Tuesday, 9 August , 2022
امروز : سه شنبه, ۱۸ اسد , ۱۴۰۱ - 12 محرم 1444
شناسه خبر : 40488
  پرینتخانه » انتخاب سردبیر, سرمقاله تاریخ انتشار : 04 آگوست 2022 - 12:10 |

نقش اربعین حسینی در ظلم ستیزی و آزادی خواهی

نقش اربعین حسینی در ظلم ستیزی و آزادی خواهی

مقدمه

تاریخ بشر سرشار از حماسه­های خونین و شکوه­مند انسانی است. انسان­های زیادی در راه به دست آوری عزت، جان­های خود را فدا نموده اند، و چه مصیبت­ها و درد­های غیر قابل توصیف را به جان دل خریده­اند تا به سربلندی و عزت انسانی برسند، بعضی از این حادثه­ها جهان را متحول و دگرگون نموده و دانشمندان و محققان و… را مجذوب خود ساخته است؛ اما در میان این همه حوادث و حماسه­های جهانی یکی که از همه بیشتر توانسته در اعماق جان­های افراد بیدار دل و حق جو، جا باز کند و نور افشانی نماید، و معنی زندگی و حیات واقعی را به جهانیان بفهماند، قیام حسین بن علی (ع) بود که در یک طرف آن جبهه باطل و ظالم و در آن سوی دیگر نوه رسول الله که جز احیاء سیره جدش چیزی دیگری نمی­خواست، قرارگرفته بود، و این حق خواهی و آزادی طلبی و عزت خواهی آن اسوه حسنه بود که قیامش را جاویدان گردانید و هرروز که می­گذرد ابعاد تازه­ای از قیام آن امام آزاده گشوده می­شود و حقایق نهفته آن برای عدالت خواهان آشکار و هویدا می شود.

تحقیق حاضر به دنبال این است که ضمن بیان مختصر زندگی نامه امام حسین (ع)، واقعه کربلا و عزت در کردار و گفتار امام حسین (ع)، نقش اربعین حسینی را در ظلم ستیزی و آزادی خوای مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد؛ تا از این رهگذر ره‌آوردهای نهضت قیام فرزند پیامبر اکرم (ص) برای جامعه بشریت روشن و آشکار گردد.

 زندگی امام حسین (ع)

حسین بن علی در مدینه به دنیا آمد و بنابر قول مشهور، تولد او در سال چهارم قمری بوده است (یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج ۲، ص ۲۴۶؛ دولابی، الذریة الطاهرة، ۱۴۰۷ ق، ص ۱۰۲، ۱۲۱؛ طبری، تاریخ طبری، ۱۹۶۲، ج ۲، ص ۵۵۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۴ ق، ج ۲، ص ۲۷)، با این حال برخی تولد او را در سال سوم قمری دانسته‌اند (کلینی، الکافی، ۱۳۶۵ ش، ج ۱، ص ۴۶۳؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۱ ق، ج ۶، ص ۴۱؛ ابن‌عبدالبرّ، الاستیعاب، ۱۴۱۲ ق، ج ۱، ص ۳۹۲)، ولادت حسین بن علی، بنابر قول مشهور در سوم شعبان بوده است، ولی شیخ مفید در کتاب ارشاد، تولد امام سوم شیعیان را پنجم شعبان دانسته است. در گزارش‌های تاریخی شیعه و اهل سنت آمده است که پیامبر هنگام تولد او گریست و از شهادتش خبر داد. (شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ ق، ج ۲، ص ۱۲۹؛ مقریزی، امتاع الأسماع، ۱۴۲۰ ق، ج‏۱۲، ص ۲۳۷؛ ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، دار الفکر، ج ۶، ص ۲۳۰).

در منابع آمده است که رسول خدا (ص) در میان اهل بیت خود، حسن و حسین (ع) را بیش از بقیه دوست داشت (ترمذی، سنن ترمذی، ۱۴۰۳ ق، ج ۵، ص ۳۲۳)، و این علاقه چنان بود که گاه با ورود آن دو به مسجد، خطبه‌اش را ناتمام می‌گذاشت، از منبر پایین می‌آمد و آنان را در آغوش می‌کشید (احمد بن حنبل، المسند، بیروت، ج ۵، ص ۳۵۴؛ ترمذی، سنن ترمذی، ۱۴۰۳ ق، ج ۵، ص ۳۲۲؛ ابن‌حبان، صحیح، ۱۹۹۳ م، ج ۱۳، ص ۴۰۲؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ۱۴۰۶ ق، ج ۱، ص ۲۸۷) از پیامبر نقل شده است که محبت به این دو مرا از محبت به هر کس دیگری بازداشته است (ابن قولویه قمى، کامل الزیارات‏، ۱۳۵۶ ق، ص ۵۰)، حسین (ع) در کنار دیگر اصحاب کساء در ماجرای مباهله حضور داشت (ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸، ج ۶، ص ۴۰۶-۴۰۷؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۶۳ ش، ج ۱، ص ۸۵؛ شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ ق، ج ۱، ص ۱۶۸) و در هنگام رحلت پیامبر (ص) هفت ساله بود؛ از این رو او را در زمره واپسین طبقهٔ صحابه برشمرده‌اند. (ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸، ج ۱۰، ص ۳۶۹)

