هزینه جنگ با ایران: از شکست انتخاباتی ترامپ تا تزلزل جایگاه نتانیاهو
مهدی حسینی
نتایج انتخابات میان دورهای امریکا و انتخابات پارلمانی اسرائیل، دو تحول سیاسی مهمی هستند که در فاصلهای کوتاه، جایگاه رهبران حامی سیاست تقابل با ایران را با چالش روبهرو کردهاند. در امریکا، دموکراتها توانستند اکثریت هر دو مجلس نمایندگان و سنا را به دست آورند و کنترل کنگره را از جمهوری خواهان بگیرند.
در اسرائیل نیز ائتلاف بنیامین نتانیاهو با وجود آن که حزب لیکود بیشترین کرسیها را به دست آورد، از دستیابی به اکثریت پارلمانی بازماند و با ۵۳ کرسی در برابر ۶۱ کرسی مورد نیاز، وارد مرحله دشوار مذاکرات برای تشکیل دولت شد. این نتایج به خودی خود ثابت نمیکنند که جنگ با ایران تنها عامل شکست انتخاباتی ترامپ و تضعیف ائتلاف نتانیاهو بوده است؛ اما تحولات ماههای گذشته نشان می دهد که سیاست تقابل نظامی با ایران، هزینههای اقتصادی و سیاسی قابل توجهی برای دولت امریکا ایجاد کرده و بر فضای انتخاباتی آن کشور اثر گذاشته است.
در امریکا، جنگ هشت ماهه با ایران و افزایش قیمت سوخت به دو مسئله مهم در ارزیابی عملکرد دولت ترامپ تبدیل شد. خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داده است که ترامپ پس از شکست جمهوری خواهان، تأثیر جنگ و افزایش قیمت بنزین بر نتیجه انتخابات را پذیرفته و جی دی ونس، معاون او نیز جنگ را از عوامل شکست حزب جمهوری خواه دانسته است. این اعتراف ها اهمیت زیادی دارد. زیرا نشان می دهد تصمیم برای ورود به یک درگیری نظامی، حتی در صورت برخورداری از قدرت نظامی گسترده، می تواند مستقیماً به زندگی روزمره شهروندان و محاسبات رأی دهندگان پیوند بخورد.
رأی دهنده امریکایی ممکن است درباره ضرورت مقابله با ایران با دولت هم نظر باشد، اما وقتی جنگ به افزایش هزینه سوخت، فشار اقتصادی و نا اطمینانی درباره آینده منجر شود، عملکرد دولت را با معیارهای ملموس تری ارزیابی میکند. در چنین شرایطی، سیاست خارجی از محدوده کاخ سفید و وزارت دفاع بیرون می آید و به مسئلهای انتخاباتی تبدیل میشود. شکست جمهوری خواهان را نمیتوان صرفاً با مخالفت مردم امریکا با جنگ توضیح داد؛ مسائل اقتصادی، نگرانی درباره وضعیت دموکراسی و نارضایتی از عملکرد دولت نیز در این نتیجه نقش داشتهاند. با این حال، اعتراف ترامپ و معاون او درباره اثر جنگ بر شکست حزب حاکم، نشان می دهد که هزینه های تقابل با ایران در محاسبات سیاسی واشنگتن جایگاه پیدا کرده است.
در این میان، یک نکته اساسی وجود دارد. اینکه سیاست فشار حداکثری و تهدید نظامی، نتوانست ایران را به پذیرش خواسته های واشنگتن وادار کند و جنگ نیز برای دولت امریکا بدون هزینه نماند. اگر هدف از فشارها تغییر رفتار راهبردی ایران، محدود کردن کامل قدرت منطقهای آن یا وادار کردن تهران به تسلیم در برابر خواستههای امریکا بوده باشد، نتیجه موجود دست کم نشان می دهد که رسیدن به چنین اهدافی با ابزار نظامی و اقتصادی بهسادگی ممکن نیست. البته برای ارزیابی نهایی پیامدهای جنگ، باید هزینه های وارد شده به ایران، خسارت های انسانی و اقتصادی و آثار امنیتی آن بر منطقه را نیز در نظر گرفت. هیچ تحلیل دقیقی نمی تواند بدون بررسی این ابعاد، از پیروزی کامل یک طرف سخن بگوید.
با این حال، یک واقعیت سیاسی روشن است. اینکه دولت امریکا اکنون با کنگرهای روبهرو خواهد شد که اکثریت آن در اختیار حزب رقیب قرار دارد و این وضعیت می تواند نظارت بر تصمیمهای دولت، بررسی هزینههای جنگ و مخالفت با سیاست های بعدی کاخ سفید را افزایش دهد. هر چند سیاست کلی واشنگتن در قبال مهار ایران تغییری نمیکند. یعنی با آمدن و رفتن رئیس جمهورها و جابجایی قدرت میان دموکرات ها و جمهوری خواهان، ساختار حاکمیت آمریکا ( نهادهای امنیتی، پنتاگون و لابی های کلان ) معمولا راهبرد خود را در قبال ایران و منطقه تغییر نمی دهند.
