نتانیاهو و آیزنکوت: اختلاف در روش، اشتراک در هدف
مهدی حسینی
دلخوش کردن به اینکه با آمدن یا رفتن مهرههایی چون نتانیاهو یا رقبایی مثل آیزنکوت در ساختار سیاسی اسرائیل تغییری بنیادین در میدان نظامی و امنیتی علیه ایران و منطقه رخ خواهد داد، یک خطای بزرگ محاسباتی و سطحی نگری است. چرا که دعوای میان جناح های تلآویو صرفاً بر سر روشها و مدیریت داخلی است و نه راهبرد کلان امنیتی، و چهره ها تنها مجریان دستورکارهایی هستند که در لایههای پنهان تر و بر اساس یک دکترین ثابت ایدئولوژیک و صهیونیستی ریل گذاری شدهاند.
هدف غایی و راهبردی پشت پرده این ماشین جنگی، فراتر از تغییر رفتار سیاسی، نابودی یا مهار ساختاری تمدن بزرگ ایران است، چون استراتژیست های تلآویو و حامیان شان به این نتیجه رسیدهاند که جغرافیا، تاریخ، جمعیت و نفوذ منطقهای ایران یک تهدید ذاتی برای منافع آن هاست و به کمتر از فروپاشی این مرزوبوم و تحقق رویای خطرناک ایران چند پاره و تجزیه شده به واحد های قومیتی ضعیف رضایت نمی دهند.
آنها خوب می دانند که قدرت واقعی ایران تنها در موشک و پهپاد خلاصه نمی شود، بلکه ریشه در هویت تاریخی، زبان فارسی و پیوندهای عمیق تمدنی این ملت دارد. به همین دلیل، هدف اصلی ترکش های ترکیبی، سایبری و امنیتی آنها، تهی کردن ایران از درون و ضربه زدن به عقبه فرهنگی و تمدنی اش است تا دیگر هیچ گاه کشوری مستقل و تمدن ساز در معادلات جهانی قد علم نکند.
بنابراین، به باور من، دعوای سیاسی در تلآویو میان کبوترها و بازها نیست، جنگی استراتژیک برای تغییر ژئوپلیتیک و تمدنی ایران است. حقیقتی خشن و عریان که نشان می دهد هوشیاری راهبردی ما نباید اسیر بازی های سطحی دموکراسی نمایانه صهیونیستی شود، بلکه باید روی تقویت بنیان های قدرت، خنثی سازی توطئه های تجزیه طلبانه و حفظ تمامیت ارضی و تمدنی ایران متمرکز بماند.
لذا، میزان جنگ طلبی و ساختار فکری بنیامین نتانیاهو در برابر گادی آیزنکوت، ما را با دو الگوی کاملاً متفاوت اما در عین حال هم راستا در هدف نهایی صهیونیسم روبهرو می کند. تفاوتی که دعوای آن ها را نه بر سر اصل ضربه زدن به ایران، بلکه بر سر مکانیسم، زمان بندی و هوشمندی ابزارهای ضربه تعریف می کند.
بنیامین نتانیاهو، سیاستمداری است که تمام حیات سیاسی اش بر پایه بحران سازی دائم، پرچم داری ایدئولوژی حداکثری و پوپولیسم امنیتی بنا شده است. او شخصیت یک بازیگر قمارباز و اقتدارگرا را دارد که برای حفظ بقای شخصی خود و فرار از دادگاههای فساد، ابایی از به آتش کشیدن کل منطقه ندارد. از نظر جنگ طلبی، نتانیاهو معتقد به جنگ های فرسایشی گسترده، تهاجم همه جانبه، نمایش قدرت عریان و تحریک مستقیم است. او ساختار داخلی اسرائیل را به سمت قطبی شدن شدید، حاکمیت جریان های افراطی و مذهبی صهیونیسم دینی سوق داده و امنیت را به بقای شخص خود گره زده است.
به این معنا که نتانیاهو همیشه به دنبال جنگ بی مرز و بحران کنترل نشده است تا در سایه آن، توجه ها از ضعف های داخلی اش منحرف شود.
در نقطه مقابل، گادی آیزنکوت نماینده تکنوکرات های نظامی، امنیتی و سیستماتیک است. او به عنوان رئیس پیشین ستاد کل ارتش، برخلاف نتانیاهو، فردی سرد، محاسبه گر، سیستم گرا و معتقد به جنگ ترکیبی، پنهان و هوشمند است. آیزنکوت اهل هیاهوهای سیاسی پوپولیستی نیست، اما جنگ طلبی او به مراتب از نظر سیستمی خطرناک تر و سازمان یافته تر توصیف می شود. او به جای درگیری های نمایشی و پرهزینه، معتقد به ضربات دقیق، جنگ سایبری، فرسایش دراز مدت زیر ساخت ها، ایجاد ائتلاف های منطقه ای با چراغ خاموش و هماهنگی تنگاتنگ با دکترین امنیتی ایالات متحده است.
ساختار داخلی مد نظر آیزنکوت، بازگشت به الگوهای حاکمیت نظامی و امنیتی، ترمیم سیاست های داخلی اسرائیل و کاهش قدرت افراطیون مذهبی کابینه نتانیاهو است تا دولت بتواند با انسجام بیشتری اهداف استراتژیک خود را پیش ببرد.
بنابراین، تفاوت اصلی این دو در میدان عمل این است که نتانیاهو با جنگ طلبی پرهزینه، نمایشی و بحران ساز، اسرائیل را درگیر فرسایش روانی و داخلی می کند، در حالی که آیزنکوت با رویکردی امنیتی، منظم و تکنوکراتیک، به دنبال بهینه سازی ماشین جنگی اسرائیل برای یک مبارزه سیستماتیک و درازمدت است. اما هر دو در یک نقطه اشتراک مرگبار دارند. هر دو بقای اسرائیل و هژمونی آن را در گروی تضعیف ریشهای و مهار ساختاری تمدن و قدرت منطقهای ایران می بینند.
در نتیجه، دعوای نتانیاهو و آیزنکوت در اسرائیل، دعوای میان دو مدل دشمنی است. یکی با سر و صدا و بحران سازی و دیگری با برنامه ریزی آرام و خطرناک تر. اما هدف هر دو یک چیز است. آنها می خواهند ایران بزرگ و قدرتمند را تضعیف کنند.
پس نباید گول این بازی های سیاسی را بخوریم. جواب اصلی ما به این نقشهها، قوی شدن از درون و ساختن چنان قدرت بازدارندهای است که هیچ کس حتی جرات نکند رویای شکست دادن یا تکه تکه کردن ایران را به سر بپذیرد.
نویسنده: مهدی حسینی، تحلیلگر آژانس خبری صدای پامیر