پس از روى کار آمدن یزید، امام که او را نالایق میدانست تن به ذلت بیعت و سازش با او را نداد و براى افشاى او به فرمان خدا از مدینه به مکه و سپس به طرف کوفه و کربلا حرکت کردند و همراه با یاران خود با لب تشنه توسط دشمنان اسلام به نام های صالح بن وهب مزنی، سنان بن انس و شمر بن ذی الجوشن (لعنت الله علیهم اجمیعن) در سال ۶۱ هجری در سرزمین سوزان کربلا مظلومانه شهید شدند.

فضائل امام حسین (ع)

امام حسين (ع) وارث انبيا عظام الهي و مجمع فضائل بي‌شمار اهل بيت عصمت و طهارت (علیهم السلام) می­باشد، او وارث همه ويژگي‌ها و اوصاف متعالي جدش رسول خدا (ص) و پدرش امام  علي بن‌  ابي‌طالب (ع) و مادر مكرمه‌اش فاطمه الزهرا (س) است. او طبق فرموده پیامبر گرامی (ص) پاره تن ایشان، و چراغ هدايت و كشتي نجات و سرور جوانان اهل بهشت و محبوب زمين و آسمان است. درباره فضیلت امام حسین (ع) روایات فراوانی از پیامبر (ص) در منابع شیعه و اهل سنت وجود دارد که محدودیت این نوشتار اجازه ذکر همه آنها را نمی دهد لذا به بیان چند مورد اکتفا می گردد: در روایتی از پیامبر خاتم (ص) نقل شده است که فرموده­اند که: «وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً إِنَ‏ الْحُسَيْنَ‏ بْنَ‏ عَلِيٍ‏ (ع‏) فِي‏ السَّمَاءِ أَكْبَرُ مِنْهُ‏ فِي‏ الْأَرْضِ‏» (نوری: ۱۴۰۸ ق‏، ج ۵، ص ۸۷) سوگند به خدايي كه مرا به حق به پيامبري برانگيخت به درستي كه شأن حسين بن علي (ع) در آسمان بزرگتر از زمين است. هچنین در روایت معروف که اهل سنت و شیعه آن را نقل کرده اند پیامبر اکرم (ص) در وصف و بزرگی مقام حسن (ع) و حسین (ع) فرموده است: «أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ أَنَّ فَاطِمَةَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ» بلاذری، ۱۴۱۷ ق: ج ۳، ص ۶۵؛ الباعونی الشافعی، ۱۴۱۵ ق، ج ۲، ص ۲۶۱؛ ابو علی بغدادی، بی تا ج ۱، ص ۱۱؛ ابن حنبل، بی تا ج ۳، ص ۳۴۷؛ البانی، ۱۴۱۵ ق، ج ۲، ص ۴۲۳؛ سیوطی، ۱۴۲۳ ق، ج ۱، ص ۲۱، ابن بابویه، ۱۳۷۶: ص ۱۲۵).

و نیز رسول خدا فرمود: «حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْه أَحَبَّ اللهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَیْنا»؛ حسین از من است و من از حسین هستم. خدا هر که حسین را دوست بدارد، دوست دارد (انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۴۲؛ الکبرى، ج ۱۰، ص ۳۸۵).

مجموع روایات متواتر ذکر شده حکایت از مقام والا و عظمت امام حسین (ع) دارد که فهم و درک آن مقام خیلی فراتر از آن است که نگارنده این سطور بتواند در قالب الفاظ آن را بیان کند. اینکه واقعاً حسین چه کسی بود و چه ویژگی­های داشت و مقام و منزلت­اش در نزد خدا و پیامبرانش به چه اندازه­ای بوده است از سطح فهم و درک ما خارج است، فقط می­توان با تأمل در گفتار و کردار و رفتار آن حضرت معنی انسانیت را فهمید چون ایشان با قیام و شهادتش بشریت را به حیات معقول رهنمون ساخت، لذا مسلمانان و مسیحیان و هندوان و… در اقصی نقاط عالم مجذوب وی شدند تا آنجا که صدها سال بعد از قیام آن حضرت رهبر هندوستان آقای گاندی به صراحت اعلان می کند که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین (ع) پیروی کند).

حادثه کربلا

واقعه کربلا که به شهادت حسین بن علی (ع) و یارانش انجامید، مهم‌ترین بخش از زندگینامه او به شمار می‌آید. این واقعه در پی خودداری او از بیعت با یزید رخ داد. حسین (ع) که به دعوت کوفیان، همراه خانواده و یارانش به سوی این شهر حرکت کرده بود، در منطقه‌ای به نام ذو حسم با سپاهی به فرماندهی حر بن یزید ریاحی رو به رو گردید و مجبور شد مسیر حرکت خود را تغییر دهد.