و اما در اسرائیل نیز نتیجه انتخابات برای نتانیاهو پیامدهای مهمی دارد. ائتلاف او در پارلمان جدید ۵۳ کرسی به دست آورده، در حالی که در پارلمان پیشین ۶۸ کرسی در اختیار داشت. این کاهش نشان میدهد که بخش قابل توجهی از حمایت پارلمانی ائتلاف حاکم از دست رفته است. با این حال، مخالفان نتانیاهو نیز بهتنهایی اکثریت ندارند و برای تشکیل دولت به همکاری احزاب عربی یا توافقهای سیاسی دشوار نیاز خواهند داشت. بنابراین، هنوز نمیتوان از پایان قطعی دوره سیاسی نتانیاهو سخن گفت؛ اما موقعیت او برای تشکیل دولت و ادامه سیاست های پیشین به مراتب دشوارتر شده است.
جنگ با ایران در کنار مسائل امنیتی داخلی، وضعیت غزه، اختلافات سیاسی و عملکرد دولت، یکی از موضوعاتی است که میتواند در ارزیابی کارنامه نتانیاهو نقش داشته باشد. او سالها امنیت اسرائیل را بر پایه مهار تهدیدهای منطقهای و مقابله با ایران تعریف کرده و در این مسیر بر حمایت امریکا و توان نظامی اسرائیل تکیه داشته است. اما وقتی تقابل مستقیم با ایران به جنگی پرهزینه تبدیل می شود و نتیجه آن به اهداف اعلام شده طرفین نمی رسد، پرسش درباره درستی محاسبات امنیتی دولت اسرائیل جدی تر می شود. این پرسش اکنون در فضای سیاسی تلآویو نیز مطرح است: آیا سیاست گسترش درگیریها توانسته امنیت پایدار ایجاد کند یا هزینههای تازهای بر جامعه اسرائیل تحمیل کرده است؟ پاسخ به این پرسش به ارزیابی عملکرد دولت در چندین حوزه وابسته است و نمیتوان نتیجه انتخابات را تنها به یک عامل فروکاست.
با وجود این، تضعیف ائتلاف نتانیاهو نشان می دهد که ادامه سیاستهای پیشین با حمایت سیاسی کمتری روبهرو خواهد بود. برای ایران، اهمیت این تحولات در تغییر فضای تصمیمگیری در واشنگتن و تلآویو است. سیاستمدارانی که از گزینه نظامی و فشار حداکثری حمایت میکنند، باید علاوه بر پیامدهای امنیتی و اقتصادی جنگ، هزینههای داخلی آن را نیز محاسبه کنند. در امریکا، از دست رفتن اکثریت کنگره میتواند دامنه مانور دولت ترامپ را محدود کند و نظارت سیاسی بر تصمیمهای نظامی و بودجهای را افزایش دهد. در اسرائیل نیز کاهش کرسیهای ائتلاف حاکم، قدرت چانه زنی نتانیاهو را در مذاکرات تشکیل دولت و تصمیم گیری های آینده تحت تأثیر قرار می دهد.
این وضعیت میتواند بر محاسبات دو طرف درباره تکرار درگیری نظامی با ایران اثر بگذارد؛ هرچند به معنای کنارگذاشتن قطعی گزینه نظامی نیست. واشنگتن و تلآویو همچنان ابزارهای نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک متعددی در اختیار دارند و ممکن است در آینده نیز به فشار بر تهران ادامه دهند. در مقابل، ایران نیز برای تبدیل موقعیت خود به دستاورد سیاسی پایدار، به مدیریت هزینههای داخلی، تقویت توان دفاعی، حفظ انسجام اجتماعی و استفاده حسابشده از ظرفیتهای دیپلماتیک نیاز دارد. اتکای صرف به فرسایش سیاسی رقیبان، بدون برنامه روشن برای کاهش آسیبهای اقتصادی و تثبیت موقعیت منطقهای، نمیتواند تضمین کننده منافع بلند مدت کشور باشد.
بنابراین، تجربه این جنگ نشان داده است که قدرت نظامی بهتنهایی برای تحمیل اراده سیاسی کافی نیست و تصمیمهای جنگی می توانند در داخل کشورهای آغازکننده جنگ نیز پیامدهای پیش بینی نشده ایجاد کنند. از همین رو، مهم ترین پیام انتخابات اخیر برای سیاستمداران واشنگتن و تل آویو این است که تقابل با ایران هزینهای دارد که ممکن است از میدان نبرد فراتر برود و به صندوق رأی، ساختار قدرت و آینده دولتها برسد. در امریکا، جمهوری خواهان اکثریت کنگره را از دست دادهاند و در اسرائیل، ائتلاف نتانیاهو از اکثریت پارلمانی محروم شده است. این دو تحول به تنهایی پیروزی قطعی ایران را ثابت نمیکند، اما نشان میدهد که سیاست فشار و جنگ، برای طراحان و حامیان آن نیز بدون هزینه نمانده است.
لذا، ایران همچنان با چالشهای جدی روبهرو است، اما نتایج سیاسی در واشنگتن و تلآویو یادآوری میکند که هیچ قدرتی نمی تواند پیامدهای تصمیم های نظامی خود را برای همیشه از افکار عمومی و رقابتهای داخلی پنهان نگه دارد.
مهدی حسینی، آژانس خبری صدای پامیر












