• امروز : یکشنبه, ۵ میزان ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 27 September - 2026
کل 11673 امروز 2

اخبار ویژه

دیپلمات: پاکستان در پی بازگرداندن نفوذ از دست‌رفته خود در افغانستان است وزارت عدلیه طالبان: بیش از چهار میلیون جریب زمین امارتی شناسایی و مسترد شد علی فیاض: حزب‌الله با وجود ضربات سنگین اسرائیل همچنان پابرجاست غریب‌آبادی: ایران اهل گفت‌وگو است، اما تسلیم فشارها نمی‌شود در شش ماه، برای بیش از ۸۶ هزار افغان تذکره کاغذی خدمات ارائه شد جایشانکار در واکنش به خبرنگار پاکستانی: یک کشور تروریستی این پرسش را مطرح می‌کند قزاقستان: امنیت و ثبات افغانستان برای آسیای مرکزی حیاتی است درگیری کماندوهای جبهه آزادی و گروه طالبان در ولسوالی کامدیش ولایت نورستان اسحاق‌دار: صلح منطقه در گرو رفع تهدید تروریسم از افغانستان است انفجار در پاکستان بیش از ۴۰ کشته و زخمی برجا گذاشت: تی تی پی مسئولیت انفجار را بر عهده گرفت رحمت‌الله نجیب برای رساندن پیام هبت‌الله به یفتل‌پایان رفت بیش از هشت تُن دواهای تاریخ‌گذشته در کندز از بین برده شد دیفنس سکیوریتی آسیا: ناوهای امریکا از نزدیکی دریای عمان دورتر شده‌اند فعال فرهنگی: تخریب یادواره فردوسی در افغانستان بخشی از حافظه تاریخی کشور را هدف گرفته است تطبیق ۱۱ پروژه انکشافی با هزینه یک میلیون افغانی در پنجشیر

♥24

زلمی خلیلزاد و پروژه احیای طالبان؛ تلاش برای حفظ ویرانه‌ای به نام دوحه

  • کد خبر : 82031
  • 04 عقرب 1404 - 16:28
زلمی خلیلزاد و پروژه احیای طالبان؛ تلاش برای حفظ ویرانه‌ای به نام دوحه
سفر تازه زلمی خلیلزاد به کابل را نمی‌توان اقدامی شخصی یا انسان‌دوستانه دانست؛ بلکه بخشی از تلاش پنهان برای احیای پروژه سیاسی دوحه و بازتعریف طالبان در معادلات جدید قدرت است. خلیلزاد می‌کوشد با ترمیم چهره طالبان و پیوند دادن دوباره آن‌ها با غرب، شکست گذشته خود را در قالب «مدیریت بحران» بازنویسی کند؛ تلاشی که از نگاه تحلیل‌گران، می‌تواند افغانستان را وارد مرحله‌ای تازه از وابستگی نرم کند.

آژانس خبری صدای پامیر

 

زلمی خلیلزاد و پروژه احیای طالبان؛ تلاش برای حفظ ویرانه‌ای به نام دوحه

به قلم: مهدی حسینی

 

 

سفر و مأموریت غیررسمی زلمی خلیلزاد را نمی‌توان صرفاً یک حرکت شخصی یا انسان‌دوستانه تلقی کرد. در واقع، این سفر بخشی از همان روند پیچیده بازآرایی قدرت در افغانستان است که اکنون در سطوح غیردولتی و غیررسمی در جریان است.

خلیلزاد، اگرچه از نظر حقوقی سمتی در دولت ایالات متحده ندارد، اما در واقع یکی از معماران اصلی پروژه طالبانیزه‌سازی قدرت در افغانستان است و هنوز در مدار سیاست‌گذاران واشنگتن و محافل امنیتی فعال است. سفر اخیر او به کابل و دیدار با مقام‌های طالبان، نشانه‌ای از تلاش برای بازسازی پل‌های سیاسی میان طالبان و برخی حلقات قدرت غربی است؛ اما این‌بار نه از مسیر رسمی، بلکه از طریق دیپلماسی سایه.

در ظاهر، هدف خلیلزاد از تشویق طالبان برای جذب چند چهره تاجیک در ساختار حکومتی، کسب مشروعیت قومی و نمایش تنوع سیاسی است؛ اما در واقع، این اقدام یک پروژه ظاهرساز برای مشروعیت‌سازی مصنوعی است. او می‌داند که طالبان در داخل افغانستان هیچ مشروعیت واقعی ندارند و در خارج نیز تصویرشان به‌عنوان یک گروه منزوی تثبیت شده است.

در نتیجه، هدف او این است که با وارد کردن چند چهره بی‌اثر از اقوام دیگر، چهره طالبان را در سطح بین‌المللی ترمیم کند تا زمینه برای به رسمیت شناخته‌شدن تدریجی این گروه فراهم شود. این در واقع بازگشت همان سیاستی است که خلیلزاد از دوحه ۲۰۱۹ تا امروز دنبال کرده، یعنی نجات طالبان از انزوا بدون تغییر در ماهیت آن‌ها.

