پادکست : ادامه پرواز های خارجی ایران با وجود محدودیت های تازه آمریکا
پاکستان: چند عضو طالبان در تلاش حمله مرزی کشته شدند
منابع: مأموران طالبان ۱۶ زن را در کابل بازداشت کردند
نهادهای مدنی افغانستان خواستار ادامه روند حقوقی علیه طالبان شدند
مجاهد: پاکستان با حملات هوایی میکوشد از تعهدات «پیمان امنیت مکه» شانه خالی کند
حمایت کاربران خارجی از اظهارات پزشکیان درباره استانداردهای دوگانه هستهای
پاکستان از تلاش برای کاهش تنشهای منطقهای خبر داد
ریلگذاری راهآهن چابهار ـ زاهدان پایان یافت؛ مسیر ترانزیتی ایران و افغانستان نزدیکتر شد
آمریکا: طالبان بازیگران خیلی بد در سطح بینالمللی هستند
پاکستان مواضع طالبان در قندهار، خوست و پکتیا را هدف حملات هوایی قرار داد لید
فلچر: طالبان به زنان امدادرسان اجازه کار بدهند
مجاهد: چهار غیرنظامی در حملات پاکستان به افغانستان کشته شدند
پاکستان: حملات پهپادی از خاک افغانستان را تحمل نمیکنیم
طالبان از سرنگونی پهپاد انفجاری پاکستان در هلمند خبر دادند
کارمند حقوق بلخاب پس از لتوکوب منسوبان ولسوال طالبان برای جراحی مغز به کابل منتقل شد
انصارالله یمن میگوید یک پایگاه نظامی در جنوب عربستان سعودی را با موشکهای بالستیک و پهپاد هدف قرار داده و انبارهای تسلیحات و مراکز فرماندهی و کنترول عملیات نظامی علیه یمن را مورد حمله قرار داده است.
در دو روز گذشته، وقایع تروریستی همزمان در سوریه، آمریکا و استرالیا رخ داده است که شامل کشته شدن شهروندان آمریکایی و یهودی میشود. این مقاله با رویکردی تحلیلی-تبیینی، با استناد به شواهد تاریخی و الگوهای رفتاری مشترک، استدلال میکند که این حوادث پراکنده، بخشی از یک "پروژه جامع مشترک آمریکایی-صهیونیستی" برای دستیابی به اهداف کلان راهبردی در منطقه و جهان است. هدف اصلی این تحلیل، افشای ماهیت این پروژه بهمنظور جلوگیری از مقصر جلوه دادن جهان اسلام و انحراف افکار عمومی از ریشههای واقعی بحران است.
این مقاله با هدف بررسی سیاست ایران در قبال طالبان نوشته شده است؛ تهران با ترکیبی هوشمندانه از ابزارهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی، تلاش میکند طالبان را مهار و اهلی کند تا منافع امنیتی و اقتصادی خود را در مرز شرقی و همچنین در منطقه حفظ کند. اما سوال کلیدی اینجاست: آیا این سیاست صرفاً یک تاکتیک موقت برای مدیریت بحران افغانستان است یا بخشی از استراتژی بلندمدت ایران برای شکلدهی به قدرت طالبان و کنترل منطقه؟ پاسخ به این پرسش را در متن مقاله مطالعه بفرمایید.
در این مقاله، تحلیلی را میخوانید از آیندهی افغانستان در پرتو حضور گسترده گروههای افراطی و ساختار پیچیده حکمرانی طالبان؛ آیندهای که میان سناریوهای فروپاشی، اقتدارگرایی، جنگهای نیابتی و تغییرات محتمل درونی، همچنان در سایه ابهام و بیثباتی قرار دارد.
حمله رژیم صهیونیستی به ایران، جرقهای برای شکلگیری بزرگترین موج همبستگی جهانی در سالهای اخیر بود. مردم ایران با اتحاد کمنظیر خود مقابل تجاوز اسرائیل ایستادند و ملتهای دیگر، بهویژه مردم افغانستان، با حضور فعال و حمایتهای مردمی، نشان دادند که همبستگی منطقهای و جهانی میتواند تجاوزگران را به چالش بکشد. این حرکت تاریخی، انزوای اسرائیل و ناکامی تلاشهای آمریکا برای نجات این رژیم را بیش از پیش آشکار کرد و پیام روشنی برای جهان فرستاد: اتحاد ملتها، نیرویی شکستناپذیر در برابر ظلم و تجاوز است.