به نقل بیشتر منابع، آنها روز دوم محرم‌ به کربلا رسیدند و فردای آن روز سپاهی چهار هزار نفری از مردم کوفه به فرماندهی عمر بن سعد وارد کربلا شد. بنابر گزارشات تاریخی چند مذاکره بین حسین بن علی و عمر سعد انجام شد؛ اما ابن زیاد جز به بیعت حسین (ع) با یزید یا جنگ راضی نشد. عصر روز تاسوعا سپاه عمر سعد آماده جنگ شد؛ ولی امام حسین آن شب را برای مناجات با خدا مهلت گرفت. شب عاشورا برای یاران خود سخن گفت و بیعت از آنان برداشت و اجازه رفتن داد؛ ولی آنان بر وفاداری و حمایت از او تأکید کردند. صبح روز عاشورا جنگ آغاز شد و تا ظهر بسیاری از یاران حسین (ع) به شهادت رسیدند. در طی جنگ، حر بن یزید از فرماندهان سپاه کوفه، به امام حسین پیوست. پس از کشته شدن یاران، خویشانِ امام به میدان رفتند که اولین آنان، علی اکبر بود و آنان نیز یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند. سپس خود حسین بن علی (ع) به میدان رفت و عصرگاه روز دهم محرم به شهادت رسید و شمر بن ذی‌الجوشن و به نقلی سنان بن انس سر او را جدا کرد. سر حسین بن علی همان روز برای ابن زیاد فرستاده شد. عمر سعد در اجرای فرمان ابن زیاد دستور داد چند اسب سوار بر بدن حسین (ع) تاختند و استخوان‌های او را درهم‌شکستند. زنان و کودکان و امام سجاد (ع) که آن روز بیمار بود، به اسیری گرفته و به کوفه و سپس شام فرستاده شدند. پیکر امام حسین (ع) و حدود ۷۲ نفر از یارانش، روز ۱۱ یا ۱۳ محرم توسط گروهی از بنی اسد و بنابر نقلی با حضور امام سجاد (ع) در همان محلِ شهادت به خاک سپرده شد.

(مطالب یاد شده از در اکثر کتب تاریخی مربوطه وجود دارد و نگارنده این نوشتار آنها را از مقاله امام حسین (ع) از سایت ویکی شیعه به آدرس ذیل نقل کرده است «fa.wikishia.net»)

 عزت در كلام امام حسين(ع )