نکته کلیدی اما در توصیه او درباره مقابله با فشارهای پاکستان نهفته است. خلیلزاد به‌خوبی می‌داند که طالبان در حال حاضر زیر فشار استخباراتی، مالی و امنیتی اسلام‌آباد هستند و انتقال جنگجویان تحریک طالبان پاکستانی به شمال افغانستان نیز بخشی از همین فشار است.

او می‌کوشد طالبان را به نوعی استقلال نمادین تشویق کند تا آن‌ها را از انحصار کامل پاکستان خارج و در مقابل، به مدار جدیدی از وابستگی — این بار به غرب و کشورهای عربی — وارد کند. این همان بازی چندلایه مشروعیت است که در آن طالبان نه کاملاً مستقل می‌شوند و نه کاملاً وابسته، بلکه به ابزاری انعطاف‌پذیر در دست بازیگران بین‌المللی بدل می‌گردند.

بنابراین، سفر خلیلزاد را باید بخشی از یک عملیات نرم دیپلماتیک برای احیای مسیر شکست‌خورده توافق دوحه دانست؛ مسیری که این بار نه برای خروج آمریکا، بلکه برای بازگشت تدریجی غرب به معادله افغانستان طراحی شده است. ظاهر سفر شخصی است، اما ماهیت آن کاملاً ژئوپلیتیکی است: تلاش برای بازتعریف طالبان به‌عنوان یک شریک بالقوه، نه یک تهدید امنیتی.

خلیلزاد به‌دنبال آن است که طالبان را از انزوای وابسته به پاکستان به وابستگی مشروع به غرب منتقل کند؛ حرکتی خطرناک که اگر موفق شود، افغانستان را وارد مرحله تازه‌ای از اشغال نرم خواهد کرد؛ جایی که تصمیم‌ها در کابل گرفته نمی‌شود، در دوحه و واشنگتن گرفته می‌شود.

زلمی خلیلزاد امروز در موقعیتی قرار دارد که می‌کوشد شکست خود را در قالب مدیریت بحران بازتعریف کند. او نمی‌خواهد تاریخ، او را به‌عنوان معمار سقوط جمهوریت و بازگرداننده طالبان به قدرت قضاوت کند، بلکه تلاش دارد با تثبیت طالبان — ولو به شکل نیم‌بند و مصنوعی — چهره‌ای از خود بسازد که گویا طرحش برای آشتی و ثبات هنوز زنده است.

این سفر در واقع آخرین تلاش خلیلزاد برای حفظ آن نظم شکننده‌ای است که در دوحه خلق شد؛ نظمی که اگر طالبان فروبپاشند، کاملاً از میان خواهد رفت و او به‌طور کامل از حافظه سیاسی واشنگتن حذف می‌شود.

اما واقعیت میدانی خلاف جهت خواست او حرکت می‌کند. طالبان در دو سال گذشته نه‌تنها نتوانسته‌اند ساختار قدرت خود را نهادینه کنند، بلکه دچار واگرایی قومی، بحران مشروعیت مذهبی و شکاف شدید درون‌گروهی میان شاخه قندهار، شبکه حقانی و فرماندهان شمالی شده‌اند.

خلیلزاد می‌داند که این رژیم از درون پوسیده است؛ بنابراین نسخه‌ای که پیشنهاد می‌کند (جذب چند تاجیک غیرمؤثر)، نه برای اصلاح ساختار، بلکه برای تزریق اکسیژن موقت مشروعیت است تا طالبان زمان بیشتری برای بازسازی روابط خارجی و مدیریت بحران داخلی بخرند.

اما از منظر ژئوپلیتیکی، این تلاش‌ها در خدمت اهداف بزرگ‌تری نیز هست. ایالات متحده نمی‌خواهد افغانستان کاملاً به دامن چین، روسیه و پاکستان سقوط کند. خلیلزاد، با ظاهر شخصی اما مأموریت پنهان، می‌کوشد طالبان را از مدار اسلام‌آباد بیرون بکشد و به سمت تعادل نرم میان غرب و پاکستان سوق دهد.

در این بازی، جذب چند چهره تاجیک، نماد همان تغییر چهره طالبان برای بازار غرب است؛ ظاهری از شمول سیاسی برای پنهان کردن ماهیت تک‌قومی و ایدئولوژیک آن.

این پروژه از اساس محکوم به شکست است. طالبان نه ظرفیت اجتماعی دارند، نه مشروعیت دینی در میان علمای سنتی، نه پایگاه سیاسی در اقوام دیگر. مشروعیت را نمی‌توان با چند چهره نمادین خرید یا مهندسی کرد. مردم افغانستان پس از دهه‌ها جنگ و فریب، به‌خوبی می‌دانند که جذب چند تاجیک بی‌خاصیت صرفاً نمایشی برای مصرف رسانه‌ای غرب است.

بنابراین، خلیلزاد در تلاش است تا بر ویرانه‌ای سیاسی، نظمی توجیه‌پذیر بسازد؛ اما این نظم بدون مردم و بدون مشروعیت، دیر یا زود فروخواهد ریخت. سفر او نه بازگشت به نقش میانجی، بلکه تقلای یک بازیگر شکست‌خورده برای بازنویسی تاریخ خودش است.

 

 

مهدی حسینی | آژانس خبری صدای پامیر

لینک کوتاه : https://pamiragency.com/?p=82031

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.