آژانس خبری صدای پامیر، به قلم شهزاده دروازی
یاد آورد:
در این یادداشت (تحلیلی) تلاش شده است تا سیاهههای تبلیغاتی را به یکسو بریم و جنگ مقاومتی ایران و غرب را در ساحت ژئوپولیتیک خاورمیانه ای از منظر تئوریک ببینیم. از این جهت بناست جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل در ماه جون ۲۰۲۵ به عنوان نبردی میان ایدئولوژی و تکنولوژی تحلیل شود. این تحلیل با تکیه بر چهار میدان کلیدی جنگ؛ (جنگ دیپلماسی، جنگ روانی، جنگ روایی و جنگ تکنولوژی نظامی) بررسی می گردد. از مسلمات باور شد این یادداشت؛ این فرضیه که جمهوری اسلامی ایران چگونه توانست با سرمایه ایدئولوژیک، منطق قدرت تکنولوژیک اسرائیل و متحدان آن را درمیدان خود آنان به چالش بکشد، درخور تأمل بسیار میشود. در این یادداشت با اتکا برنظریه های جنگ ترکیبی و جنگ نرم، این جنگ را به عنوان نمونهای از برتری گفتمان ایدئولوژیک بر سازوکارهای سخت افزار محور جبهۀ تکنولوژیک غرب مورد ارزیابی قرار دهد.
ایدئولوژی علیه ماشین جنگ
در جهان معاصر، تکنولوژی نظامی، ابزار دیپلماسی دیجیتال و جنگ افزارهای سایبری، به شاخصهای اصلی قدرت نظامی تبدیل شدهاند. رژیم اسرائیل، شاخص قدرت منطقه ای و نیابتی آمریکا و غرب به عنوان یکی از پیشرفته ترین کشورهای نظامی و اطلاعاتی، براین مؤلفه ها اتکا دارد. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر ساختارهای سنتی و ایدئولوژیک، شبکههای منطقهای و نرمافزارهای گفتمانی، تلاش کرده است قدرت خود را درقالب یک «جنگ ترکیبی ایدئولوژیک» بازتعریف کند. درجنگ ۱۲ روزه اخیر، این مواجهه به نقطه اوج رسید و صحنه تقابل میان ایدئولوژی و تکنولوژی در برساخت نوینی از باز باورهای ایران تمدنی در برابر گفتمان قدرت با رویکرد غربی، فراهم شد.
۱. میدان دیپلماسی: تبارز «دیپلماسی مقاومتی» در مقابل «دیپلماسی نمایشی»
در روزهای آغازین جنگ، تلاشهای آمریکا و اسرائیل برای اجماع سازی جهانی در قالب «دیسکو دیپلماسی» (دیپلماسی پر زرق و برق رسانهای) با واکنش نرم ولی قاطع از سوی ایران مواجه شد. تبارز مجدد بیان دپلماتیک ایران (عباس عراقچی به عنوان چهره دیپلماتیک نظام)، نشان داد که جمهوری اسلامی قصد دارد مسیر دیپلماسی را نه بهعنوان ابزار تسلیم، بلکه بستری برای مقاومت گفتمانی پیش ببرد. دیپلماسی ایران در این جنگ، بر پایه صدور گفتمان «اقتدار از درون» و «امت اندیشی منطقهای» بنا نهاده شد. روند دپلماسی بیمار غربی که بر شالوده ی چهار وجهی ذیل استوار شده بود، بسیار هیاهویی، تهدیدی، خشونت محور و « آقا بلی» گونه بود:
۱. حنجره سرخ
۲. چهارچوب گریزی
۳. تناقض افزایی
۴. تلنگر دادن و ناروایی