مهم‏ترين نكته درباره عزّت از ديدگاه امام حسين (ع) تأكيد آن حضرت (ع) بر اين اصل قرآنى است كه عزت واقعى در انحصار خداوند است «فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً» (نساء:۱۳۹ و هر كس قصد كسب عزت دارد بايد به او متمسك شود. چنانچه در دعاى معروف عرفه اين چنين با خداوند مناجات مى‏كند: «يَا مَنْ‏ خَصَ‏ نَفْسَهُ‏ بِالسُّمُوِّ وَ الرِّفْعَةِ وَ أَوْلِيَاؤُهُ بِعِزِّهِ يَعْتَزُّون‏» (مجلسی:۱۴۰۳ ق‏، ج ۹۵، ص ۲۲۰)؛ اى كسى كه خود را به جايگاه بلند و ارجمند اختصاص داده‏اى به گونه‏اى كه دوستانت با تمسّك به عزت تو كسب عزت مى‏كنند، حضرت در این بیان نورانیشان سر منشأی عزت را فقط از جانب حضرت حق می­داند، و به ماها می­آموزد که اگر در پی کسب عزت هستیم از خداوند بخواهیم و نه از غیر او. و نيز مى‏گويد: «يا مَنْ دَعَوْتُهُ…ذليلاً فَاَعَزَّنى» (ابن طاووس: ۱۳۷۶ ش‏، ج ۲، ص ۸۲) اى كسى كه من او را در حالت ذلت خود فرا خواندم و او مرا عزيز گردانيد، در واقع امام با این بیان می­خواهد بفرماید که اگر حالت ذلت برایتان پیش آمد نا امید از رحمت واسعه الهی نشوید، بلکه باتمام وجود صدایش کنید شمارا عزت مند و سربلند خواهد نمود؛ و در جاى ديگر در مقام بيان انحصار مى‏گويد: «أَنْتَ‏ الَّذِي‏ أَعْزَزْتَ‏» (ابن طاووس: ۱۳۷۶ ش‏، ج ۲، ص ۸۲) تنها تو هستى كه عزيز مى‏گردانى طبق اين ديدگاه تمسّك به هر چه غير خدايى است در راه كسب عزت، در حقيقت تمسك به ‏امر پوچ و فنا شدنى است، چون حضرت با این حصر تمام راه­های خروجی را که منتهی به غیر او می­شود بسته است، چنانچه در يكى از اشعار منسوب به آن حضرت (ع) درباره كسانى كه مال دنيا را وسيله كسب عزت مى‏دانند، چنين آمده است «ايعتز الفتى بالمال زهواً و ما فيها يفوت عن اعتزاز» (جیلانی: ۱۴۲۹ ق- ۱۳۸۷ ش‏، ج ۲، ص ۳۲۰) آيا جوانمرد از راه فخر فروشى در صدد كسب عزت از مال بر مى‏آيد، در حالى كه در مال چيزى است كه باعث از بين رفتن عزت مى‏گردد، البته این سخن به معنای این نیست که مال دنیا با عزت درتضاد است و نمی­سازد، و هر که مال داشته باشد عزت ندارد و یا به عبارت دیگر کسی که دنبال مال می­رود شخصی بی­عزت است، خیر، بلکه امام می­خواهد بفرماید که اگر کسانیکه هم وغم آنان مال دنیا باشد و این مال را به جای اینکه وسیله ای کسب عزت و سعادت بدانند، هدف قرار می­دهند. متأسفانه غالب از انسان­ها جنبه­ای وسیله بودن مال را از یاد می­برند وآن قدر غرق در به دست آوری آن می شوند که حاضرند برای جمع آوری آن دست به هر جنایتی بزنند و در چنین مواردی است که مال مورد مذمت قرار گرفته است، خیلی از حوادث دل خراش و تکان دهنده­ای دنیا که از سوی افراد نالایق رخ داده است به خاطر وابستگی به مال دنیا بوده است، به عنوان نمونه عمر سعد که نقش کلیدی در واقعه­ای کربلا داشت و آن جنایت بزرگ و هولناک را مرتکب شد، وقتی که در زندگی این نانجیب مطالعه کنید می­بیند که عامل اصلی که این عاصی را وادار نمود که چنین مصیبت بزرگی را مرتکب شود همان وابستگی ایشان به مال دنیا می­باشد. پس به حق مال وسیله­ای بسیار خطرناکی است که نمی­شود در دست هرکس قرار بگیرد در واقع حکم چاقو را دارد که اگه بدست کودک بیفتد احتمال خطرش خیلی زیاد است اما اگر در دست شخص بزرگ باشد در صدی خطرش خیلی پایین است و مال دینا هم این چنین است اگر در دست نا اهل قرار بگیرد واویلا در عالم به پا می­شود ولی اگر در دست اهلش قرار بگیرد دنیا گل گلستان می­شود. همين ديدگاه است كه دنيا و آنچه را كه در آن است به هيچ انگاشته و مى‏گويد: «هل الدنيا و ما فيها جميعاً سوى ظلّ يزول مع النهار» (جیلانی: ۱۴۲۹ ق- ۱۳۸۷ ش‏، ج ۲، ص ۳۲۰) آيا دنيا و همه آنچه در آن است به جز سايه‏اى است كه با رفتن روز، از بين مى‏رود.

اين ديدگاه چنان قدرتى به انسان مى‏دهد كه در برابر تمام عزيزان دروغين ايستادگى كرده و آنها را به هيچ مى‏انگارد و در مقابل آنها فرياد مى‏زند كه «وَ مَا إِنْ‏ طِبُّنَا جُبْنٌ‏»؛ (طبرسی: ۱۴۰۳ ق‏، ج ۲، ص ۳۰۰) شيوه ما ترس نيست و تا آنجا پيش مى‏رود كه مرگ در راه كسب عزّت حقيقى را بر زندگانى ذلّت بارى كه در راه كسب عزّت دروغين سپرى مى‏شود، برتر مى‏داند و مى‏گويد: «مَوْتٌ‏ فِي‏ عِزٍّ خَيْرٌ مِنْ حَيَاةٍ فِي ذُلٍّ» و چنين مرگى را سعادت دانسته و حيات ذلت بار در زير بار ستم ظالمان را جز دلزدگى‏نمى‏داند: «إِنِّي‏ لَا أَرَى‏ الْمَوْتَ‏ إِلَّا سَعَادَةً وَ الْحَيَاةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إِلَّا بَرَماً» (ابن شهر آشهوب: ۱۳۷۴ ق، ج ۴، ص ۶۸).

چنين است كه هنگامى كه او را از مرگ مى‏ترسانند، بر مى‏آشوبد و مى‏گويد: مرگ در راه كسب عزت و زنده كردن حق به جز زندگانى جاويد نيست، واقعاً اگر مسلمانان عالم به همین یک کلام امام عمل می­کردند، به این وضعیت نامطلوبی که دنیای اسلام، امروزه گرفتار آن است مبتلا نمی­شدند و زیر بار قدرت طلبان و استعمارگران قرار نمی­گرفتند.

حضرت سید الشهدا تا آخرین لحضات عمرشریف خود چگونه زیستن را به همه ای عزت طلب دنیا یاد داد و از زندگی همراه با زلت و خواری منع کرد، چنانچه حضرت (ع) خود مى‏فرمايد: «مرحباً بالقتل فى سبيل الله و لكنكم لا تقدرون على هدم مجدى و محو عزّى و شرفى فاذاً لا ابالى بالقتل»؛ خوشا مرگ در راه خدا، اما شما (با كشتن من) نخواهيد توانست مجد و عزت و شرفم را نابود كنيد، پس چه باك از مرگ.

