از میدان جنگ تا صندوق رأی: شکست جمهوری خواهان در سایه جنگ ایران
سخن سردبیر
شکست جمهوری خواهان در انتخابات میان دورهای آمریکا، بحث درباره هزینههای جنگ با ایران را به مرکز سیاست داخلی این کشور کشانده است. دموکراتها کنترل هر دو مجلس نمایندگان و سنا را به دست آوردهاند و دونالد ترامپ اکنون باید ادامه دوره ریاست جمهوری خود را با کنگرهای اداره کند که اکثریت آن در اختیار مخالفانش قرار دارد. این نتیجه، توازن قدرت در واشنگتن را تغییر داده و برای کاخ سفید محدودیتهای تازه ای ایجاد کرده است.
جنگ با ایران یکی از عوامل مهم این شکست معرفی شده است؛ جیدی ونس، معاون رئیس جمهور، پس از اعلام نتایج انتخابات صریحاً گفت که دلیل اصلی شکست جمهوری خواهان جنگ بوده است. ترامپ نیز نقش این جنگ را در نتیجه انتخابات پذیرفت، هرچند همچنان از تصمیم خود برای آغاز عملیات نظامی دفاع کرد و گفت اگر شرایط دوباره تکرار شود، همان تصمیم را خواهد گرفت. همین اختلاف در ارزیابی هزینه و فایده جنگ، شکاف در اردوگاه جمهوری خواهان را آشکارتر کرده است.
برای فهم این شکست باید به فضای اقتصادی و اجتماعی آمریکا نیز توجه کرد. جنگی که قرار بود در مدت کوتاهی به نتیجه برسد، ماهها ادامه پیدا کرده و افزایش قیمت سوخت و فشار بر هزینههای زندگی را به یکی از دغدغههای جدی رأی دهندگان تبدیل کرده است.
در نظرسنجی انتخاباتی شبکه ایبیسی، ۳۴ درصد رأیدهندگان گفتهاند جنگ ایران در تصمیم انتخاباتی آنان نقشی تعیینکننده داشته؛ در همان نظرسنجی، ۴۹ درصد هزینههای زندگی و ۵۴ درصد فساد دولتی را از عوامل مهم رأی خود دانستهاند. این ارقام نشان میدهد که جنگ در کنار نارضایتی اقتصادی و بی اعتمادی سیاسی، به شکل گیری موج مخالفت با جمهوری خواهان کمک کرده است.
بنابراین، تقلیل شکست انتخاباتی این حزب به یک عامل، تصویر کاملی از واقعیت ارائه نمیکند؛ با این حال، جنگ به مسئلهای تبدیل شده که دیگر نمیتوان آن را از محاسبات انتخاباتی کاخ سفید جدا کرد.
اکنون مهمترین تحول سیاسی در واشنگتن، انتقال کنترل کنگره به دموکراتهاست. چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنا، اعلام کرده است که این جنگ باید پایان یابد و حزب او میتواند از اختیار کنگره در تصویب بودجه برای محدودکردن عملیات نظامی استفاده کند.
حکیم جفریز نیز که با آغاز دوره جدید کنگره در جایگاه رئیس مجلس نمایندگان قرار خواهد گرفت، کاهش هزینههای زندگی را در صدر برنامههای دموکراتها قرار داده است. این مواضع نشان میدهد که دموکراتها قصد دارند فشار سیاسی بر دولت ترامپ را از چند مسیر دنبال کنند: مخالفت با ادامه جنگ، نظارت بر هزینههای نظامی، بررسی تصمیمهای کاخ سفید و پیگیری آثار اقتصادی سیاست خارجی دولت.
البته پیروزی دموکراتها به معنای پایان فوری جنگ نیست. رئیس جمهور آمریکا همچنان اختیارات گستردهای در فرماندهی نیروهای مسلح و تعیین سیاست خارجی دارد و کنگره نیز برای تصویب قوانین محدودکننده با موانع سیاسی و حقوقی روبهروست. با این حال، کنترل بودجه، برگزاری جلسات نظارتی، احضار مقامهای دولتی و بررسی عملکرد وزارت دفاع، ابزارهایی هستند که می توانند هزینه ادامه جنگ را برای دولت افزایش دهند.
اگر دموکراتها بتوانند در این زمینه موضعی هماهنگ داشته باشند، ترامپ برای تأمین منابع مالی عملیات نظامی و توجیه تصمیمهای خود با دشواری بیشتری روبهرو خواهد شد. این فشار ممکن است به بازنگری در شیوه اداره جنگ منجر شود، هرچند نمیتوان آن را بهتنهایی تضمینی برای توقف درگیریها دانست.
شورای روابط خارجی در داخل حزب جمهوری خواه نیز اختلاف بر سر جنگ وارد مرحله حساس تری شده است. ونس که پیش از ورود به کاخ سفید از منتقدان جنگهای طولانی و پرهزینه آمریکا به شمار میرفت، اکنون شکست انتخاباتی حزب را مستقیماً به جنگ ایران نسبت میدهد.