این به اصطلاح به میدان براوردن «گاوهای قرمزستیز اسپانیایی» پیامد جنگ را در انتظار مردم در همان آغازین دم یورش ناگهانی و اعلام ناشده ی رژیم صهیونیستی مبنای دیگری بخشید. انصافا اگر از شر کشنده جنگ و حمله اسرائیل بگذریم، مفاد سیاسی و مبنایی آن باعث شد که در همه کشورهای غربی، مخالفان جمهوری اسلامی و طرفداران فرزند شاه سابق، با اظهارات و پیش داوری های خنگ؛ دریک برامد نابهنگام گرفتار افت شدید و نفرت همه شمول ایران تباری شدند. ادبیات گفتاری و ضد جمهوری اسلامی به حنجره دفاع از سرزمین و ارزش های تاریخی ایران برگشت یافت. همچنان احساس ملی و ایرانی چون سبزه های نوروزی دردامنه ی ایران تمدنی سبز شد. آیت الله خامنه ای در صدر نظام جلوه های دیگری یافت و آرامش حکیمانهی ایشان نگرانی عامه در ایران را به امید و ثبات پیوند زد. فرزانگی و بیان شجاعانهی گوینده بانوی صدا و سیما در زیر انفجار راکتهای اسرائیل، غرب را در برابر مردم خود بویژه جوانان و زنان گرفتار تناقضات فراوان گفتاری، تبلیغاتی نمود. از همین وضعیت سطح انسجام مخالفان جهانی ایران به پریشانی مواجه گشت و تعبیر تازهای در اروپا پیش آمدکه نبرد منطق بشری ایران و زوزه های نهفته در هوچیگری و منطق ناپذیری غربی به گونه بی پیشینهای انکشاف یافت.
۲. میدان جنگ روانی: از انفجار معنا تا انهدام رسانهای
در میدان جنگ روانی، اسرائیل و متحدانش کوشیدند با حجم بالای عملیات رسانهای، افکار عمومی منطقه را علیه ایران تحریک کنند. اما راهبرد رسانهای ایران با تکیه بر تلفیق روایات سیاسی ـ مذهبی، پیوندهای هویتی منطقهای و بسیج افکار عمومی شیعی و ضدصهیونیستی، موفق شد جنگ روانی را به سود خود برگرداند. استفاده از ابزارهایی همچون شبکههای مجازی غیردولتی، خطبههای سیاسی علما، و تولیدات محتوایی در یمن، عراق و لبنان، جنگ معنا را به نفع ایران تغییر داد. در میان افراد درجهدار سیاسی نهادهای معتبر مربوط به ساختار دولتی و نظام بین الملل رویکرد ضد صهیونیستی زیر شعار «نتانیاهوی کودک کش و قاتل زنان و پیرمردان» به آوازه و پیام غالب تبدیل گردید.
در تاریخ ۱۶ جون برابر ۲۶ جوزا/خرداد ماه ۱۴۰۴ خورشیدی حماسه پیداری گوینده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران خانم سحر امامی خود یک رستاخیز تازه ای بود که جهان شبکه ای در نظام رسانه ای را افسون نمود. او در تاریخ ۱۶ ژوئن ۲۰۲۵ (۲۶ جوزا/خرداد ۱۴۰۴)، هنگام اجرای زنده خبر در شبکه خبر صدا و سیما (IRINN)، درگیر بمباران از سوی اسرائیل شد و علی رغم انفجار و پخش شدن دود و آوار در استودیو، برخلاف انتظار، صحنه را ترک نکرد و حتی پس از انتقال به استودیوی دیگری ادامه پخش را انجام داد. اقدامی که در گونه درستین و راستین مورد توجه رسانههای داخلی و بینالمللی قرارگرفت و ژست و مماشات او به نمادی از ایستادگی هم در نهاد زنان و هم در تعهد رسانه ای جهان بدل شد.
• برخی منابع موزی و معتبر خارجی مانند AP News گزارش کردند که «سحر امامی، مجری شبکه IRIN در حین پخش زنده با صدای انفجار مواجه شد و فوراً صحنه را ترک کرد! اعلام این دروغ برخاسته از حسادت خود در غالب کشورهای غرب، نفرت انگیز شد و چشم داران روی زمین بیان حماسی و ایستادگی او را با چشم روشننگر خود دیدند و برای همین بود که برخی رسانه های عالم او را محور شجاعت و … خواندند.