نکته­ای مهمی که می­توان از این کلام زیبای امام فهمید این است که برخی­ها چون عمری با ذلت و خواری زندگی کرده­اند وقتی در چنگال مرگ می­افتند و جانشان را می­گیرد آن عزت و شرف که به ظاهر کسب کرده بودند نیز با خودشان دفن می­شود، اما انسان­ها آزاده همیشه در تاریخ یاد و خاطره شان زنده است و ظالمان نمی­توانند با مرگ به زندگی آنان خاتمه دهند چون راهشان مانند رود جریان دارد و از نسل به نسلی دیگر منتقل می­شود.

نمونه­های از عزت بخشی امام حسین (ع)

عبدالله بن عتبه، از مشاهیر فقهای اهل سنت، نقل می‏کند که: روزی در محضر حضرت سید الشهداء (ع) بودم که فرزند آن حضرت (ع) که کوچک بود، وارد شد. امام او را به نزد خود خوانده و به سینه چسبانید، پیشانیش را بوسید و فرمود: «بِأَبِي‏ أَنْتَ‏ مَا أَطْيَبَ‏ رِيحَكَ‏ وَ أَحْسَنَ خَلْقَك‏»؛ (حر عاملی: ۱۴۰۹ ق‏، ج ۲۸، ص ۳۴۰) پدرم به فدایت. چقدر خوشبو و زیبایی، این گونه تکریم در واقع عزت بخشی به اطفال است و ماهم به عنوان پیرو باید یاد بگیرم که چگونه باید کودکانمان را محترم بشمارم تا عزت­مند پروش یابند.

همچنین امام حسین (ع) کسی را که در ارتباطات اجتماعی و معاشرتهای خانوادگی، از این شیوه پسندیده قرآنی بهره نگیرد، به عنوان خسیس‏ترین فرد قلمداد کرده و می‏فرماید: «الْبَخِيلُ‏ مَنْ‏ بَخِلَ‏ بِالسَّلَام‏» (ابن شعبه حرانی: ۱۴۰۴ ق‏، ص ۲۴۶) بخیل کسی است که از سلام دادن بخل بورزد، در سیره اهل بیت علیهم (ع) به مسلمانان گناهکار و آلوده نیز پسندیده و تأثیرگذار است امام حسین (ع) می‏فرماید: ابن کوا از پدرم علی (ع) پرسید: ای امیرمؤمنان! آیا بر گنهکاران نیز سلام می‏دهی؟ علی (ع) فرمود: خدا او را اهل توحید می‏داند، آیا تو او را اهل سلام نمی‏دانی؟! ارتباط کلامی با عبارات دلنشین عموم مردم; اعم از کودکان، نوجوانان، جوانان و زنان و مردان، در معاشرتهای اجتماعی، نسبت‏به ارتباطات کلامی افراد بسیار حساس می‏باشند و نوع لحن و صوت و انتخاب جملات در توجه و جذب آنان اهمیت فوق العاده‏ای دارد. سخنان محبت‏آمیز، دلربا و دارای بار عاطفی مثبت، در عمق جان مخاطبان تأثیر می‏گذارد و عزت نفس را در آنان تقویت می‏کند. انسانهایی که در الفاظ و عبارات خود کمال ادب و عفت را رعایت می‏کنند، در نظر مخاطب عزیز و مکرم بوده و عموم مردم آنان را به دیده احترام و بزرگی می‏نگرند. در واقع رعایت ادب و عفت و وجاهت در گفتار موجب عزت نفس برای گوینده و شنونده است. برخی از مشکلات و ناهنجاریها، تندخوییها، زورگوییها، بدبینیها، حقارتها و افسردگیها را می‏توان با بکارگیری عباراتی دلنواز و روحبخش از میان برداشته و درمان نمود.

رسول گرامی اسلام (ص) فرمودند: «مَنْ‏ أَكْرَمَ‏ أَخَاهُ‏ الْمُسْلِمَ‏ بِكَلِمَةٍ يُلْطِفُهُ‏ بِهَا وَ فَرَّجَ عَنْهُ كُرْبَتَهُ لَمْ يَزَلْ فِي ظِلِّ اللَّهِ الْمَمْدُودِ عَلَيْهِ الرَّحْمَةُ» (کلینی: ۱۴۰۷ ق‏، ج ۲، ص ۲۰۶) کسی که برادر مسلمان خود را با کلمه‏ای مهرآمیز تکریم نماید و غم را از ] دل او بزداید، در سایه بلند [لطف] خدا می‏باشد و تا این صفت پسندیده در او باشد، همواره رحمت [الهی] بر او خواهد بود» در اینجا نمونه‏هایی از ارتباط کلامی حضرت ابا عبدالله علیه السلام با افراد خانواده، فرزندان و یارانش را بیان می‏کنیم.