این موضع با دفاع ترامپ از تصمیم نظامی خود فاصله دارد. رئیسجمهور حاضر نیست مسئولیت شکست را بهطور کامل بپذیرد و همچنان بر این باور است که اقدام علیه ایران ضروری بوده است. چنین اختلافی برای حزب جمهوریخواه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا این حزب باید همزمان درباره ادامه جنگ، رابطه با پایگاه رأیدهندگان، آینده رهبری سیاسی و انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ تصمیم بگیرد.
ونس در این میان موقعیت پیچیدهای دارد. او از یک سو معاون رئیس جمهور و عضو اصلی دولت ترامپ است و از سوی دیگر میکوشد خود را سیاستمداری معرفی کند که نسبت به هزینههای جنگ و خواستههای رأی دهندگان حساسیت دارد. انتقاد از جنگ می تواند برای او در میان بخشی از رأی دهندگان جمهوری خواه امتیاز ایجاد کند، اما فاصله گرفتن بیش از اندازه از ترامپ نیز ممکن است حمایت بخش مهمی از جنبش ماگا را از او دور کند.
آینده جمهوری خواهان به نحوه مدیریت همین تعارض بستگی دارد. بخشی از این حزب همچنان بر قدرت نظامی آمریکا و ضرورت مهار ایران تأکید دارد و گروهی دیگر نگراناند که ادامه درگیری، منابع مالی کشور را مصرف کند و رأی دهندگان ناراضی را بیش از گذشته از حزب دور سازد.
این اختلاف ممکن است در ماههای آینده بر انتخاب رهبران جدید جمهوری خواهان در کنگره، ترکیب تیم سیاسی ترامپ و حتی موقعیت وزیر دفاع اثر بگذارد. در مجلس نمایندگان نیز کنارهگیری مایک جانسون از تلاش برای حفظ جایگاه رهبری، نشانهای از آشفتگی در ساختار سیاسی جمهوریخواهان پس از شکست انتخاباتی است. رقابت برای تعیین رهبران جدید، هم زمان با اختلاف بر سر جنگ و ارزیابی عملکرد دولت، میتواند روند بازسازی حزب را دشوار کند.
برای ترامپ، مسئله اصلی اکنون حفظ ابتکار عمل در سیاست داخلی و خارجی است. او با کنگرهای روبهرو خواهد شد که احتمالاً درباره هزینههای جنگ، عملکرد نهادهای امنیتی و نظامی، تصمیمهای اقتصادی و سیاستهای مهاجرتی دولت تحقیق و نظارت بیشتری انجام میدهد. دموکراتها نیز می دانند که اکثریت پارلمانی بهتنهایی برای اجرای همه وعدههای انتخاباتی کافی نیست؛ آنان برای عبور از وتوی رئیسجمهور و تصویب برخی طرحها به همکاری بخشی از جمهوری خواهان نیاز دارند. با این حال، قدرت نظارتی و امکان متوقفکردن یا محدودساختن بودجه برخی برنامهها، موقعیت آنان را در برابر کاخ سفید تقویت میکند.
از سوی دیگر، جنگ ایران برای دولت ترامپ به یک مسئله دوگانه تبدیل شده است. یعنی عقب نشینی بدون دستیابی به نتیجهای که بتوان آن را پیروزی معرفی کرد، ممکن است اعتبار سیاست خارجی دولت را زیر سؤال ببرد؛ ادامه جنگ نیز میتواند نارضایتی عمومی و فشار اقتصادی را تشدید کند. این وضعیت فضای تصمیمگیری کاخ سفید را محدود کرده است.
در چنین شرایطی، هر تحول نظامی یا افزایش قیمت انرژی میتواند دوباره به موضوعی انتخاباتی در آمریکا تبدیل شود. تهران نیز باید بداند که اختلافات داخلی واشنگتن لزوماً به معنای تغییر فوری سیاست آمریکا در قبال ایران نیست. ممکن است دموکرات ها با ادامه جنگ مخالفت کنند، اما در موضوعاتی مانند برنامه هستهای ایران، امنیت اسرائیل و حضور منطقهای جمهوری اسلامی با جمهوری خواهان اختلاف بنیادین نداشته باشند.
بنابراین، نباید از تغییر ترکیب کنگره انتظار چرخش کامل در سیاست آمریکا داشت. آنچه اکنون روشن است، افزایش هزینه سیاسی جنگ برای ترامپ و دشوارتر شدن تصمیم گیری یک جانبه در واشنگتن است.
انتخابات میان دورهای نشان داد که رأی دهندگان آمریکایی حاضر نیستند آثار اقتصادی و امنیتی یک جنگ طولانی را بدون واکنش سیاسی بپذیرند. ترامپ ممکن است همچنان بر موضع خود پافشاری کند، اما از این پس هر تصمیم درباره ادامه جنگ باید با فشار بیشتر کنگره، اختلاف درونحزبی و حساسیت افکار عمومی سنجیده شود.
شکست جمهوری خواهان، مسیر سیاست داخلی آمریکا را تغییر داده و جنگ ایران اکنون یکی از مهمترین آزمونهای دولت ترامپ در ادامه دوره ریاست جمهوری اوست.
نویسنده: سردبیر آژانس خبری صدای پامیر













