ایران، طالبان و پاکستان؛ نشست تهران در بحرانهای فرامرزی
شهابالدین فاضل
مقدمه:
ایران ماه آینده میزبان نشستی منطقهای با حضور کشورهای همسایه از جمله روسیه و چین خواهد بود تا تنشها میان پاکستان و طالبان افغانستان را کاهش دهد و راهکارهایی برای تقویت ثبات منطقه بررسی کند. سعید خطیبزاده، معاون وزیر و رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت خارجه ایران، اعلام کرد که این نشست با هدف بررسی راهکارهایی برای حمایت از ثبات در افغانستان و رفع برخی اختلافات میان کشورهای همسایه برگزار میشود.
وی همچنین تأکید کرد که پیش از نشست، امکان برگزاری گفتوگوها و دیدارهای سطح بالا میان ایران و دیگر کشورهای منطقه فراهم است و به گفته او، دو طرف دلایل متعددی برای گفتگو در بالاترین سطح دارند.
افزایش نقش ایران در مدیریت شکافهای امنیتی افغانستان و پاکستان
برگزاری نشست منطقهای به میزبانی ایران با حضور پاکستان، طالبان افغانستان، روسیه و چین، یک تحول مهم در معماری امنیتی جنوب و مرکز آسیاست و نشان میدهد تهران تصمیم گرفته از نقش تماشاگر خارج شود و به بازیگر تعیینکننده در مدیریت بحران افغانستان و مهار تنش میان اسلامآباد و طالبان تبدیل شود. این نشست ایران را وارد مرحله دیپلماسی فعال امنیتی میکند و نقش میانجیگر اول منطقه را به تهران میدهد؛ حرکتی حسابشده برای تثبیت جایگاه ایران در برابر رقبایی مانند ترکیه و قطر.
حضور روسیه و چین بیانگر طراحی یک بلوک امنیتی جدید برای چندقطبیسازی مدیریت افغانستان است؛ بلوکی که آمریکا در آن غایب است و پکن و مسکو بهدنبال کنترل تهدیدهای مرزی و حفاظت از منافع اقتصادی و ژئواستراتژیک خود هستند.
این نشست برای پاکستان همزمان فرصت و هشدار است: فرصتی برای کاهش فشار طالبان و هشداری درباره اینکه کنترل سنتی اسلامآباد بر کابل در حال تضعیفشدن است و بازیگران بزرگتری به معادله وارد شدهاند. طالبان با حضور رسمی در چنین نشستهایی از انزوا خارج شده و مشروعیت سیاسی و دیپلماتیک بیشتری میگیرد؛ امری که نگرانیهایی درباره افزایش فضای مانور گروههای همسو مانند تیتیپی ایجاد میکند.
ایران بهعنوان بازیگر مسئول و ضمانتکننده ثبات منطقه
این نشست پیامی روشن به آمریکا و هند دارد: امنیت افغانستان دیگر در غرب تعیین نمیشود و مدیریت بحران به محور تهران–مسکو–پکن منتقل شده است؛ محوری که هند را نیز از حلقه تصمیمسازی بیرون نگه میدارد.
نشست تهران نقطه آغاز یک چارچوب امنیتی جدید در منطقه است، اما تا زمانی که طالبان فاصلهگذاری عملی با گروههای تندرو انجام ندهد، این روند در کنار دستاوردهای دیپلماتیک، خطر مشروعیتبخشی دوباره به شبکههای جهادی را نیز به همراه خواهد داشت.
بنابراین، میزبانی ایران از نشست منطقهای با هدف کاهش تنشهای میان افغانستان و پاکستان تفاوتهای آشکاری با نشستهای مشابه در دیگر کشورها مانند ترکیه دارد. مهمترین وجه تمایز این است که ایران تلاش میکند با مشارکت گسترده منطقهای و جمعی، راهکارهای پایدار برای ثبات و امنیت فراهم کند، نه اینکه صرفاً نقش واسطه یا میزبان محدود داشته باشد. در این چارچوب، تهران بر راهکارهای جمعی و همگرایی کشورهای همسایه تأکید دارد تا حل و فصل اختلافات به شکلی پایدار و همهجانبه انجام شود.
در تمامی یادداشتها و مطالب تولیدی پیرامون این نشست باید بر صلحطلبی ایران و عزم تهران برای آرامش و ثبات منطقه تمرکز شود، بهگونهای که تصویر ایران بهعنوان بازیگر مسئول و متعهد در مسائل امنیتی منطقه تثبیت شود. نکته مهم دیگر، اعتماد افغانستان و پاکستان به ایران است که با استقبال آنها از میزبانی تهران بهوضوح نشان داده میشود. این اعتماد، دستاوردی راهبردی برای ایران محسوب میشود؛ زیرا میتواند بر روابط میان همسایگان و ایجاد فضای مذاکره و تفاهم تأثیر مثبت بگذارد و موقعیت تهران را بهعنوان رکن ثبات منطقه تقویت کند.