  1. امام حسین (ع) هنگام خروج از مدینه، وقتی که همه خاندان و اهل بیت آن حضرت سوار بر محملها شدند، چنین ندا داد: «این اخی؟ این کبش کتیبتی، این قمر بنی هاشم» کجاست‏برادرم، کجاست‏سردار سپاهم، کجاست ماه بنی هاشم» عباس (علیه السلام) هم پاسخ داد: «لبیک، لبیک، یا سیدی».
  2. هنگامی که حضرت قاسم (ع) از شهادت خویش سؤال کرد، امام حسین (ع) او را چنین مورد خطاب قرار داد: «أي و اللّه فداك عمّك إنّك‏ لأحد من‏ يقتل‏ من‏ الرجال‏ معي‏) به خدا سوگند، همینطور است. عمویت فدایت‏باد. تو یکی از مردانی هستی که با من به شهادت خواهند رسید.
  3. وقتی با دخترش سکینه وداع می‏کرد، برای آرامش وی که از فراق پدر بی‏تابی می‏کرد چنین فرمود: «یا نور عینی! کیف لایستسلم للموت من لا ناصر له و لامعین» ای نور چشم من کسی که یار و یاوری ندارد چگونه تسلیم مرگ نباشد؟!»
  4. آنگاه که امام حسین علیه السلام برادرش حضرت عباس علیه السلام را می‏فرستاد تا از علت‏حرکت‏سپاه دشمن خبری بیاورد، سخن خود را با این عبارت دلنشین ابراز می‏داشت: «يَا عَبَّاسُ ارْكَبْ‏ بِنَفْسِي‏ أَنْتَ‏ يَا أَخِي‏ حَتَّى تَلْقَاهُمْ وَ تَقُولَ لَهُمْ مَا لَكُمْ وَ مَا بَدَا لَكُمْ» (مفيد: ۱۴۱۳ ق‏، ج ۲، ص ۹۰) برادرم عباس! جانم به فدایت، سوار شو و به نزد اینان برو و به آنان بگو: شما را چه شده و چه چیزی برای شما آشکار شده است؟
  5. حضرت سید الشهداء (ع) در هنگام خداحافظی با فرزندش امام سجاد (ع)، در روز عاشورا، فرزندش را به آغوش کشیده و با کلمات مهرآمیزی که از اعماق جانش ریشه می‏گرفت، به او فرمود: «یا ولدی! انت اطیب ذریتی و افضل عترتی و انت‏خلیفتی علی هؤلاء العیال والاطفال» پسرم تو پاکیزه‏ترین فرزندان من هستی و بهترین خاندان من می‏باشی، تو جانشین من در سرپرستی این زنان و کودکان خواهی بود.

نقش حماسه اربعین حسینی

روز اربعین بیستم صفر سال ۶۱ هجری قمری مصادف با چهلمین روز شهادت امام حسین (ع) است و به همین دلیل این روز را اربعین می‌نامند در اصل کلمه اربعین به معنای چهلم است.

طبق روایتی اربعین اول آن روزی است که برای اولین بار زائران شناخته شده حسین بن علی به کربلا آمدند؛ جابربن عبدالله انصاری است و عطیه از اصحاب پیغمبر، از یاران امیر المومنین آمدند آن جا و جابربن عبدالله حتی نابینا بود – آن طور که در نوشته ها و اخبار هست – و دستش را عطیه گرفت و برد روی قبر حسین بن علی گذاشت و او قبر را لمس کرد و گریه کرد و با حسین بن علی علیه السلام حرف زد و با آمدن خود و با سخن گفتن خود خاطره حسین بن علی را زنده کرد و سنت زیارت قبر شهداء را پایه گذاری کرد. یک چنین روزمهمی است روز اربعین.

و امّا اهیمت و ضرورت زنده نگهداشتن این روز به خاطر این است که یاد شهادت زنده می شود، یاد اسارت خاندان پیامبر اکرم (ص) زنده میشود، فلسفه چیستی، چرایی و چگونگی قیام سرور و سالار شهیدان کربلا دانسته میشود. عملکرد ددمنشانه و وحشیانه یزیدان دانسته میشود. عملکرد لشکریان حق و باطل فهمیده می شود.

برفرض اگر چنین حادثه عظیم اتفاق می افتاد و حسین بن علی و یاران باوفایش به شهادت می رسیدند و بنی امیه همانگونه که جسم پاکشان را در زیر خاک پنهان کردند، یاد آنها را نیز از خاطره ها محو می کردند دیگر چه فوائد و پیامدهای حیات بخشی این قیام برای عالم اسلام داشت. پس باید این روز همه ساله باشکوه و جلال هرچه بیشتر برگزار گردد تا بشریت از این قیام حق علیه باطل درس بگیرد و بداند که حیات واقعی چیست و کجاست و چگونه بدست می آید؟ درست است که به ظاهر لشکریان یزید آل رسول الله (ص) را به شهادت رساندند و به غنائم موقتی و موفقیت های فریبنده دست یافتند ولی چنان دودمانشان برباد رفت که خفت و خواری را در همین دنیا مشاهده کردند و نسل های بعدی این حقایق را با زنده نگهداشتن یاد و خاطره کربلا فهمیدند و از این طریق مسیر رشد و سازندگی و هدایت را درک کردند.

