پادکست : ادامه پرواز های خارجی ایران با وجود محدودیت های تازه آمریکا
پاکستان: چند عضو طالبان در تلاش حمله مرزی کشته شدند
منابع: مأموران طالبان ۱۶ زن را در کابل بازداشت کردند
نهادهای مدنی افغانستان خواستار ادامه روند حقوقی علیه طالبان شدند
مجاهد: پاکستان با حملات هوایی میکوشد از تعهدات «پیمان امنیت مکه» شانه خالی کند
حمایت کاربران خارجی از اظهارات پزشکیان درباره استانداردهای دوگانه هستهای
پاکستان از تلاش برای کاهش تنشهای منطقهای خبر داد
ریلگذاری راهآهن چابهار ـ زاهدان پایان یافت؛ مسیر ترانزیتی ایران و افغانستان نزدیکتر شد
آمریکا: طالبان بازیگران خیلی بد در سطح بینالمللی هستند
پاکستان مواضع طالبان در قندهار، خوست و پکتیا را هدف حملات هوایی قرار داد لید
فلچر: طالبان به زنان امدادرسان اجازه کار بدهند
مجاهد: چهار غیرنظامی در حملات پاکستان به افغانستان کشته شدند
پاکستان: حملات پهپادی از خاک افغانستان را تحمل نمیکنیم
طالبان از سرنگونی پهپاد انفجاری پاکستان در هلمند خبر دادند
کارمند حقوق بلخاب پس از لتوکوب منسوبان ولسوال طالبان برای جراحی مغز به کابل منتقل شد
پیام آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، به مناسبت آغاز سال تحصیلی بر اهمیت علم، آموزش و نقش مدارس و دانشگاهها در ساختن آینده کشور تأکید دارد؛ نگاهی که در مقایسه با محدودیتهای طالبان بر آموزش دختران، میتواند الگویی برای بازنگری در سیاستهای آموزشی افغانستان باشد.
امروز (شنبه ۱۳ جدی/دی) ششمین سالگرد شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی است. به همین مناسبت، در این مقاله به ویژگیهای برجسته این شهید والامقام، از جمله شجاعت، صداقت، انصاف، توانمندسازی متحدان و مدیریت بحران پرداخته شده است. سردار سلیمانی با حضور میدانی در عراق، سوریه، افغانستان و لبنان و ایجاد شبکههای اعتماد، توانست ثبات و هماهنگی منطقهای را تقویت کند و الگویی ماندگار برای فرماندهی و رهبری مؤثر در محیطهای پیچیده و بحرانزده به جای بگذارد.
در آستانهی سالگرد شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی، سعی شده در این مقاله به بررسی اندیشه و عملکرد او پرداخته شود؛ شهیدی که در چارچوب مفاهیم نوین مدیریت و رهبری تحولآفرین، تنها یک فرمانده نظامی نبود، بلکه الگویی برجسته از رهبری آزادیبخش بهشمار میرود و با تکیه بر اخلاق مدیریتی، توانمندسازی بومی و قدرت نرم، نقش تعیینکنندهای در تأمین امنیت پایدار و بازگرداندن اختیار به ملتهای منطقه ایفا کرد.
فران سلاک، مردی اهل کرواسی که در سال ۱۹۲۹ متولد شد، بهعنوان یکی از عجیبترین چهرههای تاریخ معاصر شناخته میشود؛ انسانی که بارها در مرز مرگ قرار گرفت اما هر بار به شکلی معجزهآسا زنده ماند و در نهایت، بخت با او یار شد.
این مقاله با هدف بررسی سیاست ایران در قبال طالبان نوشته شده است؛ تهران با ترکیبی هوشمندانه از ابزارهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی، تلاش میکند طالبان را مهار و اهلی کند تا منافع امنیتی و اقتصادی خود را در مرز شرقی و همچنین در منطقه حفظ کند. اما سوال کلیدی اینجاست: آیا این سیاست صرفاً یک تاکتیک موقت برای مدیریت بحران افغانستان است یا بخشی از استراتژی بلندمدت ایران برای شکلدهی به قدرت طالبان و کنترل منطقه؟ پاسخ به این پرسش را در متن مقاله مطالعه بفرمایید.
کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد وضعیت حقوق بشر، محدودیت مشارکت زنان و بحران بشری در افغانستان را نگرانکننده خواندند و از طالبان خواستند سیاستها و رویکرد خود را تغییر دهند و به تعهدات بینالمللی پایبند باشند.