ارتش پاکستان از کشته شدن ۱۵ عضو گروه تحریک طالبان پاکستان در دو عملیات ضدتروریستی در ایالت خیبرپختونخوا خبر داد. یکی از این عملیاتها در دیره اسماعیلخان و دیگری در دتهخیل وزیرستان شمالی انجام شده است.
دور سوم مذاکرات طالبان و پاکستان در استانبول، نه آغاز صلح، بلکه ادامهی بازی چندلایهی اسلامآباد برای کنترل بحرانهای امنیتی منطقه است. در حالیکه اسلامآباد از طالبان میخواهد گروه «تیتیپی» را مهار کند، کابل از درگیری با همپیمانان ایدئولوژیک خود سر باز میزند؛ شکافی که هر گفتوگو را به بنبست میکشاند و استانبول را به صحنهی تازهای از رقابت، فشار و معامله بدل کرده است.
تنش تازه میان طالبان و پاکستان بار دیگر پرسش دیرینهای را زنده کرده است: آیا طالبان هنوز ابزار سیاست خارجی اسلامآبادند یا به تهدیدی علیه آن کشور تبدیل شدهاند؟ اظهارات اخیر وزیر دفاع پاکستان مبنی بر بازگرداندن طالبان به غارهای تورهبوره، نشانهای از تغییر در سیاست «جهاد نیابتی» اسلامآباد است؛ سیاستی که چهار دهه سرنوشت امنیتی منطقه را رقم زده است.
سفر تازه زلمی خلیلزاد به کابل را نمیتوان اقدامی شخصی یا انساندوستانه دانست؛ بلکه بخشی از تلاش پنهان برای احیای پروژه سیاسی دوحه و بازتعریف طالبان در معادلات جدید قدرت است. خلیلزاد میکوشد با ترمیم چهره طالبان و پیوند دادن دوباره آنها با غرب، شکست گذشته خود را در قالب «مدیریت بحران» بازنویسی کند؛ تلاشی که از نگاه تحلیلگران، میتواند افغانستان را وارد مرحلهای تازه از وابستگی نرم کند.
در سایه سکوت رسانهای و پیچیدگیهای دیپلماسی منطقهای، اسلامآباد وارد مرحلهای تازه از مهندسی امنیتی شده است؛ مرحلهای که با انتقال بیسروصدای جنگجویان تحریک طالبان پاکستانی (TTP) به خاک افغانستان همراه است. این معامله پنهان، نهتنها معادلات امنیتی مرزی را دگرگون میکند، بلکه پرسشهای تازهای درباره اهداف راهبردی پاکستان در قبال افغانستان و گروههای شبهنظامی مطرح میسازد.
جنرال عبدالرازق، فرمانده شجاع و محبوب ولایت قندهار، از چهرههای برجستهی نیروهای امنیتی افغانستان بود که سالها در خط مقدم نبرد علیه طالبان ایستاد. او نهتنها در میان مردم جنوب، بلکه در سراسر کشور به عنوان نماد دلیری، وطندوستی و فداکاری شناخته میشود. رازق در نهایت جان خود را در راه دفاع از وطن از دست داد و نامش برای همیشه در حافظهی ملت افغانستان جاودانه شد.
افغانستان در پنج دهه اخیر، به صحنهای از رقابت قدرتهای جهانی و منطقهای بدل شده است؛ کشوری که میتوانست بستر شکوفایی فرهنگ و تمدن باشد، اما در دام سیاستهای نیابتی و تروریستپروری گرفتار آمده است. از کودتای داوود خان تا بازگشت طالبان، تاریخ معاصر افغانستان روایت چرخهای تکراری از مداخله، خشونت و خیانت است که هنوز پایانی برای آن متصور نیست.
نماز جمعه این هفته مسجد الفاروق مشهد با حضور گسترده نمازگزاران برگزار شد. استاد عبدالرئوف توانا در خطبهها، «معرفت خدا و بیزاری از طاغوت» را مهمترین نیاز امروز امت اسلامی دانست و تأکید کرد که تنها با بازگشت به توحید و خداشناسی میتوان در برابر سلطه قدرتهای استکباری ایستاد.
واشنگتن، که کمتر از سه سال پیش با شتاب میدانهای اصلی را ترک کرد، امروز نگاه حسرتآمیزی به عملکرد طالبان، مانورها با سلاح و تانکهای آمریکایی و تعامل با رقبای واشنگتن و همچنین رویکرد تهاجمی به سمت بگرام دارد. اعلام آمادگی برای بازپسگیری بزرگترین پایگاه هوایی خود در افغانستان، تنها یک ادعای ساده نیست؛ این یک پیام استراتژیک برای تمام بازیگران منطقه، بهویژه طالبان و چین است. این حرکت میتواند نشانهای از تغییر تاکتیک از انزوا به درگیری محدود، یا ابزاری برای اعمال فشار و چانهزنی در یک معامله بزرگتر باشد.