• رسانههایی مانند The New Arab و Financial Times او را «شیرزن ایرانی» و نماد مقاومت رسانهای خواندند. جای آنداشت و انتظار میرفت که شخص جناب رهبر ایران ایشان را «ماندانای ایران» و «سحر آرتادخت»، «سحر آتوسا ایراندخت» یا «سحر امامی ایرانپور» می خواندند و صدا و سیمای ایران را به نام و تصدی او ماهیت می بخشیدند.
• دیگر عرصه ی گفتمان قدرت تمدنی با ایران محوری بود که تلاش های وزیرخارجه ایران جناب سید عباس عراقچی، گفتگو گردان ایران در مذاکرات ترفندی غرب، با وقار و سزاواری موضعگیری کشورش را بخوبی و شایستگی پاسداری نمود. این نیز درحد بلندی قابل قدر و پاداش است. افزون بر کار رسمی و پوزیشن ایشان، این نیز بجا باشد که ایشان را «حنجره مقاومت» در جنگ ایدیولوژی با تکنولوژی نامآور بدارند.
۳. میدان تکنولوژیک: پارادوکس فناوری و ایمان
در رویکرد نظامی، رژیم اسرائیل با تکنولوژی برتر سایبری، سامانههای دفاعی پیشرفتهای چون گنبد آهنین و اطلاعات ماهوارهای، وارد جنگ شد. اما درمقابل، ایران و متحدانش با بهرهگیری از جنگافزارهای ارزان، اما موثر (پهپادهای انتحاری، موشکهای نقطهزن، جنگ سایبری ضدسیستمهای GPS نشان دادند که تکنولوژی هرگز کافی نیست. آنچه این عدم توازن را جبران کرد «ایمان عملیاتی» ، «منطق سهل شهادت» و سازه های بلند آیدیولوژیک در منظومه ی باور ملت برای ایستادگی، آزادگی و پایداری در صفوف نیروهای مقاومت بود؛ امری که پارادایم تکنولوژی محور را به چالش کشید. امتیاز تکنولوژی به نفع آمریکا در خاورمیانه( اسرادیل) باور کاذب ایجاد نموده بود؛ پاسخ های مرحله وار دستگاه تکنولوژی جنگی ایران شکست های میدانی فلسطین، لبنان، سوریه و محور مقاومت را بهخوبی تلافی نمود. ایران در مرسومهی جنگ و دادوستد آتش، کمتر تحمل کرد و بیشتر تحمیل نمود.
۴ . پیروزی در جنگ چندین لایه با سرمایه ایدئولوژیک
جمهوری اسلامی ایران در این نبرد نه تنها در سه چهار میدان یاد شده وارد شد، بلکه موفق شد این میادین را در سطح کلنگر به هم پیوند بزند و از آن به عنوان ابزار اعمال قدرت ترکیبی استفاده کند. قدرت ایدئولوژیک ایران نه تنها درهمافزایی بین دیپلماسی و میدان جنگ مؤثر بود، بلکه خود را در باز تعریف معنای پیروزی و مقاومت نیز به نمایش گذاشت. ایران مذاکرات سیاسی را به نفع خود رقم زد، دیالوگ گرم جنگ را به نتیجه یک بر دو به سود خویش به پایان برد، منطق اعتنا به موازین بین المللی جنگ را با فرزانگی رعایت نمود، شکست را بر آمریکا و اسرائیل حتمی و عینی ساخت و سرانجام نام تاریخی و تمدنی ایران را بر پیشانی روزگار نقش نمود. اقتضای هزینه های بلند غرب برای شکست دادن و تحقیر ایران به مقتضای شرم آورترین رویکرد بزدلانه آمریکای خاورمیانه با کمان های میل بر زمین برگشتند و با زوزه کشیدن دردناک به غارهای خود خزیدند.