نشست منطقهای تهران که ماه آینده با حضور ایران، پاکستان، طالبان افغانستان، روسیه و چین برگزار میشود، نقطه عطفی در دیپلماسی امنیتی جنوب و مرکز آسیا محسوب میشود. این نشست، ایران را از نقش تماشاگر به بازیگر فعال و میانجیگر اصلی بحران افغانستان تبدیل کرده و راهکارهای جمعی برای کاهش تنش میان اسلامآباد و طالبان و تقویت ثبات منطقهای را در دستور کار قرار میدهد. حضور روسیه و چین و غیبت آمریکا، نشاندهنده شکلگیری یک بلوک امنیتی جدید است و پیام روشنی به هند و واشنگتن ارسال میکند؛ مدیریت بحران افغانستان دیگر صرفاً در دست غرب نیست و تهران نقش تعیینکنندهای در ایجاد ثبات و همگرایی منطقهای ایفا میکند.
برگزاری مراسم بزرگداشت برای یک عضو کشته شدهٔ تیتیپی در پکتیا، آنهم با عنوان «قهرمان»، نشانهای تازه از نزدیکی پنهان و آشکار میان گروههای جهادی در دو سوی خط دیورند است؛ رویدادی که نهتنها شکاف میان طالبان و پاکستان را برجستهتر میکند، بلکه پیامدهای امنیتیِ مهمی برای آیندهٔ منطقه به همراه دارد.
توقف کامل مبادلات تجاری طالبان با پاکستان و چرخش ناگهانی آنها بهسوی مسیرهای ایران، هند و آسیای میانه، نشاندهنده آغاز یک تغییر ژئوپولیتیکی مهم در منطقه است؛ تغییری که میتواند وابستگی تاریخی افغانستان به پاکستان را پایان دهد و معادلات قدرت را به سود تهران و دهلینو بازنویسی کند.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی حکومت طالبان، مصاحبهای طولانی با خبرگزاری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران انجام داد که بصورت بسیار کوتاه به نقد و بررسی وعدهها و ادعاهای وی میپردازیم. در این گفتوگو ذبیحالله مجاهد، درباره عملکرد چهار ساله طالبان، روابط افغانستان با ایران و جهان، مسائل مهاجرین و امنیت مرزی صحبت کرد. او از پیشرفت ۷۰ درصدی برنامههای حکومت سخن گفت، اما شاخصهای مشخص برای سنجش این ادعا و پاسخگویی به چالشهای حقوق بشری، اقتصادی و زیستمحیطی ارائه نکرد.
توقف سومین دور مذاکرات طالبان و پاکستان در استانبول، فراتر از یک ناکامی دیپلماتیک است و بازتابدهنده پیچیدگیهای امنیتی و ژئوپولیتیکی منطقه است. اختلاف بر سر تضمینهای مکتوب و شفاهی تنها ظاهر ماجراست و تضاد منافع و بازی دوگانه اسلامآباد و طالبان، گفتوگوها را به بنبست کشانده است. این شکست، نه پایان نفوذ پاکستان و نه استقلال کامل طالبان را نشان میدهد، بلکه مسیر آینده منطقه را به توانایی دو طرف در استفاده از ابزارهای فشار و انعطاف در تعاملات پنهان وابسته میکند.
سفر تازه زلمی خلیلزاد به کابل را نمیتوان اقدامی شخصی یا انساندوستانه دانست؛ بلکه بخشی از تلاش پنهان برای احیای پروژه سیاسی دوحه و بازتعریف طالبان در معادلات جدید قدرت است. خلیلزاد میکوشد با ترمیم چهره طالبان و پیوند دادن دوباره آنها با غرب، شکست گذشته خود را در قالب «مدیریت بحران» بازنویسی کند؛ تلاشی که از نگاه تحلیلگران، میتواند افغانستان را وارد مرحلهای تازه از وابستگی نرم کند.
در سایه سکوت رسانهای و پیچیدگیهای دیپلماسی منطقهای، اسلامآباد وارد مرحلهای تازه از مهندسی امنیتی شده است؛ مرحلهای که با انتقال بیسروصدای جنگجویان تحریک طالبان پاکستانی (TTP) به خاک افغانستان همراه است. این معامله پنهان، نهتنها معادلات امنیتی مرزی را دگرگون میکند، بلکه پرسشهای تازهای درباره اهداف راهبردی پاکستان در قبال افغانستان و گروههای شبهنظامی مطرح میسازد.
