• امروز : یکشنبه, ۵ میزان ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 27 September - 2026
کل 11681 امروز 10

اخبار ویژه

رئیس مرکز اتباع ایران: کودکان مهاجر با نقص مدارک اقامتی، در صورت اقامت والدین از تحصیل محروم نمی‌شوند کمیشنر عالی پناهندگان: شمار عودت‌کنندگان به افغانستان تا پایان سال به ۸ میلیون نفر می‌رسد وزیر خارجه ایسلند خطاب به نتانیاهو: بزدلان اخلاقی کسانی‌اند که قوانین بین‌المللی را نقض می‌کنند لاوروف: ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران و خانواده ایشان غیر قابل‌ قبول است ۷۰ شرکت بزرگ تصفیه آب در افغانستان: نگرانی باشندگان کابل از کیفیت آب مراسم یادبود نسل‌کشی هزاره‌ها در پارلمان کاتالونیا اسپانیا پی‌گیری شد جبهه مقاومت ملی: طالبان با اسیران جنگی و زندانیان سیاسی رفتار غیرانسانی دارد عطامحمد نور: جوانان را برای خوشی بیگانگان به کام مرگ نفرستید دیپلمات: پاکستان در پی بازگرداندن نفوذ از دست‌رفته خود در افغانستان است وزارت عدلیه طالبان: بیش از چهار میلیون جریب زمین امارتی شناسایی و مسترد شد علی فیاض: حزب‌الله با وجود ضربات سنگین اسرائیل همچنان پابرجاست غریب‌آبادی: ایران اهل گفت‌وگو است، اما تسلیم فشارها نمی‌شود در شش ماه، برای بیش از ۸۶ هزار افغان تذکره کاغذی خدمات ارائه شد جایشانکار در واکنش به خبرنگار پاکستانی: یک کشور تروریستی این پرسش را مطرح می‌کند قزاقستان: امنیت و ثبات افغانستان برای آسیای مرکزی حیاتی است

♥44

افغانستان؛ بازیچه قدرت‌ها در چرخه بی‌پایان رقابت و تروریست‌پروری

  • کد خبر : 81298
  • 19 میزان 1404 - 14:42
افغانستان؛ بازیچه قدرت‌ها در چرخه بی‌پایان رقابت و تروریست‌پروری
افغانستان در پنج دهه اخیر، به صحنه‌ای از رقابت‌ قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای بدل شده است؛ کشوری که می‌توانست بستر شکوفایی فرهنگ و تمدن باشد، اما در دام سیاست‌های نیابتی و تروریست‌پروری گرفتار آمده است. از کودتای داوود خان تا بازگشت طالبان، تاریخ معاصر افغانستان روایت چرخه‌ای تکراری از مداخله، خشونت و خیانت است که هنوز پایانی برای آن متصور نیست.

آژانس خبری صدای پامیر

 

افغانستان؛ بازیچه قدرت‌ها در چرخه بی‌پایان رقابت و تروریست‌پروری

به قلم عبدالحمید ناطقی

 

مقدمه

بی‌تردید، افغانستان در گذرگاه پرتلاطم تاریخ معاصر، به‌ویژه در پنج دهه اخیر، عرصه «بازی‌های شوم» قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای بوده است. این سرزمین کهن، که می‌توانست کانون تمدن و فرهنگ باشد، در گرداب منافع بیرونی اسیر شد و مردم آن، قربانیان اصلی این نبرد نابرابر شدند. چرخه باطل خشونت و ویرانی، از کودتایی تا کودتای دیگر، تا به امروز در حال چرخش است و خون مردم این دیار را می‌مکد.

 

از کودتا تا میدان نبرد جنگ سرد

تراژدی زمانی آغاز شد که سردار داوود خان با برچیدن نظام شاهی و بنیان‌گذاری جمهوری، کوشید نقش مردم را در ساختار سیاسی کشور برجسته سازد. او با بلندپروازی‌های سیاسی و عمرانی، جهشی در حکومت‌داری ایجاد کرد، اما برای پیشبرد برنامه‌هایش به پشتیبانی مالی نیاز داشت.

گرایش او به همکاری با غرب، حساسیت بلوک شرق را برانگیخت و در نهایت، زمینه برای دخالت جریان‌های وابسته به قدرت‌های بیرونی فراهم شد. با روی‌کارآمدن جریان چپ و حضور نظامی شوروی سابق در افغانستان، ایالات متحده نیز در چارچوب سیاست «سد نفوذ کمونیسم» وارد میدان رقابت شد. افراط‌گرایی ایدئولوژیک در حکومت تازه‌تأسیس، مخالفت گسترده داخلی را برانگیخت و کشور را به میدان نبرد نیابتی شرق و غرب بدل کرد.

 

جهاد؛ نبردی که به جنگ نیابتی بدل شد

حکومت مورد حمایت شرق با مقاومت داخلی روبه‌رو بود؛ مقاومتی که اهداف آن با سیاست‌های مهار کمونیسم در غرب هم‌سو شد. آمریکا با همکاری پاکستان و عربستان، تحت عنوان «جهاد»، گروه‌های ناراضی را سازمان‌دهی و با پشتیبانی مالی و تسلیحاتی، «مجاهدین» را پدید آورد.