البته دشمن همیشه در صدد اطفاء نور الهی بوده است «يُريدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ» امّآ خداوند متعال تضمین کرده است که نور الهی خاموش شدنی نیست هرچند که دشمن زبون شبانه روزی هم تلاش کند، بلکه نتیجه عکس محقق میشود و نور الله روشناتر و درخشانتر و آشکارتر می گردد «وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ» (توبه/۳۲).

بعد از واقعه کربلا و رسوا شدن بنی امیه و عاملان این جنایت هولناک پیروان خط فکری یزید به این اندیشه افتادند که صدای جوش و خروش مردم را خاموش و حادثه کربلا را به فراموشی بسپارد و از اذهان مردم محو کنند تا هیچ اثری از او باقی نماند؛ لذا مخالفان خود را افرادی بی دین، دنیا پرست، قدرت طلب و آشوبگر معرفی کردند و به همگان اعلان کردند که جمعی از دین اسلام خارج شده و علیه حکومت اسلامی قیام کرده و در صدد نا امن کردن جامعه مسلمین هستند و بعد از اینکه این حربه نیز جواب نداد، در اواسط دوران بنی عباس حتی قبر حسین بن علی (ع) را ویران کردند، و شخم زدند و آب انداختند. امّا باوجود همه این کارها باز این حرات قلوب و دلباختگی پاک طینتان چندبرابر شد. و اینکه بعد از تحقق مرحله نخست قیام و نهضت امام حسین (ع) که همان شهادت حضرت و یارانش باشد مرحله دوم آن نیز به خوبی اجرا و عملیاتی شد و امام سجاد (ع) و حضرت زینب به خوبی پیام نهضت را به مردم آن زمان رساندند و این موجب آگاهی و شناخت مردم از حقیقت واقعه کربلا گردید.

البته دلیل این علاقه شدید به حسین بن علی ریشه در این بیان نورانی پیامبر اکرم (ص) دارد که فرموده است «اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منینَ لا تَبْرُدُ اَبَداً»؛ براى شهادت حسین (ع)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود.

پس خروش مردم در این روز بزرگ ریشه در محبت قلبی آنان به سرور و سالار شهیدان و اهداف ولای آن حضرت دارد و در واقع اربعینی حسینی بیانگر اهمیت مبارزه با ظلم و ستم و تبعیض است و امام حسین (ع) با قیام خویش به همگان آموخت که باید در برابر نظام استبدادی و ظلم ایستاد و تا براندازی و سرنگون آن مقاومت کرد. پس ضرورت دارد که دلدادگان مکتب اهل بیت (ع) در روز اربعین با امام حسین (ع) تجدید عهد کنند و با رفتن به زیارت سید الشهدا (ع) این عهد را ابراز کنند و با جمع شدن و متحد شدن زیر پرچم حسین (ع) به جهانیان اعلان کنند که راه حسین (ع) ادامه دارد.

برپایه مطالب یاد شده می توان گفت اربعینی حسینی نقش برجسته در اقتدار و یکپارچکی امت اسلامی دارد؛ زیرا در آن همه مردم در کنار هم با هر رنگ و سلیقه و ملیت های مختلفی با همدلی تمام حق طلبی و آزادی خواهی را که امام حسین (ع) به بشریت هدیه کرده است را صدا می زنند و این صداها و جوش و خروش ها کاخ های سلاتین را به لرزه در می آور و خواب را از چشمان استکبار جهانی و صهیونسیم کودک کش می گیرد و بستر اتحاد و انسجام امت اسلامی را روز افزون می سازد.