کنفرانس بهاصطلاح صلح ترامپ در شرمالشیخ، تکرار صحنهای تاریخی از تقابل فرعون و موسی بود؛ نشستی که بهجای صلح، هدفش مشروعیتبخشی به جنایتهای صهیونیسم و خلع سلاح مقاومت فلسطین بود. این مقاله با نگاهی سیاسی و تاریخی، نشان میدهد چگونه «طرح فریب ترامپ» به بیداری امت اسلامی و تقویت جبههی مقاومت انجامید و غزه را به نماد ایمان، اراده و آگاهی در برابر طاغوتهای زمان بدل کرد.
افغانستان در پنج دهه اخیر، به صحنهای از رقابت قدرتهای جهانی و منطقهای بدل شده است؛ کشوری که میتوانست بستر شکوفایی فرهنگ و تمدن باشد، اما در دام سیاستهای نیابتی و تروریستپروری گرفتار آمده است. از کودتای داوود خان تا بازگشت طالبان، تاریخ معاصر افغانستان روایت چرخهای تکراری از مداخله، خشونت و خیانت است که هنوز پایانی برای آن متصور نیست.
بیستوپنجم سپتامبر، نقطهای تاریک در تاریخ افغانستان است؛ روزی که یادآور یکی از خونبارترین فصلهای این سرزمین، یعنی آغاز قتلعام سیستماتیک هزارهها بهدست عبدالرحمن، حاکم مستبد افغانستان در سال ۱۸۹۱ میلادی است. مردم بیگناه هزاره بهطرزی وحشیانه قتلعام شدند؛ زنان و کودکان به بردگی گرفته شدند و اموال و زمینهایشان مصادره گردید. این یورش چنان بیرحمانه بود که بخش بزرگی از جمعیت هزاره نابود یا به بردگی کشیده شد و بازماندگان برای نجات جان خود، ناچار به ترک دیار شدند.
شمال برای بقای سیاسی طالبان مهم تر از جنوب است، چون جنوب زادگاه سنتی طالبان است و پشتوانه اجتماعی و قبیله ای طالبان در ولایتهایی مثل قندهار و هلمند از قبل تضمین شده است، اما شمال جایی است که مشروعیت ملی طالبان تعیین میشود. اگر طالبان نتوانند شمال را مهار کنند، بقای سیاسیشان همواره ناقص خواهد بود.
این مقاله با بررسی مبانی قرآنی، شواهد تاریخی و تحولات معاصر، به تحلیل پیامدهای خیانتها بر وحدت امت و سرنوشت فلسطین پرداخته و بر ضرورت بیداری امت اسلامی تأکید مینماید.
بازارهای ویژه زنان در بدخشان، روزگاری بهعنوان یکی از دستاوردهای مهم اقتصادی و اجتماعی برای زنان منطقه شمال شرق افغانستان معرفی میشدند، اما اکنون درهای آن قفل شده و زنان نهتنها منبع درآمد خود را از دست دادهاند، بلکه عملاً از صحنهی عمومی حذف گردیدهاند.
این نوشتار، نامهایست سرگشاده با موضوعی تحلیلی، اعتراضی و حقوقی در محکومیت سیاست تبعیض، کوچ اجباری و پاکسازی سیستماتیک قومی توسط رژیم طالبان، در شمال افغانستان. این نامه، فقط یک اعتراض نیست. سوگنامهای است برای خانههای سوخته، زمینهای غصبشده، زبانهای خاموش، و فرزندان گمشدهی یک ملت چندرنگ و پرغرور. امید است تا با خواندن این نوشتار وجدان خفتهی جهانی بیدار گردد.
بازداشت روزافزون زنان و دختران در کابل، پس از بازگشت طالبان به قدرت، نه تنها یک بحران امنیتی و حقوق بشری است، بلکه بخشی از یک سیاست سازمانیافته برای بازتعریف نظم اجتماعی مبتنی بر سلطه مردسالارانه و حذف زنان از عرصه عمومی میباشد. در این مقاله تلاش میشود با بهرهگیری از گزارشهای خبری و تحلیلهای اجتماعی و ایدئولوژیک، ابعاد گوناگون این پدیده را بررسی کند.
در مقاله پیشرو، به بررسی جامع تاریخ، جغرافیا، اقتصاد، فرهنگ و چالشهای پیش روی ولسوالی خاش پرداخته شده است.
در این یادداشت، کوشیده شده تا با نگاهی واقعگرایانه به ساختار رهبری، مسیر تحولات، و چالشهای درونی و بیرونی حزب جمعیت اسلامی، فهمی دقیقتر از کارکرد تاریخی و ظرفیت امروزی آن ارائه گردد.