شمال برای بقای سیاسی طالبان مهم تر از جنوب است، چون جنوب زادگاه سنتی طالبان است و پشتوانه اجتماعی و قبیله ای طالبان در ولایتهایی مثل قندهار و هلمند از قبل تضمین شده است، اما شمال جایی است که مشروعیت ملی طالبان تعیین میشود. اگر طالبان نتوانند شمال را مهار کنند، بقای سیاسیشان همواره ناقص خواهد بود.
خبرنگار آژانس خبری صدای پامیر، در شمالشرق افغانستان گزارش داده است که پس از تسلط دوباره طالبان بر کشور، ولایت بدخشان به کانون اصلی کشت خشخاش و تولید مواد مخدر تبدیل شده است.
هیچ دردی برای یک مسلمان مؤمن، سوزناکتر از فاجعهای نیست که امروز در غزه جریان دارد. ضجّهی کودکان، اشکهای مادران، و فریادهای خاموش مردانی که در تاریکی زندانهای صهیونیستی مورد شکنجه و تجاوز قرار میگیرند، صدای مظلومیتی است که وجدان هر مسلمان بیدار را میلرزاند. این رنج، نهتنها مرزهای جغرافیایی را درنوردیده، بلکه در قلب تاریخ حک شده است. اما غزه، صرفاً یک تراژدی انسانی نیست؛ غزه سنگ محک ایمان، غیرت، و انسانیت امت اسلامی در این عصر تاریک است.
خبرنگار محلی آژانس صدایپامیر در بدخشان میگوید که طالبان در ماههای اخیر بازداشتهای گستردهای را علیه جوانان محلی در این ولایت راهاندازی کردهاند.
بانکسالاری، مکانیسم خاموشی برای مکیدن ثروت از بسیاری به نفع اندکشماری است که با هزار بریدگی، فقر ایجاد میکند، در حالی که معماران این سیستم مورد ستایش اجتماعی قرار میگیرند و از هرگونه پاسخگویی معاف هستند. اما بانکسالاری تنها نیست. نیاز به بازوی اجرایی، یک سپر، یک تهدید دائمی دارد؛ و اینجاست که نظامیگری وارد میشود، موتور دوم جنگ طبقاتی. ارتشهای جهان، آشکار و پنهان، نقش دوگانهای دارند.
روز گذشته گروه طالبان مراسمی را به نام "یادبود از شهدا" در شهر پلخمری، مرکز ولایت بغلان برگزار کرد. این مراسم در حالی برگزار شد که بسیاری از مردم محل، هنوز خاطرات تلخ حملات خونبار و ازدستدادن عزیزانشان به دست همین گروه را فراموش نکردهاند.
این نوشتار، نامهایست سرگشاده با موضوعی تحلیلی، اعتراضی و حقوقی در محکومیت سیاست تبعیض، کوچ اجباری و پاکسازی سیستماتیک قومی توسط رژیم طالبان، در شمال افغانستان. این نامه، فقط یک اعتراض نیست. سوگنامهای است برای خانههای سوخته، زمینهای غصبشده، زبانهای خاموش، و فرزندان گمشدهی یک ملت چندرنگ و پرغرور. امید است تا با خواندن این نوشتار وجدان خفتهی جهانی بیدار گردد.
حزب جمعیت اسلامی همواره در تعامل یا تقابل با همه جریان های فکری مختلف، از جمله گرایشهای چپ و سکولار، قرار داشته است. در این متن، تلاش میشود تا با بازخوانی فعالیت میدانی و تحلیل ایدئولوژیک جمعیت اسلامی، نسبت آن با «سایه های راست و چپ» بررسی گردد.
هر بخش از این یادداشت دور و دراز، با نام و نسبت خویش منتشر میشود، دو بخش پیش از این با فشردگی چشمگیر در جهت آرایههای توصیفی و نکو واژههای تعریفپذیر متن، در حوالی سرگردان جمعیت و سیاهۀ سیاست، بر زمین تبلیغات نشستند. در سومین نوبت این یادداشت، یا به بیان بهتر در بخش سوم این باز بر ساخت، از گذشتهی رفتار و کارکرد جمعیت اسلامی افغانستان، بادقت پرداخته میشود.