نتیجه

عزت چه به عنوان خصلت فردی یا روحیه جمعی، به معنای مقهور عوامل بیرونی نشدن، شکست ناپذیری، صلابت نفس، کرامت والایی روح انسانی و حفظ شخصیت است. ستم پذیری و تحمل سلطه باطل و سکوت در برابر تعدی و زیر بار منت دونان رفتن و تسلیم فرومایگان شدن و اطاعت از کافران و فاجران همه و همه از ذلت نفس و زبونی و حقارت روح سرچشمه می­گیرد. قرآن در این باره می­فرماید: «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ‏» (منافقون:۸) خداوند عزیز است و عزت را برای خود، پیامبر و صاحبان ایمان قرار داده است و امام حسین (ع) که در رأس مؤمنین قرار دارد و در عین حال که عزتش تضمین شده از جانب حضرت احدیت بود سعی کرد که دیگران را نیز عزیز و عزت مند پرورش دهد، لذا در برخورد با اطرافیانش نهایت احترام را به آنان ­گذاشت، صفات نیکوشان را بیان ­کرد، روحیه خود باوری را در آنان پرورش ­داد، کرامت انسانیشان زنده کرد و در نهایت این را فهماند که ای انسان تو اشرف مخلوقات هستی خداوند به تو آبرو و عزت داده است پس جایگاه خودت را بدان و این سرمایه­ای خدا دادی خودت را حفظ کن و در حفاظت از آن از جان و مال و اولادت مایه بگذار چون بدون آن زندگی هیچ­گونه ارزشی ندارد از این رو برای کسب و حفاظت و حراست از آن باید در برابر یاغیان و طاغیان باید ایستادگی و مقاومت کرد و این نهضت امام حسین (ع) برای بشریت تا قیام قیامت قابل استفاده است و امروزه مشاهده میشود که هر شخصی و یا کشوری که بخواهد عزیز باشد باید در برابر ظلم و ستم استعمارگران و استثمارگران و استحمارگران بایستد و تحت هیچ شرایطی خودش را خوار و ذلیل و برده دیگری قرار ندهد و در جهان امروز به خوبی می توان معنای آزادیخواهی و آزادگی و استقلالیت و عزت مندی را به خوبی درک و فهم کرد و از سرنوشت کسانی که عزت خویش را فروخته اند درس گرفت که با جه بدبختی و هلاکت دینوی و اخروی گرفتار شده اند. پس فهم و درک و عمل به آموزه های یاد شده ارتباط وثیق با اربعین حسینی و هرچه باشکوه تر برگزاری آن دارد و امت اسلامی باید از این عطیه الهی به خوبی استفاده نموده فاصله ها را کم و انسجام و یکپارچگی و وحدت و جمع شدن خویش زیر پرچم امام حسین (ع) را فراهم نمایند تا بتوانند در برابر یاغی گری متجاوزان و استعمارگران و استحمارگران داخلی و خارجی بایستند و با تأسی به سرور و سالار شهیدان تحت هیچ شرایطی حتی با از دست دادن جان و مال و اولاد عزت و سربلندی خوش را معامله نکنند و تمام قد با ظالمان بجنگند و در مسیر آزادی خواهی و رهایی از اسارت های تحمیل شده حرکت کنند و این را بدانند که نصرت الهی حتمی و قطعی است.

 

 

منابع

  • ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏، تحف العقول‏، قم، جامعه مدرسين‏، ۱۴۰۴ ق‏، ص ۲۴۶٫
  • ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على‏، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب) قم، ۱۳۷۹ ق‏، ج ۴، ص ۶۸٫
  • ابن طاووس، على بن موسى‏، الإقبال بالأعمال الحسنة (ط- الحديثة)، قم، دفتر تبليغات اسلامى‏، ۱۳۷۶ ش‏، ج ۲، ص ۸۲٫
  • جيلانى، رفيع الدين محمد بن محمد مؤمن‏، الذريعة إلى حافظ الشريعة (شرح أصول الكافي جيلانى)، قم‏، دار الحديث‏، ۱۴۲۹ ق- ۱۳۸۷ ش‏، ج ۲، ص ۳۲۰٫
  • خزاز رازى، على بن محمد، كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر، قم، بیدار، ۱۴۰۱ ق‏، ص ۲۳۴٫
  • راغب اصفهانى، حسين بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن‏، بيروت- دمشق‏، دار القلم- الدار الشامية، ۱۴۱۲ ق‏، ص ۵۶۳٫
  • شيخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، وسائل الشيعة، قم‏، مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ۱۴۰۹ ق‏، ج ۲۸، ص ۳۴۰٫
  • طبرسى، احمد بن على‏، الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، مشهد، نشر مرتضى‏، ۱۴۰۳ ق‏، ج ۲، ص ۳۰۰٫
  • طبرسى، على بن حسن‏، مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، نجف‏، المكتبة الحيدرية، ۱۳۸۵ ق، ص ۱۹۷٫
  • كلينى، محمد بن يعقوب‏، الكافي (ط- الإسلامية)، تهران‏، دار الكتب الإسلامية، ۱۴۰۷ ق‏، ج ۲، ص ۲۰۶
  • مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار، بیروت، دار إحياء التراث العربي‏، ۱۴۰۳ ق‏، ج ۹۵، ص ۲۲۰٫
  • مفيد، محمد بن محمد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، قم‏، كنگره شيخ مفيد، ۱۴۱۳ ق‏، ج ۲، ص ۲۵٫
  • مفيد، محمد بن محمد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، قم، كنگره شيخ مفيد، ۱۴۱۳ ق‏، ج ۲، ص ۴۰۰٫
  • موسوعة كلمات الامام الحسين (ع)، معهد تحقيقات باقرالعلوم، چاپ اوّل، قم، دارالمعروف، ص،۱۳۷۳،۷۹۷،۷۹۸،۷۹۹،۸۳۱،۸۳۰،۳۶۰
  • نورى، حسين بن محمد تقى‏، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏، قم، مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ۱۴۰۸ ق‏. ج ۵، ص ۸۷

نویسنده. ع. حیدری

 

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا دروغ باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.