این نبرد، اگرچه در ظاهر با فداکاری مردم افغانستان پیش می‌رفت، در حقیقت جنگی نیابتی بود که قدرت‌های بزرگ از احساسات پاک مردم و ناآگاهی رهبران داخلی از مناسبات بین‌المللی، بهره می‌بردند. نتیجه این جنگ، آوارگی میلیون‌ها انسان، نابودی زیرساخت‌ها و فروپاشی بنیان‌های اجتماعی و فرهنگی بود. در نهایت، پیروزی مجاهدین، اگرچه پایان یک سلطه تلقی شد، اما برای مردم افغانستان، آغاز فصلی تازه از رنج و بی‌ثباتی بود.

 

پیروزی مجاهدین؛ آغازی بر فاجعه‌ای تازه

این پیروزی، پایانی بر کابوس نبود. مجاهدین که فاقد تجربه‌ی حکومت‌داری و شناخت روابط جهانی بودند، به‌سرعت درگیر جنگ‌های داخلی شدند. این درگیری‌ها ساختارهای باقی‌مانده‌ی دولت را از میان برد و بذر نفاق قومی و مذهبی را در کشور کاشت. در نتیجه‌ی این هرج‌ومرج، پدیده‌ای نوظهور به نام «طالبان» سر برآورد که امروز به معضلی جهانی بدل شده است.

 

طالبان؛ میوه تلخ بی‌ثباتی

طالبان به عنوان محصول ناامنی و آشوب، از مدارس مذهبی در آن‌سوی مرزها برخاست و از آغاز، زیر نفوذ و حمایت برخی کشورهای منطقه قرار داشت. این گروه با شعار تأمین امنیت و پایان دادن به هرج‌ومرج – که واقعاً مردم از آن به ستوه آمده بودند – از قندهار ظهور کرد و با حمایت‌های سیاسی، نظامی و مالی گسترده، بخش بزرگی از کشور را در اختیار گرفت.

حاکمیت آنان با سرکوب فرهنگی و اجتماعی همراه شد و افغانستان را به پناهگاه گروه‌های افراطی، از جمله القاعده، تبدیل کرد. حضور القاعده و وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر، زمینه حضور نظامی ایالات متحده در افغانستان را فراهم آورد و نظمی با حمایت جامعه جهانی شکل گرفت که نزدیک به دو دهه ادامه داشت.

 

دو دهه حضور آمریکا؛ فرصت‌ها و خیانت‌ها

ورود آمریکا در آغاز با استقبال گسترده مردم مواجه شد و فضا برای رشد آموزش، حکومت‌داری مدرن و آزادی‌های مدنی گشوده شد. اما این دوران طولانی نپایید. رقابت‌های منطقه‌ای دوباره شعله‌ور شد و طالبان با حمایت برخی کشورها تجدید قوا کردند. فساد گسترده در دولت مورد حمایت غرب، زمینه بازگشت طالبان را فراهم ساخت. در نهایت، خروج شتاب‌زده آمریکا و توافق‌های پشت‌پرده، راه را برای تسلط دوباره طالبان هموار کرد و بسیاری از دستاوردهای دو دهه گذشته را بر باد داد.

 

افغانستان امروز؛ بازگشت به نقطه آغاز

طالبان بار دیگر بر اریکه قدرت تکیه زده‌اند، اما رفتار و سیاست‌هایشان نشان می‌دهد که در ماهیت تغییری نکرده‌اند. حذف زنان از عرصه عمومی، بستن دروازه مکاتب و دانشگاه‌ها به روی دختران، نقض گسترده حقوق بشر و میزبانی از گروه‌های افراطی، آینده‌ای مبهم برای کشور رقم زده است. این وضعیت، افغانستان را نه‌تنها برای شهروندانش، بلکه برای منطقه و جهان به منبع نگرانی بدل کرده است.

 

حملات مرزی؛ نقض حاکمیت یا نتیجه میزبانی افراط‌گرایان؟

حملات هوایی پاکستان بر خاک افغانستان، از یک‌سو نقض آشکار حاکمیت ملی است و از سوی دیگر، پیامد طبیعی حضور گروه‌های تندرو در خاک کشور. تا زمانی که افغانستان پناهگاه امن برای سازمان‌های افراطی باقی بماند، امنیت داخلی و تمامیت ارضی آن در خطر خواهد بود. همان‌گونه که در دهه‌ی نود میلادی، میزبانی از القاعده فاجعه‌ای جهانی آفرید، اکنون نیز بیم آن می‌رود که تاریخ تکرار شود.

 

سخن پایانی؛ چرخه معیوب

افغانستان امروز فاقد حکومتی مشروع و مورد پذیرش بین‌المللی است. حکومت طالبان که در فهرست گروه‌های تحریم‌شده جهانی قرار دارد، نه تنها قادر به تأمین رفاه مردم نیست، بلکه با سیاست‌هایش بحران را تشدید می‌کند.

ابن‌خلدون باور داشت که اگر علل یک رویداد تاریخی دوباره فراهم شود، تاریخ تکرار خواهد شد. اکنون نیز به نظر می‌رسد افغانستان در آستانه تکرار همان تراژدی‌های گذشته قرار دارد.

آینده‌ی کشور در گرو شکستن این چرخه معیوب و ایجاد حکومتی فراگیر و مردمی است که منافع ملی را بر هر چیز دیگری مقدم بدارد. تا آن روز، مردم مظلوم افغانستان همچنان قربانی «بازی‌های نیابتی» و «تروریست‌پروری» خواهند بود.

 

 

عبدالحمید ناطقی | آژانس خبری صدای پامیر

لینک کوتاه : https://pamiragency.com/?p=81298

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.