبان و فرهنگ پارسی و نیز ریشههای درخت تناور فرهنگ و ادب پارسی دانستهاند. به گفته او، شعرهایی که به همین مناسبت سروده شده، بسیار صمیمی، اندوهناک و سرشار از احساس بوده و جنبه عاطفی نیرومندی داشته است.

فرزانه خجندی، شاعر تاجیک، سروده است:
«ای سور تو سور من و ای سوگ تو سوگم
ای درد تو در جان من، ایران من ایران»

ارتیق قادر، شعر کمال نصرالله، شاعر تاجیک را چنین دکلمه میکند:
«اصل من از عاطفه ایمان است،
سر من همسر خورشید صفاافشان است،
تاجیکستان دل من، پیکر من ایران است.»

فردوس اعظم، شاعر تاجیکستانی مقیم آلمان، اینچنین سروده است:
«تیرهسر بر سریر دروغ،
که جانش ندارد نشان از فروغ،
نداند که ایران نه مشت گل است،
که نبض جهان است و جان و دل است.
همه باد گشتند و ایران بجاست،
که این ریشه در سایهگاه بقاست.
تمدن نه با جنگ و خشم و خریست،
که در حکمت و دانش و داوریست.
تمدن شکوه زبان دریست،
درفش نیاکان نامآوریست.»

گلرخسار صفی، دیگر شاعر تاجیک، میخواند:
«ایران را با تیر نمیتوان کشت،
جان در تن جان، ایران.
ایران چه گناه دارد؟
سیاره یاد من،
زاد همه زاد من،
گهواره مهر و شعر،
کیهان مراد من؛
ایران، ایران چه گناه دارد؟»

طالب لقمان نیز سروده است:
«صد غنچه وا ناشده را باد بلا
در خاک تر افکند، خدایا چه بهاریست؟
جای خبر سبز شکفتن بنویسم،
پهباد و پدافند، خدایا چه بهاریست؟
جز شرح دل شرحه ایران نبود گل
در دامن الوند، خدایا چه بهاریست؟
سرنامه نوروز و درد و دریغا
با خون بنویشتند، خدایا چه بهاریست؟»
انتشار این شعرها و واکنشها در فضای مجازی بازتاب گستردهای یافته و بسیاری آن را نشانه پیوند عمیق تاریخی، زبانی و فرهنگی میان مردم ایران و تاجیکستان دانستهاند.