سیاست رسانهای ایران باید این پیام را منتقل کند که نشست تهران نماد همکاری منطقهای و عزم جمعی برای امنیت و ثبات جنوب و مرکز آسیا است و ایران نقش فعال و تعیینکنندهای در شکلدهی به معادلات امنیتی دارد.
چگونه نشست تهران و نقش فعال ایران میتواند با وجود چالشهای طالبان، ثبات و امنیت منطقه را تقویت کند؟
با وجود دستاوردهای دیپلماتیک نشست تهران، نگرانیهای جدی درباره رویکرد طالبان همچنان برجسته است. این گروه، اگرچه حضور رسمی و دیپلماتیک خود را نشان میدهد، اما هنوز فاصله عملی با گروههای تروریستی فرامرزی مانند تیتیپی و القاعده ایجاد نکرده است؛ اقدامی که میتواند کل روند ثباتسازی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
طالبان در حالی در نشستها ظاهر میشوند که همزمان فضای اجتماعی و سیاسی برای مشروعیتبخشی به شبکههای جهادی در داخل افغانستان فراهم میکنند؛ عملی که پیامدهای امنیتی گستردهای برای همسایگان دارد و تردید درباره جدیت این گروه در پایبندی به توافقها و تعهدات امنیتی را افزایش میدهد.
علاوه بر این، تجربه دو سال گذشته نشان داده است که طالبان قابلیت کنترل کامل گروههای مسلح و شبهنظامی را ندارند و حضور دیپلماتیک آنها بیشتر جنبه نمایشی دارد تا عملیاتی؛ موضوعی که میتواند اعتماد پاکستان و دیگر بازیگران منطقهای را محدود کند. این تناقض میان نمایش دیپلماتیک و عملکرد واقعی طالبان، یک سیگنال هشداردهنده است، چرا که هرگونه موفقیت نشستها بدون کنترل و مهار جدی گروههای فرامرزی ممکن است به تقویت شبکههای تروریستی و افزایش تهدیدات مرزی منجر شود.
بنابراین، اگر طالبان نتوانند سیاست فاصلهگذاری عملی و شفاف با گروههای مسلح را اجرا کنند، ایران و دیگر کشورهای منطقه مجبور خواهند شد مکانیسمهای نظارتی و فشار جمعی ایجاد کنند تا از مشروعیتبخشی غیرمستقیم به گروههای تروریستی جلوگیری شود. این نکته نشان میدهد پیامد نشست تهران صرفاً محدود به دیپلماسی نیست و موفقیت آن به رفتار عملی طالبان و جدیت آنها در مهار گروههای فرامرزی بستگی دارد؛ در غیر این صورت، خطر بازتولید شبکههای جهادی و تهدید ثبات منطقهای همچنان باقی خواهد ماند و نقش ایران و محور تهران–مسکو–پکن در مدیریت امنیت جنوب و مرکز آسیا با چالش جدی مواجه خواهد شد.
نتیجهگیری:
لذا، نشست تهران نشان داد ایران میتواند نقش فعال و تعیینکنندهای در معماری امنیتی جنوب و مرکز آسیا ایفا کند و با ایجاد یک چارچوب جمعی، ظرفیت کاهش تنش میان افغانستان و پاکستان را دارد. این حرکت، علاوه بر تقویت اعتماد منطقهای به تهران، مسیر جدیدی برای مشارکت چندجانبه کشورهای همسایه و قدرتهای بزرگ فراهم میکند و جایگاه ایران را بهعنوان میانجی قابل اتکا تثبیت میکند.
با این حال، موفقیت بلندمدت نشست وابسته به رفتار عملی طالبان در مهار گروههای فرامرزی است و بدون این کنترل، خطر بازتولید شبکههای جهادی و تهدید ثبات منطقهای همچنان پا برجاست. به همین دلیل، نشست تهران هم فرصت و هم آزمونی برای ایران، طالبان و دیگر بازیگران منطقهای محسوب میشود؛ آزمونی که میتواند آینده امنیت جنوب و مرکز آسیا را شکل دهد. این نشست نمونهای از دیپلماسی فعال، متکی بر همکاری جمعی و تلاش برای ثبات پایدار است که پیامدهای آن فراتر از مرزهای افغانستان و پاکستان خواهد بود.
شهابالدین فاضل | تحلیلگر سیاسی آژانس خبری صدای پامیر














طالبان رفتنی هست ایران نباید روی اینها سرمایه گزاری کنن